آينده مذاكرات

سايت انديشه روشن مصاحبه با آقاي احمد قرباني در مورد مذاكرات هسته اي را  از سايت اقتصاد دان در اينجا ذكر مي كند.

در مورد آینده مذاکرات هسته مطالب زیادی نوشته شده است. یکی از نویسندگان جناب آقای احمد قربانی، از اقتصاددانان کشور می باشد. ایشان در سال گذشته کتابی تحت عنوان استراتژی مذاکره با آمریکا را در فضای مجازی منتشر و در شهریور ماه امسال کتابی تحت عنوان آینده مذاکرات ایران و آمریکا را منتشر کرده است. ایشان در هر دو کتاب پیش بینی هایی داشته است که اتفاقاً پیش بینی های ایشان درست از آب درآمده است. لذا سایت اقتصاد دان با ایشان مصاحبه ای ترتیب داده که در ذیل تقدیم عزیزان می شود.
اقتصاد دان : با سلام و تشکر از شما لطفا در مورد انگیزه خود در مورد تدوین این کتاب بیان کنید.
قربانی : بین کشور ایران و آمریکا یک خصومت طولانی مدت حکم فرما بوده است. خصومت از سقوط دکتر مصدق در سال ۱۳۳۲ شروع شده است. آمریکائیها کشور ایران را ملک خصوصی خود می دانستند. لذا به راحتی در کشور کودتا راه انداختند. این وضعیت ادامه داشت تا با وقوع انقلاب اسلامی، این ملک خصوصی از دست آنها خارج شد. آنها تصور می کردند. انقلاب اسلامی یک اتفاق زود گذر است و بزودی پایان می یابد. لذا مانند قبل به فکر کودتا و آشوب در ایران افتادند تا بتوانند، آب از دست رفته را به زعم آنها به جوی باز گردانند. ولی اقدامات آنها از دیدگان دانشجویان پیرو خط امام پنهان نماند. لذا سفارت آمریکا بسته ، و کلیه اقدامات و طراحی کودتا و آشوب آنها خنثی شد. از این به بعد ما می بینیم که آمریکا به فکر جنگ خارجی بر علیه ما افتاد و جنگ هشت ساله را بر ما تحمیل کردند. بعد از جنگ آمریکا تصور می کرد با خرابی های بعد از جنگ کشور ایران هیچ گاه آباد نخواهد شد. و مسئولین ایرانی برای عمران کشور خواه ناخواه دست خود را بسوی آمریکا دراز خواهند کرد. ولی این اتفاق نیافتاد و کشور با اجرای برنامه هایی به سمت ثبات و آبادانی حرکت کرد.لذا آمریکائیها به فکر حمله نظامی و تحریم اقتصادی افتادند. هدف از تحریم اقتصادی و خواسته هایی که آمریکائیها عنوان می کنند همگی نشانگر براندازی است. روی این موضوع این دو کتاب را نوشتم و آینده مذاکرات را پیش بینی کردم. که پیش بینی آن درست بود.
اقتصاد دان:سوال اول این است آیا نفس مذاکره با آمریکا سود مند است یا نه؟ اگر نیست چرا باید مذاکره کنیم.
احمد قربانی : مذاکرات را سودمند می دانم. و طرفدار این هستم که مذاکرات ادامه یابد. ولی به نتایج آن اطمینان ندارم. یعنی پیش بینی ام این است که این مذاکرات به نتیجه نمی رسد. سودمندی مذاکره به این نیست که ما فکر کنیم از مذاکرات چیزی نصیب ایران می شود. اینطور نیست. اگر امتیازی هم از طریق مذاکرات بگیریم خیلی قابل توجه نیست. ولی مذاکره باعث شده فضای بین المللی بر علیه ایران تغییر کند. تا قبل از مذاکره از ایران به عنوان کشوری که در آینده نزدیک بمب اتم می سازد و آنرا حتماً به جایی می اندازد، یاد می کردند. بر همین اساس آنها توانسته بودند یک اجماع بین المللی بر علیه ایران تشکیل بدهند. مذاکره باید انجام می شد تا این فضای بین المللی شکسته شود. باید اثبات می کردیم تأسیسات هسته ای ایران صلح آمیز است. و ایران قصد جنگ و درگیری و کشتار ندارد. سود مندی مذاکرات این است که ما در این چند وقت توانستیم این فضا منفی بین المللی را بر علیه خود خنثی کنیم.

اقتصاد دان: هدف مذاکرات از طرف ایران برداشته شدن تحریم ها است. آیا با مذاکره می توان تحریم ها را برداشت؟

قربانی : با مذاکره صرف نمی شود تحریم ها را برداشت. ولی هر کاری که می خواهیم انجام دهیم تا تحریم ها برداشته شود، باید در کنار آن مذاکره هم داشته باشیم. لذا نظرم این است که برای برداشتن تحریم ها ابتدا باید ما اثر تحریم ها را در کشور خنثی کنیم. اگر بتوانیم اثر تحریم ها را خنثی کنیم. آن موقع طرف مقابل مجبور می شود، تحریم ها را بردارد. چون اعمال تحریم ها برای آنها هزینه بر خواهد بود .

اقتصاد دان: مذاکرات تا هفت ماه دیگر تمدید شده است. برای سبک شدن تحریم ها کشور ایران چه کارهایی می تواند انجام دهد.
قربانی : ابتدا باید اثر تحریم ها بر کشور کم شود. در حال حاضر بانک مرکزی ایران تحریم شده است. به عبارت دیگر مبادلات پولی با سایر کشورها با مشکلات زیادی روبرو است. برای خنثی سازی می توانیم از راه حل های جایگزین استفاده کینم. مثلا می توانیم بانکهای دو جانبه تشکیل بدهیم. مثل بانک ایران و چین ، یا بانک ایران و هند یا بانک ایران و عراق . وقتی بانکهای دو جانبه تشکیل شود بطوریکه مبادلات پولی بین دو کشور انجام گیرد. در آن صورت اثر تحریم بانک مرکزی کاهش می یابد.
یکی دیگر از آثار تحریم ها، مبادلات بین المللی کشور با دلار است. آمریکا به راحتی می تواند دلارهایی که در بازار جهانی مبادله می شود، کنترل کند. برای اینکه از کنترل آمریکائیها خارج شویم. نباید معاملات بین المللی خود را با دلار انجام دهیم. وقتی بانکهای دو جانبه تشکیل شد. مبادلات پولی هم می تواند با دلار نباشد.
اثر سومی که تحریم ها دارد این است که آمریکائیها هر کسی که با ایران وارد معامله شود. تحریم می کنند و او را جریمه می کنند. اگر بتوانیم با کسانی وارد معامله شویم که آمریکائیها بر آنها تسلط نداشته باشند. این موضوع هم حل می شود.
برای اینکه به این سه هدف برسیم پیشنهاد مشخص من این است که بورس نفت ، بورس کالا و بانکهای دو جانبه را در منطقه آزاد تجاری کیش و قشم راه اندازی کنیم. با این اقدام هر کسی که آمریکا بر او تسلط ندارد، می تواند وارد این مناطق شود، و کالای های مورد نیاز ایران را عرضه کند. و در مقابل کالاهای ایرانی را خریداری کند. در نتیجه آمریکائیها هیچ گاه نمی توانند بر این معاملات نظارت کنند. این امر باعث می شود. تا اثر تحریم تجاری بر علیه ایران کم شود.

اقتصاد دان: یکی از دلایل عدم توافق زیاده خواهی های طرف غربی است در این مورد نظر شما چیست؟

قربانی : بطور منطقی هر مذاکره ای که انجام می شود. دو طرف می خواهند منافعی را بین خود تقسیم کنند. ولی در مذاکرات ایران و آمریکا این گونه نیست. طرف ایرانی می خواهد تحریم ها برداشته شود. به عبارت دیگر طرف ایرانی می خواهد، منافع ناشی از اقتصاد بین الملل را برای ایران هموار کند. ولی طرف آمریکائی چه خواسته ای دارد؟ اگر به گفته های آنها توجه کنید. آنها را بسیار مضحک می بینید. طرف آمریکائی از ایران می خواهد پیچ و مهره تأسیسات هسته ای را از هم باز کنیم. توان نظامی خود را کاهش دهیم، موضوع حقوق بشر آنها هم این است که به گروه های تروریسیتی مانند سازمان مجاهدین خلق اجازه فعالیت داده شود. حالا با این سه خواسته ما باید نگاه کنیم. منافع آمریکا در اجرای این خواسته ها چیست؟ آیا آمریکا منافع کوتاه مدت و بلند مدتی از اجرای این خواسته ها بدست می آورد؟ قطعاً جواب منفی است. پس هدف آمریکا از طرح این خواسته ها چیست؟ فقط یک پاسخ باقی می ماند و آن هم براندازی نظام است. شما توجه کنید. یک نفر مانند احمد شهید دائم با سازمان تروریستی مجاهدین خلق نشست و برخواست دارد. این نشست و برخاست با سازمان تروریستی برای چیست؟ چرا گفته های سازمان های تروریستی برای آمریکا و سازمان ملل به حقوق بشر بر علیه ایران تبدیل می شود؟ چرا آمریکائیها هیچ گاه اقدامات تروریستی سازمای تروریستی بر علیه ایران را محکوم نمی کند؟ این سوالها یک پاسخ می تواند داشته باشد. و پاسخش این است که آنها می خواهند این سازمانها به ایران برگردند و دوباره نا امنی را در کشور تشدید کنند.

اقتصاد دان : آیا فعالیت های هسته ای ایران واقعا یک نگرانی برای غربی ها است یا بهانه ای بیش نیست.

قربانی : بنظر می رسد ، موضوع فعالیت هسته ای ایران بهانه ای بیش نباشد. اولین بار نیست که اینجور بهانه هایی را بر علیه کشور ایران، می تراشند. قبلاً هم اینگونه بوده است. توجه کنید . زمان ناصرالدین شاه قاجار یعنی حدود ۱۳۰ سال پیش آن موقع انگلیسی ها آمدند و پیشنهاد دادند که می خواهند در ایران راه آهن احداث کنند. برای همین منظور امتیازات گوناگونی گرفتند. چند وقتی در ایران چرخیدند و گفتند دارند مطالعه می کنند. چند تا قطعه هم آوردند. بعد گفتند اگر ایران راه آهن داشته باشد به هندوستان حمله می کند. با همین بهانه پروژه احداث راه آهن در ایران را رها کردند. ولی هزینه هایی که ملت ایران تحمل کرده بود را نپرداختند. در زمان رضا خان هم پیشنهاد دادند که کارخانه ذوب آهن را در کرج احداث کنند. پولش را گرفتند و هزینه کردند ولی در آخر سر گفتند اگر ایران کارخانه ذوب آهن داشته باشد، می تواند توپ جنگی درست کند و لندن را به توپ ببندد. لذا این پروژه هم رها شد. این جور پروژه ها برای کشور هزینه بر بوده است. حالا هم خود آمریکائیها در قبل از انقلاب پروژه های اتمی در ایران را پیشنهاد دادند. هزینه اش را هم گرفتند و بعد رها کردند و رفتند. این یک خسارت که بر ما تحمیل کردند. حالا تأسیساتی که خودمان توانسته ایم بسازیم ، می گویند نداشته باشید. که این هم باعث خسارت اقتصادی برای کشور می شود.
اگر این سه واقعه را در کنار هم بگذاریم می بینیم که آنها نمی خواهند کشور پیشرفت کند. لذا بنظر من پذیرش هر گونه تعلیق یا تعطیلی فعالیت های هسته ای برای کشور خسارت بار است و در مذاکرات نباید زیر بار آن رفت. مذاکرات باید ادامه یابد. ولی برای کشور نباید خسارت داشته باشد.
اقتصاد دان: در پایان اگر پیشنهاد خاصی دارید بفرمایید.

قربانی : پیشنهاد مشخص من این است که در این هفت ماه آینده ، وزیر خارجه بهتر است به فکر تأسیس و راه اندازی بانکهای دو جانبه با کشورهای طرف معامله باشد. این بانکها باید راه اندازی شود. لازم نیست وزیر خارجه انرژی خود را در مذاکرات هدر بدهد. مذاکرات می تواند توسط یک مدیر کل وزارت خارجه هم ادامه یابد. ولی وجود بورس کالایی بین المللی و تشکیل بانکهای دو جانبه ضرورت اصلی کشور است. اگر اینها تشکیل شود. آنها مجبور می شوند تمام تحریم ها را بردارند.
اقتصاد دان: با تشکر از شما

 

چرا دوران گذار از توسعه نیآفتگی ایران طولانی شد؟

سايت انديشه روشن دلايل  توسعه نيآفتگي كشور ايران اينگونه مطرح مي كند 

بصورت تاریخی جوامع درسه حالت قرار دارند. توسعه نیآفتگی ، در حال گذار، و توسعه یافته .
مشخصه کامل توسعه نیآفتگی در کشور ایران این بوده که، در رآس حکومت یک پادشاه مستبد قرار داشته ودر ذیل پادشاه تعدادی خان وجود دارد که آنها بر مناطق مختلف کشور حکومت می کنند. ما بقی مردم هم رعیت هستند. رعیت هم فقط باید کار کند و در این حکومت هیچ ارزشی برای او قائل نیستند.
مشخصه توسعه یافتگی هم این است که در رآس حکومت افرادی قرار دارند که بصورت انتخابی چه مستقیم یا غیر مستقیم مسئولیت را در دست گرفته اند، در میانه این حکومت ، نهادهای مردمی و تشکل های مردمی قرار دارند که کارهای مردم را انجام می دهند. در ذیل هم مردم در احزاب مختلف متشکل شده اند و حرفهای خود را بصورت رآی و نظر ابراز می کنند.
جامعه ای که مانند حکومت توسعه نیآفته نباشد ولی توسعه یافته هم به آن گفته نشود در حال توسعه می گویند و این حکومت در حالت گذار توسعه نیآفتگی قرار دارد.
کشور ایران در حال گذار از توسعه نیآفتگی قرار دارد. حکومت ایران از زمان امیر کبیر یعنی سال ۱۲۶۶ هجری قمری مصادف با ۱۲۲۸ هجری شمسی و ۱۸۴۹ میلادی این دوران گذار را شروع کرده است. اقدام امیر کبیر هم اینگونه بود، که ایشان ارتش کشور را مستقل از خوانین تشکیل داد، مدرسه و روزنامه و غیره را تأسیس کرد. در مشروطه مردم به دنبال این بودند که رآس حکومت را انتخابی کنند. اقدامات رضا خان موجب شد کلیه خوانین خلع سلاح شوند، در دوران اصلاحات ارضی کلیه املاک و زمینها از خوانین گرفته شد و بین روستائیان تقسیم شد. در سال ۱۳۵۷ رأس حکومت ایران انتخابی شد. وزارت جهاد سازندگی تشکیل شد و کلیه علقه های قومی و قبیله ای را در ایران از بین برد.این وزارتخانه با اقدامات توسعه ای در روستاها توانست حداقل امکانات لازم برای توسعه را در مناطق مختلف کشور پایه ریزی کند. در سال ۱۳۷۹ شورای شهر و روستا تشکیل شد.
با همه اقداماتی که انجام شده است باز کشور ایران را جزء کشورهای توسعه یافته قلمداد نمی کنند. چرا؟ چون هنوز نتوانسته است نهادهای مردمی را فعال کند و مردم را در احزاب مختلف متشکل کند.
سوال این است حال چه باید کرد؟
پاسخ این است که باید قانون اساسی ایران بطور کامل اجرا و خواست مقام معظم رهبری که در سخنرانی کرمانشاه خود فرمودند اجرا شود. اگر این دو اجرا شود کشور ایران توسعه یافته می شود. به عبارت دیگر برای رسیدن به توسعه یافتگی، کشور ایران مشکل قانونی ندارد. بلکه مشکلش این است که قانونی که نوشته شده است، اجرا نمی شود. در ضمن مشکل شرعی و اسلامی هم بر سر راه نیست. اگر سخنان مقام معظم رهبری اجرا شود. مشکل حل می شود.
برای اینکه نهادهای مردمی بر کشور مسلط شوند، می بایست قانون شورای استان و تعیین استاندار توسط این شورا در کشور اجرا شود. در حال حاضر برای تعیین یک استاندار ، وزیر کشور مجبور است با تمامی نمایندگان مجلس شورای اسلامی آن استان ، امام جمعه استان و افراد ذی نفوذ در آن استان هماهنگی لازم را بعمل آورد. تا یک نفر را تعیین کند. سپس این فرد، تعیین شده را در هیئت دولت مطرح و با نظر هیئت دولت برای او حکم صادر می شود. اگر این کاری که فعلا وزیر کشور انجام می دهد قانونی و رسمی شود. مسئله حل می شود. یعنی شورای استان متشکل از نمایندگان مجلس شورای اسلامی همان استان ، تعدادی از نمایندگان شهر و روستا با نظر وزیر کشور، بعضافه نماینده محترم ولی فقیه در استان تشکیل شود. این شورا یک نفر را به عنوان استاندار تعیین و پس از تصویب هیئت دولت ، استاندار شود. به عبارت دیگر این موضوع در قانون اساسی هست، وزیر کشور هم بصورت غیر رسمی اینگونه عمل می کند. اگر این فرایند انتخاب استاندار بصورت رسمی باشد. برای کشور مناسب تر است. چون کسانی که استاندار را انتخاب کرده اند، مسئولیت کار خود را نیز بعهده می گیرند. و مردم هم می دانند، این استاندار را چه کسی انتخاب کرده و کارکردش چه بوده است. و اگر استاندار به درستی عمل نکرد، مردم به چه کسی باید رأی بدهند و به چه کسی نباید رأی بدهند.
در ضمن کلیه اقدامات اجرایی مانند، وظایف و اختیاراتی که در حال حاضر مسئولین مناطق آزاد تجاری دارند، استانداران هم داشته باشند. در اینصورت نهادهای مردمی می تواند حاکمیت مناطق مختلف کشور را بعهده گیرد.
موضوع بعدی گسترش احزاب است. که مقام معظم رهبری در کرمانشاه فرمودند. مقام معظم رهبری فرمودند. بهتر است در زمینه انتخاب رئیس جمهور از طریق مجلس انجام گیرد.
این موضوع هم نیاز به تصویب قانونی خاص ندارد. بلکه این قانون را شورای نگهبان هم می تواند برای خودش تصویب کند.
در حال حاضر هر کسی می تواند کاندیدای ریاست جمهوری شود.
اگر شورای محترم نگهبان در قانون داخلی خود عنوان کند که هر کسی که می خواهد کاندیدای ریاست جمهوری شود. حداقل امضای ۲۰ نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی را هم داشته باشد. بطوریکه آن ۲۰ نفر نماینده در تدوین برنامه اجرایی ریاست جمهوری نقش داشته باشند و اجرای آنرا توسط ریاست جمهوری ضمانت کنند.
در اینصورت هر نماینده مجبور است در یکی از احزابی که در مجلس تشکیل شده حضور و شرکت فعال داشته باشد. نماینده مجبور است، برنامه بنویسد و بر اجرای برنامهای که نوشته و در حال حاضر توسط رئیس جمهور اجرا می شود. نظارت کند.
مردم هم از این به بعد سعی می کنند به افرادی رأی دهند که در احزاب فعال هستند و برنامه درستی دارند. اگر کسی برنامه ای نداشته باشد به او رأی نمی دهند. در نتیجه احزاب هم در کشور فعال می شوند.
maskan dar rokod

Web Analytics