اگر می خواهید نرخ تورم را کم کنید مردم را دریابید.

اگر می خواهید نرخ تورم را کم کنید مردم را دریابید.

 در حال حاضر فعالیت پدیده شاندیز و دیگر پروژه ها بدلیل فساد،کلاهبرداری وتخلف مالی  و…متوقف شده است. در مورد تخلف این پروژه ها مطالب زیادی نوشته شده است. تخلف هر چه باشد باید با متخلفان  خصوصی و غیر خصوصی برخورد  قاطع وقانونی شود.

 برخورد با متخلفان باید سرلوحه کار دولتمردان و عبرت همگان  قرار گیرد.
ولی این برخورد ها نباید موجب نابودی حقوق  مردم  بی اطلاع از مسایل پشت صحنه شود. . اگر پروژه ای  با شفافیت شروع ، اجرا و به ثمر دهی برسد، می تواند کلیه هزینه هایی که برای آن مصرف شده را پاسخ دهد. ولی اگر این پروژه متوقف شود. سرمایه کلانی از  مردم نابود می شود که موجب بی اعتمادی بخش خصوصی به سرمایه گذاری در کشور می گردد و در انتها نرخ تورمی را بر کل جامعه تحمیل می کند که موجب می شود وضعیت معیشت عامه مردم از این که هست بدتر شود.

لذا پیشنهاد می شود همه سهامداران در مکانی جمع و مدیر جدیدی برای اجرای پروژه انتخاب و پروژه با قوانین جدید به کار خود ادامه دهد و با مدیران متخلف برخورد قانونی شود. احمد قربانی

 

 

 

شوك هاي نفتي

یک کارشناس مسایل اقتصادی ضمن اشاره به بحران شوک‌های نفتی و عدم توانایی غرب برای مقابله با این شوک اقتصادی و مدیریت آن گفت: اکنون یک دوره طلایی اقتصادی برای بخش خصوصی است که باید به کمک دولت بیاید. 

به گزارش ندای ایرانیان، عصر روز گذشته (دوشنبه) محسن رنانی در نشست تاثیر تحولات بازار نفت و مذاکرات هسته‌ای بر اقتصاد ایران، با بیان اینکه آخرین تحول ایجاد شده در فضای اقتصادی و بین المللی جهان کاهش قیمت نفت بوده است، اظهار کرد: این تغییر بخش بزرگی از معادلات سیاست داخلی و خارجی را بر هم زده است. سیاست اصلی دولت اوباما در قبال خلیج فارس جلوگیری از واردات حتی یک قطره نفت تا سال 2020 بود. 

وی پیرامون اصلی‌ترین هدف آمریکا برای حمله به عراق افزود: پس از حمله آمریکا به عراق ناامنی در مناطق نفتی این کشور ایجاد و به دنبال آن شوک قیمتی این محصول نیز آغاز شد به طوری که قیمت نفت از 23 دلار به ازای هر بشکه نفت خام در سال 2003 ، ظرف مدت دوسال به50 دلار رسید، اما قیمت نفت از دید آمریکا باز هم نیازمند افزایش قیمت تا مرز 100 دلار بود و سیاست ایالات متحده بر این اصل استوار بود که به مدت هفت تا 10 سال قیمت نفت را ثابت نگاه داشته و پس از آن تغییراتی در آن ایجاد کند. 

عضو هیات علمی گروه اقتصاد و دارایی دانشگاه اصفهان، مناقشه هسته‌ای ایران را دستاویز غرب برای سرعت بخشیدن به سیر صعودی قیمت نفت در بازارهای جهانی دانست و گفت: قیمت نفت به شدت به پارامترهای سیاسی و تحولات منطقه خلیج فارس وابسته است به طوری که بروز حتی یک تغییر کوچک در این منطقه می‌تواند در نوع شیب قیمت نفت در بازارهای جهانی تاثیر بگذارد. 

رنانی با اعتقاد به اینکه مساله هسته‌ای ایران به شکلی آرام و بی هزینه آمریکا را به اهداف اقتصادی خود در خاورمیانه نزدیک کرد، ادامه داد: در شرایطی که سیاستمداران ایران از قیمت 100 دلاری هر بشکه نفت خام در بازارهای جهانی خرسند بودند آمریکا و روسیه به بیشترین سود ممکن از افزایش قیمت نفت دست یافتند. روسیه به این خاطرکه بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان محسوب می‌شود و آمریکا نیز از این بابت به دنبال تغییر الگوی انرژی در جهان بود. 

وی با استناد به کتاب "پایان نفت" مبنی بر سردمداری آمریکا در ایجاد تغییرات جهانی نفت خاطرنشان کرد: بر اساس این کتاب جهان در نهایت مجبور به تبعیت از سیاست‌های اقتصادی آمریکا در قبال نفت است به عنوان نمونه اگر آمریکا اعلام کند که ظرف 10 سال آینده تمام خودروهای این کشور ملزم به استفاده از سوخت سبز هستند از این پس همه شرکت‌های خودرو ساز جهانی که قصد صادرات محصولات خود به آمریکا را دارند ناچار به تولید خودروهایی با ویژگی‌های مورد نظر کشور قدرتمند مقصد هستند. 

این استاد دانشگاه به اظهار نظر سال 2008 اوباما مبنی بر پایان بخشیدن به اعتیاد نفت تا سال 2020 اشاره و تصریح کرد: به نظر می‌رسد این پیش بینی دو سال زودتر از تاریخ مورد نظر رییس جمهور وقت آمریکا یعنی در سال 2018 به تحقق خواهد پیوست. جهان غرب در قرن بیستم با درایت و به سادگی از چهار بحران بزرگ پیش روی خود از جمله بحران‌های مربوط به جنگ‌های جهانی، بحران‌های اقتصادی، انقلاب‌های کمونیستی و شوک‌های نفتی گذشت. 

رنانی افزود: غرب با تشکیل سازمان ملل متحد از ورود کشورها به عرصه جنگ و خون ریزی جلوگیری کرده و با بحران جنگ‌های جهانی مقابله کرد و بحران‌های اقتصادی نیز اگر چه برای نخستین بار در سال 1929 از یک سو به سقوط بورس‌های آمریکایی و غربی و از سوی دیگر به خودکشی چهار هزار نفر در جهان به خاطر استیصال از وضعیت اقتصادی کشورهای خود شد، اما این مشکل نیز پس از انعقاد توافقنامه‌های پولی و مالی، ایجاد پیوندهای تجاری، تاسیس صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و ... نیز از سوی غرب مدیریت شد. 

وی پیرامون چگونگی مواجهه غرب با بحران انقلاب‌های کمونیستی تصریح کرد: با وجود اینکه با انقلاب‌های کمونیستی تمام تمدن غرب زیر سوال برده شد، اما در ادامه بخشی از این مشکل به علت خطای سیستم‌های کمونسیتی و بخشی دیگر نیز به دنبال درایت غرب برطرف شد. 

این کارشناس مسایل اقتصادی ادامه داد: غرب در عمل شوروی را در یک مسابقه هسته‌ای کانالیزه و متعهد کرد تا 30درصد درآمد ملی خود را به منظور ریشه کن کردن فقر در تجهیزات نظامی به مصرف برساند و از این طریق تمام انرژی مازاد مورد نیاز برای پیشی گرفتن سیستم کومونیست در یک مسابقه تسلیحاتی در بخش نظامی کانالیزه شد. 

رنانی با اشاره به بحران شوک‌های نفتی و با بیان عدم توانایی غرب برای مقابله با این شوک اقتصادی و مدیریت آن، تصریح کرد: نخستین شوک نفتی در سال 1973 در جنگ عراق و اسراییل و دومین شوک نفتی نیز در جریان انقلاب ایران برای غرب رخ داد به همین دلیل نیز می‌توان گفت که شوک نفتی تمام برنامه ریزی‌های صنایع غربی را تاکنون به هم ریخته است. 

وی درباره علت رغبت آمریکا و غرب به استفاده از سوخت‌های تجدید پذیر در گذر زمان گفت: اگر روند عرضه و تقاضای نفت در بازارهای جهانی تابع الگوهای رو به رشد خود در دهه 90 میلادی باقی می‌ماند بدون شک در خلال سال‌های 2020 تا 2025 شاهد پیشی گرفتن تقاضای نفت از عرضه آن بودیم و به دنبال این اتفاق نیز قیمت نفت به چند صد دلار برای هر بشکه می‌رسید مساله‌ای که در نهایت باعث ایجاد خسارت‌های جبران ناپذیری بر پیکر اقتصاد غرب می‌شد با این تفسیر آمریکا و غرب تمام تلاش خود را در جهت استفاده کمتر از نفت و جایگزینی انرژی‌های نو به جای آن به کار گرفته‌اند. 

عضو هیات علمی گروه اقتصاد و دارایی دانشگاه اصفهان افزود: محاسبات انجام شده در اوایل قرن بیست و یکم نشان می‌دهد که روند جایگزینی انرژی‌های نو به جای نفت 100 سال به طول می‌انجامد این در حالی است که مهمترین عامل گرمایش و آلودگی زمین استفاده از نفت و مشتقات حاصل از آن است و اگر این آلودگی‌ها تا سال 2050 میلادی ادامه یابند آب دریاها و اقیانوس‌ها بالا آمده و خسارت‌های جبران ناپذیری به 50 درصد اقتصاد ایجاد شده غرب در حاشیه دریاها و اقیانوس‌ها وارد می‌شود. 

رنانی، بهترین راه عدم استفاده مردم از نفت را افزایش قیمت این محصول دانست و تصریح کرد: اگر در سال 2005 قیمت نفت به بالاتر از 40 دلار می‌رسید، تولید انرژی هسته‌ای در جهان شکل اقتصادی به خود می‌گرفت چرا که افزایش قیمت نفت نه تنها باعث افزایش انگیزه سرمایه گذاری در بخش انرژی‌های تجدید پذیر می‌شود، بلکه گرایش کشورها به استفاده از انرژی‌های پاک مانند انرژی هسته‌ای را نیز افزایش می‌دهد. 

وی به سیر رو به رشد سرمایه گذاری‌های غرب در بخش انرژی‌های تجدید پذیر اشاره و خاطر نشان کرد: در سال 2012، رشد سرمایه‌گذاری برای انرژی‌های نو به 70 درصد رسیده است این به آن معنی است که دیگر برای جایگزینی انرژی‌های نو با نفت نیاز به 100 سال زمان و به عنوان مثال کشوری مانند آمریکا که بزرگترین وارد کننده نفت دنیا است تا سال 2018 دیگر نفتی به کشور خود وارد نخواهد کرد. 

مولف کتاب "بازار یا نابازار" با اشاره به عدم رشد 5 درصدی معمول قیمت نفت و توقف میزان تقاضای جهانی بر 80 میلیون بشکه اظهار کرد: به علت ارزش اقتصادی نفت شیل در مقابل سوخت های تجدید پذیر سقوط قیمت نفت از هم اکنون در بازارهای جهانی آغاز شده است و این مساله طلیعه ای از یک سقوط بزرگتر را نوید می دهد. 

رنانی ادامه داد: در حال حاضر رشد تقاضای نفت متوقف شده و صنایع بزرگ و کوچک جهانی نیز در حال حرکت به سمت استفاده از انرزی های نو و تجدید پذیر هستند، بنابراین کشورهای خاورمیانه و جهان باید بدانند که قیمت جهانی نفت دیگر هرگز به 100 دلار نخواهد رسید. 

وی با بیان اینکه نزول قیمت نفت تا مرز بالاترین هزینه تولید آن یعنی 35 دلار در دریای شمال به معنای غیر اقتصادی بودن تولید نفت است، گفت:اصلی ترین هدف عربستان برای پایین نگه داشتن قیمت نفت مقابله با نفت شیل است. اگر قیمت نفت به 50 دلار برسد شرکت های آمریکایی دیگر قادر به تولید نفت شیل نخواهند بود. 

این استاد دانشگاه ادامه داد: با توجه به سقوط قیمت نفت تا مرز 50 دلار جهان امروز در آغاز یک سقوط بزرگ قرار گرفته است، با این وجود بروز تحولات سیاسی پیش بینی نشده می تواند منجر به افزایش قیمت نفت شود. به عنوان نمونه اگر داعش در منطقه ایجاد ناامنی کند، طوفانی در سواحل آمریکا اتفاق بیفتد و پالایشگاه ها و صنایع را نابود کند و ... باعث افزایش قیمت نفت خواهد شد اما این موارد نیز در عمل افزایش های مقطعی در قیمت خواهند بود. 

رنانی با اعتقاد به اینکه سقوط قیمت نفت می تواند تهدیدی فرصت آفرین برای ایران باشد، خاطر نشان کرد: ایران باید بپذیرد که در آغاز یک دوره سقوط قیمت نفت قرار گرفته است. یک دوره طلایی برای اقتصاد ایران که در آن دولت وظیفه دارد از بخش خصوصی درخواست کمک کند. سقوط قیمت نفت ممکن است باعث بروز برخی مشکلات در جامعه ایران شود، اما توجه نظام تدبیر به بخش خصوصی می تواند باعث بروز یک نقطه عطف و طلایی برای کشور باشد. 

وی با ابراز تاسف از عملکرد بخش خصوصی در ایران گفت: بخش خصوصی در ایران نه تنها آمادگی لازم برای حمایت از دولت ندارد، بلکه همواره در انتظار برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های دولت نیز هست. مجلس قانون هدف مندی یارانه ها را تصویب کرده و بر طبق این قانون 20 درصد از درآمد یارانه ها به بخش خصوصی واگذار شده است، چرا بخش خصوصی از نگرفتن سهم خود شکایتی نکرد؟ 

عضو هیات علمی گروه اقتصاد و دارایی دانشگاه اصفهان ادامه داد: بخش خصوصی قدرت تصمیم گیری، قانون گذاری و تبلیغات دارد، اما از این قدرت خود استفاده ای نمی کند.بخش خصوصی در این دوران که دوران سقوط بزرگ نفت است، باید برای آینده فکر کند، باید به دولت بسته پیشنهادی برای نرخ ارز پس از تحریم ارائه دهد. 

این کارشناس مسایل اقتصادی تاکید کرد: توافق هسته‌ای هیچ مشکلی از اقتصاد جامعه را حل نمی کند. 

رنانی پیرامون دلایل مصالحه غرب با ایران با توجه به سیاست های تعریف شده توسط قدرت های مطرح جهانی، اظهار کرد:تحولات اخیر خاورمیانه منجر به ایجاد مجموعه ای از دولت های ورشکستگی شده است. دولت هایی که در تامین امنیت خود به عنوان نخستین وظیفه اساسی ناتوان هستند به عنوان مثال اکنون کنترل بیش از 50 درصد کشورهای پاکستان، افغانستان، عراق، سوریه و ... از دست دولت های خود خارج شده است و در صورت نبود کشورهای با ثباتی مانند ایران و عربستان در منطقه، خاور میانه با فروپاشی بزرگی رو به رو خواهد شد. 

وی با اشاره به اینکه ثبات خاورمیانه برای صادرات نفت آمریکا از منطقه مورد نیاز است، گفت: آمریکا برای رسیدن به اهداف اقتصادی خود به یک ایران و عربستان با ثبات و نه ورشکسته نیازمند است. با این وجود اگر چه استراتژی غرب در حال حاضر بر حفظ اعتدال ایران استوار است. اما اگر ایران در مسیری تهدید آمیز برای رژیم صیهونیستی و یا غرب حرکت کند بدون شک با واکنش سریع طرف های غربی مواجه خواهد شد. 

رنانی، رابطه آمریکا با ایران را دستاورد مهم سیاست خارجی آمریکا دانست و ادامه داد: اگر چه اوباما و هم حزبان او به دنبال استفاده سیاسی از روابط خود با ایران هستند، اما در عین حال برای گریز از نوسانات ایجاد یک رابطه سریع به دنبال مصالحه ای تدریجی هستند. 

عضو هیات علمی گروه اقتصاد و دارایی دانشگاه اصفهان با اعتقاد به اینکه غرب برای بحران‌سازی در خاورمیانه به داعش نیازمند است، تصریح کرد: بر این اساس گروه تروریستی داعش ظرف یک یا دو سال آینده از کره زمین محو نخواهد شد، بلکه فعالیت آن محدود می شود 

وی با اشاره به دلایل آمریکا و ایران برای ورود به یک مصالحه فی ما بین خاطر نشان کرد: در شرایط کنونی هم غرب و هم ایران تمایل به مصالحه دارند. ایران به دلیل حجم مشکلات موجود که از یک سو ناشی از ساختارهای ناکارآمد اداری و اقتصادی و یا بی تدبیری های سال های اخیر است و از سوی دیگر نیز به دلیل تحریم ها وغرب و به طور خاص آمریکا نیز به علت نیازمندی به یک دستاورد سیاست خارجی تمایل به مصالحه دارد. 

رنانی، طول کشیدن روند مذاکرات را به ضرر ایران دانست و اظهار کرد: کاهش قیمت نفت در ماه های پیش رو قدرت چانه زنی ایران را از بین می برد و مذاکره کنندگان ایرانی را وادار می کند تا با شدت بیشتری طالب مذاکرات باشند با این وجود طولانی شدن زمان مذاکرات ممکن است به ضرر رییس جمهور آمریکا نیز تمام شود. چرا که قدرت علنی جمهوری خواهان در کنگره و سنا از سال جاری میلادی ممکن است راه اوباما برای انجام مذاکرات با ایران را با مشکلاتی رو به رو کند. 

مولف کتاب " اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی ایران، درآمدی بر عبور تمدن‌ها "تصریح کرد: ایران برای حفظ پشتوانه‌های نفتی خود باید تا پیش از نوروز و حتی تا قبل از عید نوروز به توافق جامع به 1+5 دست یابد. تنها فایده به درازا کشیده شدن مذاکرات برای ایران کم رنگ شدن صدای اعتراض مخالفان توافق هسته ای است. 

وی گفت: در اواخر دولت یازدهم بحران جدی اقتصادی و کاهش شدید ذخایر کنجاله و گندم باعث آماده تر شدن فضا برای توافق هسته ای با غرب شد، اما پس از برداشته شدن اندکی از تحریم ها در آن مقطع دوباره صدای اعتراض برخی به چرایی انجام مذاکرات بالا رفت و برخی گروه ها دوباره به تردید و یا تشکیک افتادند. 

رنانی، درباره گره خوردگی اقتصاد ایران و بخش خصوصی توضیح داد: دولت وزن زیادی برای مذاکرات ایجاد کرده و این موضوع به جامعه نیز منتقل شده است به طوری که مردم اکنون توافق هسته ای ایران با گروه 1+5 را به معنای تمام شدن همه مشکلات می دانند. این مساله باعث سر پوش گذاشتن بر سایر مسائل نیز هست اکنون کشور با هزار و یک چالش دیگر رو به رو است که نیازمند بررسی و واکاوی هستند. 

وی افزود: ایران در مذاکرات هسته ای خود با گروه 1+5 وارد یک لوله یک طرفه ای شده که امکان بازگشتی برای آن نیست، تنها کار ممکن در این مسیر کنیم گاهی ناز کردن و گاهی آهسته تر و یا تند رفتن است. هیچ برگشتی در مذاکرات هسته ای ایران وجود ندارد این مذاکرات تنها ممکن است تمدید شود و یا به طول بینجامد. 

رنانی ادامه داد: این یک طرفه بودن مسیر مذاکرات هسته ای ایران نقطه اطمینانی برای بخش خصوصی است، چرا که اگر کشور عقب گرد کند با فشارهای عظیمی رو به رو می شود.مذاکرات با احتمال فراوان دوباره تمدید خواهد شد و این موضوع به پارامترهایی مانند قیمت نفت، وضعیت داعش، روسیه، سوریه، سیاست های داخلی ایران بستگی دارد. 

وی گفت: فرض حصول نتیجه برای مذاکرات هسته ای ایران هیچ دستاوردی به جز کاهش 500 تومانی مقطعی قیمت ارز برای کشور به دنبال نخواهد داشت. به همین دلیل نیز لازم است بخش خصوصی مستقل از مذاکرات استراتژی خود را بچیند. 

عضو هیات علمی گروه اقتصاد و دارایی دانشگاه اصفهان ادامه داد: اگر توافق هسته ای صورت بگیرد واردات نیز انجام گرفته و قیمت ارز افزایش می یابد. اما اگر توافقی میان ایران و طرف غربی انجام نشود، شوک ناشی از عدم توافق، قیمت ارز را افزایش می دهد. با این تفاوت که در صورت انجام توافق، قیمت ارز با چند ماه تاخیر افزایش خواهد یافت. 

وی با مطرح کردن این سوال که اگر توافق در مذاکرات هسته ای انجام شود چه تحریم هایی برداشته می شود؟ و با بیان اینکه 28 تحریم با محوریت آمریکا وجود دارد که بخشی از آن را کنگره و بخشی را نیز رییس جمهور وضع کرده، اظهار کرد: هفت مورد از 28 تحریم به سرعت با توافقنامه لغو می شود و باقی آن یک پروسه قانونی تاریخی دارد که زمان بر است. یک سری از تحریم ها مستقیم مربوط به بحث هسته ای است و باقی به حقوق بشر، تروریست، پولشویی، فساد و ... ربط دارند. 

رنانی خاطر نشان کرد: تحریم هایی که وضع شده اند و احتمالا بلافاصله پس از توافق هسته ای لغو می شوند، پنج مورد است. 

وی ادامه داد: فرمان اجرایی 13382جرج بوش در سال 2005 یکی از تحریم ها است که طبق این فرمان معامله با افراد و نهادهایی که در صنعت هسته ای ایران نقش و فعالیت دارند منع شده و اموال این نهادها در آمریکا مسدود خواهد شد. این تحریم پس از توافق رفع می شود اما رفع آن در اقتصاد کشور اثری نمی گذارد و تنها ممکن است بر روی فعالیت های حاشیه ای هسته ای تاثیر مثبت داشته باشد. 

این کارشناس مسایل اقتصادی به تحریم بعدی که فرمان اجرایی 13622 باشد اشاره و تاکید کرد: این تحریم علیه شرکت های مرتبط با پتروشیمی تعریف شده که منابع مالی بخش پتروشیمی که دومین منبع درآمد ایران است را محدود می کند. با برداشتن تحریم در این حوزه، بخش پتروشیمی تحول پیدا خواهد کرد. 

وی افزود: یکی دیگر از تحریم ها، فرمان اجرایی 13599 است که به طور مشخص بانک مرکزی را تحریم کرده، با توافق هسته ای این تحریم برداشته می شود. از مجموعه تاثیراتی که حذف تحریم ها بر جای می گذارد، همین یک مورد اهمیت زیادی دارد که این آن را هم اکنون یاد گرفته ایم که چگونه دور بزنیم. 

رنانی اضافه کرد: تحریم دیگر، فرمان 13608 است که طبق آن افراد غیر آمریکایی که تحریم های ایران و سوریه را نقض کردند، تحت پیگرد قرار گیرند. این تحریم هم برای اقتصاد کشور اثری نخواهد گذاشت. 

وی به دو تحریمی که کنگره آمریکا وضع کرده و پس از تحریم احتمالا لغو می شود اشاره کرد و گفت: قانونی که تحت عنوان اختیارات دفاع ملی در کنگره تصویب شده و بخش مالی ایران و بانک های خارجی که با بخش نفت ایران ارتباط دارند را تحریم کرده است. با توجه به کنگره جمهوری خواه بعید است که این تحریم پس از توافق نیز رفع شود. 

مولف کتاب "بازار یا نابازار" خاطر نشان کرد: همچنین قانون منع گسترش تسلیحات هسته ای توسط ایران و قانون منع دستیابی ایران، کره شمالی و سوریه به تسلیحات کشتارجمعی است که این موضوع هم بر اقتصاد، اثری نخواهد گذاشت. 

وی تصریح کرد: البته همین که توافق صورت بگیرد آثار روانی بر شرکای تجاری و اقتصاد ایران می گذارد و امید و نشاطی که ایجاد می کند، تحرک به وجود خواهد آورد. شرکای تجاری فعال می شوند اما باید بتوان صادرات انجام داد، باید استانداردهای صادرات وجود داشته باشد، باید نظام گمرکی فعال و کارآمد باشد تا بتوان فعالیت تجاری انجام داد. 

رنانی با بیان اینکه ظرفیت تولید کشور بیش از دو برابر مصرف داخلی است، اضافه کرد: بنابراین در داخل برای تولیدات مشتری وجود ندارد و باید درها باز شود و صادرات انجام شود، برای این مهم، همکاری های منطقه ای باید وجود داشته باشد که متاسفانه وجود ندارد. 

وی با اعتقاد بر اینکه اگر رونق وجود داشته باشد، تورم مشکل ساز نخواهد بود، ادامه داد: تورم زمانی نامناسب است که رکود باشد. بنابراین مشکل، تورم نیست بلکه رکود است و در رکود مساله اول حل بدهی های معوقه است. 

عضو هیات علمی گروه اقتصاد و دارایی دانشگاه اصفهان از دولت خواست تا دو فعالیت را هر چه سریع تر انجام دهد و گفت: یکی اینکه تکلیف قیمت انرژی سال آینده از الان روشن کند تا اگر قیمت انرژی در سال آینده بالا رفت، شوک ایجاد نکند و از همین الان همه در برنامه هایشان این موضع را ببینند و دوم اینکه پلان با ثبات برای ارز ارایه شود؛ نباید منتظر ماند تا تحریم برداشته شود و اتفاقات دیگر بیفتد. 

وی با اظهار نگران مبنی بر اینکه پس از لغو تحریم ها، کشور وارد موج آشوب سیاست گذاری و همچنین مواجهه با آشفتگی در واردات شود، تاکید کرد: بسیاری از حوزه ها کمبود دارند و همه می خواهند در این شرایط گشایش پس از تحریم، کمبودهای خود را جبران کنند و متعاقب آن یک جهش عظیم قیمت ارز بوجود می آید و در نهایت یک شوک تورمی داخلی ایجاد می شود. 

رنانی اضافه کرد: دولت باید یکبار برای همیشه بند ناف بودجه اش را از قیمت ارز بچیند. اینجاست که باید بخش خصوصی به دولت یک نسخه عملیاتی بدهد. 

وی با بیان اینکه 25 سال خصوصی سازی در کشور در حال انجام است، تصریح کرد: نسبت بودجه دولت به کل اقتصاد ایران در سال 1368، 40 درصد بود، اکنون این میزان به 80 درصد رسیده است. 

مولف کتاب "اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی ایران، درآمدی بر عبور تمدن‌ها"، افزود: یک سری اشکالات غیر ساختاری در اقتصاد کشور وجود دارند که در کوتاه مدت یا میان مدت قابل حل هستند مانند تنش هسته ای و سردی روابط با کشورهای عربی که با یک سفر قابل رفع است، بی ثباتی در فضای سرمایه گذاری و همچنین شکاف در وفاق ملی. 

رنانی ادامه داد: بالاخره باید مناقشه سال 88 یک نقطه پایان داشته باشد، این قضیه بی ثباتی سیاسی می آورد. باید یک آشتی ملی ایجاد شود. نمی توان موتور توسعه را با نیمی از جامعه روشن کرد. یک ملت باید از تمام ظرفیت های خود در جهت توسعه استفاده کند. 

این استاد دانشگاه تصریح کرد: مناقشه 88 به مراتب بدتر از مناقشه هسته ای، اقتصاد ایران را زمین گیر کرده است. توافق هسته ای نا اطمینانی های حوزه خارجی را حل می کند، اما نا اطمینانی های حوزه داخلی با توافق حل نمی شود. 

وی به نگرانی های خود پس از توافق هسته ای اشاره و اظهار کرد: توافق هسته ای شرط لازم است، شرط کافی نیست. پس از لغو تحریم احتمال دارد، برخوردهای سیاسی دولت به ویژه چون به انتخابات مجلس نزدیک می شویم، شدت می گیرد. 

رنانی ادامه داد: پس از لغو تحریم، ممکن است عده ای توافق کننده ها را متهم کنند و به آن ها حمله کنند، عده ای بخواهند متقابلا جواب دهند، این موارد در آستانه برگزاری انتخابات مجلس انجام گیرد، بحث مناقشات 88 نیز در آن زمان داغ شود و در نهایت یک شکاف سیاسی در سطح ملی رخ بدهد. 

وی با بیان اینکه سرمایه گذاری های پراکنده ممکن است پس از لغو تحریم شروع شود، گفت: در کشور سرمایه گذاری های ناتمام بسیاری وجود دارد که این نگرانی وجود دارد که پس از لغو تحریم، بخواهند تمام این سرمایه گذاری‌ها را تکمیل کنند. 

عضو هیات علمی گروه اقتصاد و دارایی دانشگاه اصفهان ادامه داد: باید قانون گذاشته شود که سرمایه گذاری روی بخشی از پروژه ها ممنوع باشد. وگرنه رها شدگی پس از تحریم باعث می شود در بسیاری از پروژه ها، پول اختصاص یابد، تورم ایجاد شود اما تولیدی از قبل آن حاصل نشود. 

وی اضافه کرد: تنها باید در پروژه ای سرمایه گذاری انجام شود که در همان سال به تولید برسد وگرنه تورم ایجاد خواهد کرد. 

رنانی نگرانی دیگر را خطر قراردادهای خارجی گسترده عنوان کرد و گفت: بسیاری از نهادها و وزرات خانه ها آماده اند که پس از لغو تحریم قراردادهای خارجی منعقد کنند. تمام قراردادهای خارجی باید معطوف به از زمین بلند کردن بخش خصوصی باشد. 

وی اظهار کرد: بخش خصوصی و اتاق بازرگانی حتما باید تا قبل از عید بسته پساتحریم آماده کند و در اختیار دولت قرار دهد. 

این کارشناس مسایل اقتصادی با بیان اینکه اکنون یک دوره طلایی اقتصادی برای بخش خصوصی است، خاطر نشان کرد: بخش خصوصی باید به تولید تئوری در شرایط پساتحریم مطابق نیازها بپردازد. اکنون بخش خصوصی باید به دولت کمک کند.

چرا دوران گذار از توسعه نیآفتگی ایران طولانی شد؟

سايت انديشه روشن دلايل  توسعه نيآفتگي كشور ايران اينگونه مطرح مي كند 

بصورت تاریخی جوامع درسه حالت قرار دارند. توسعه نیآفتگی ، در حال گذار، و توسعه یافته .
مشخصه کامل توسعه نیآفتگی در کشور ایران این بوده که، در رآس حکومت یک پادشاه مستبد قرار داشته ودر ذیل پادشاه تعدادی خان وجود دارد که آنها بر مناطق مختلف کشور حکومت می کنند. ما بقی مردم هم رعیت هستند. رعیت هم فقط باید کار کند و در این حکومت هیچ ارزشی برای او قائل نیستند.
مشخصه توسعه یافتگی هم این است که در رآس حکومت افرادی قرار دارند که بصورت انتخابی چه مستقیم یا غیر مستقیم مسئولیت را در دست گرفته اند، در میانه این حکومت ، نهادهای مردمی و تشکل های مردمی قرار دارند که کارهای مردم را انجام می دهند. در ذیل هم مردم در احزاب مختلف متشکل شده اند و حرفهای خود را بصورت رآی و نظر ابراز می کنند.
جامعه ای که مانند حکومت توسعه نیآفته نباشد ولی توسعه یافته هم به آن گفته نشود در حال توسعه می گویند و این حکومت در حالت گذار توسعه نیآفتگی قرار دارد.
کشور ایران در حال گذار از توسعه نیآفتگی قرار دارد. حکومت ایران از زمان امیر کبیر یعنی سال ۱۲۶۶ هجری قمری مصادف با ۱۲۲۸ هجری شمسی و ۱۸۴۹ میلادی این دوران گذار را شروع کرده است. اقدام امیر کبیر هم اینگونه بود، که ایشان ارتش کشور را مستقل از خوانین تشکیل داد، مدرسه و روزنامه و غیره را تأسیس کرد. در مشروطه مردم به دنبال این بودند که رآس حکومت را انتخابی کنند. اقدامات رضا خان موجب شد کلیه خوانین خلع سلاح شوند، در دوران اصلاحات ارضی کلیه املاک و زمینها از خوانین گرفته شد و بین روستائیان تقسیم شد. در سال ۱۳۵۷ رأس حکومت ایران انتخابی شد. وزارت جهاد سازندگی تشکیل شد و کلیه علقه های قومی و قبیله ای را در ایران از بین برد.این وزارتخانه با اقدامات توسعه ای در روستاها توانست حداقل امکانات لازم برای توسعه را در مناطق مختلف کشور پایه ریزی کند. در سال ۱۳۷۹ شورای شهر و روستا تشکیل شد.
با همه اقداماتی که انجام شده است باز کشور ایران را جزء کشورهای توسعه یافته قلمداد نمی کنند. چرا؟ چون هنوز نتوانسته است نهادهای مردمی را فعال کند و مردم را در احزاب مختلف متشکل کند.
سوال این است حال چه باید کرد؟
پاسخ این است که باید قانون اساسی ایران بطور کامل اجرا و خواست مقام معظم رهبری که در سخنرانی کرمانشاه خود فرمودند اجرا شود. اگر این دو اجرا شود کشور ایران توسعه یافته می شود. به عبارت دیگر برای رسیدن به توسعه یافتگی، کشور ایران مشکل قانونی ندارد. بلکه مشکلش این است که قانونی که نوشته شده است، اجرا نمی شود. در ضمن مشکل شرعی و اسلامی هم بر سر راه نیست. اگر سخنان مقام معظم رهبری اجرا شود. مشکل حل می شود.
برای اینکه نهادهای مردمی بر کشور مسلط شوند، می بایست قانون شورای استان و تعیین استاندار توسط این شورا در کشور اجرا شود. در حال حاضر برای تعیین یک استاندار ، وزیر کشور مجبور است با تمامی نمایندگان مجلس شورای اسلامی آن استان ، امام جمعه استان و افراد ذی نفوذ در آن استان هماهنگی لازم را بعمل آورد. تا یک نفر را تعیین کند. سپس این فرد، تعیین شده را در هیئت دولت مطرح و با نظر هیئت دولت برای او حکم صادر می شود. اگر این کاری که فعلا وزیر کشور انجام می دهد قانونی و رسمی شود. مسئله حل می شود. یعنی شورای استان متشکل از نمایندگان مجلس شورای اسلامی همان استان ، تعدادی از نمایندگان شهر و روستا با نظر وزیر کشور، بعضافه نماینده محترم ولی فقیه در استان تشکیل شود. این شورا یک نفر را به عنوان استاندار تعیین و پس از تصویب هیئت دولت ، استاندار شود. به عبارت دیگر این موضوع در قانون اساسی هست، وزیر کشور هم بصورت غیر رسمی اینگونه عمل می کند. اگر این فرایند انتخاب استاندار بصورت رسمی باشد. برای کشور مناسب تر است. چون کسانی که استاندار را انتخاب کرده اند، مسئولیت کار خود را نیز بعهده می گیرند. و مردم هم می دانند، این استاندار را چه کسی انتخاب کرده و کارکردش چه بوده است. و اگر استاندار به درستی عمل نکرد، مردم به چه کسی باید رأی بدهند و به چه کسی نباید رأی بدهند.
در ضمن کلیه اقدامات اجرایی مانند، وظایف و اختیاراتی که در حال حاضر مسئولین مناطق آزاد تجاری دارند، استانداران هم داشته باشند. در اینصورت نهادهای مردمی می تواند حاکمیت مناطق مختلف کشور را بعهده گیرد.
موضوع بعدی گسترش احزاب است. که مقام معظم رهبری در کرمانشاه فرمودند. مقام معظم رهبری فرمودند. بهتر است در زمینه انتخاب رئیس جمهور از طریق مجلس انجام گیرد.
این موضوع هم نیاز به تصویب قانونی خاص ندارد. بلکه این قانون را شورای نگهبان هم می تواند برای خودش تصویب کند.
در حال حاضر هر کسی می تواند کاندیدای ریاست جمهوری شود.
اگر شورای محترم نگهبان در قانون داخلی خود عنوان کند که هر کسی که می خواهد کاندیدای ریاست جمهوری شود. حداقل امضای ۲۰ نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی را هم داشته باشد. بطوریکه آن ۲۰ نفر نماینده در تدوین برنامه اجرایی ریاست جمهوری نقش داشته باشند و اجرای آنرا توسط ریاست جمهوری ضمانت کنند.
در اینصورت هر نماینده مجبور است در یکی از احزابی که در مجلس تشکیل شده حضور و شرکت فعال داشته باشد. نماینده مجبور است، برنامه بنویسد و بر اجرای برنامهای که نوشته و در حال حاضر توسط رئیس جمهور اجرا می شود. نظارت کند.
مردم هم از این به بعد سعی می کنند به افرادی رأی دهند که در احزاب فعال هستند و برنامه درستی دارند. اگر کسی برنامه ای نداشته باشد به او رأی نمی دهند. در نتیجه احزاب هم در کشور فعال می شوند.
maskan dar rokod

آينده مذاكرات

سايت انديشه روشن مصاحبه با آقاي احمد قرباني در مورد مذاكرات هسته اي را  از سايت اقتصاد دان در اينجا ذكر مي كند.

در مورد آینده مذاکرات هسته مطالب زیادی نوشته شده است. یکی از نویسندگان جناب آقای احمد قربانی، از اقتصاددانان کشور می باشد. ایشان در سال گذشته کتابی تحت عنوان استراتژی مذاکره با آمریکا را در فضای مجازی منتشر و در شهریور ماه امسال کتابی تحت عنوان آینده مذاکرات ایران و آمریکا را منتشر کرده است. ایشان در هر دو کتاب پیش بینی هایی داشته است که اتفاقاً پیش بینی های ایشان درست از آب درآمده است. لذا سایت اقتصاد دان با ایشان مصاحبه ای ترتیب داده که در ذیل تقدیم عزیزان می شود.
اقتصاد دان : با سلام و تشکر از شما لطفا در مورد انگیزه خود در مورد تدوین این کتاب بیان کنید.
قربانی : بین کشور ایران و آمریکا یک خصومت طولانی مدت حکم فرما بوده است. خصومت از سقوط دکتر مصدق در سال ۱۳۳۲ شروع شده است. آمریکائیها کشور ایران را ملک خصوصی خود می دانستند. لذا به راحتی در کشور کودتا راه انداختند. این وضعیت ادامه داشت تا با وقوع انقلاب اسلامی، این ملک خصوصی از دست آنها خارج شد. آنها تصور می کردند. انقلاب اسلامی یک اتفاق زود گذر است و بزودی پایان می یابد. لذا مانند قبل به فکر کودتا و آشوب در ایران افتادند تا بتوانند، آب از دست رفته را به زعم آنها به جوی باز گردانند. ولی اقدامات آنها از دیدگان دانشجویان پیرو خط امام پنهان نماند. لذا سفارت آمریکا بسته ، و کلیه اقدامات و طراحی کودتا و آشوب آنها خنثی شد. از این به بعد ما می بینیم که آمریکا به فکر جنگ خارجی بر علیه ما افتاد و جنگ هشت ساله را بر ما تحمیل کردند. بعد از جنگ آمریکا تصور می کرد با خرابی های بعد از جنگ کشور ایران هیچ گاه آباد نخواهد شد. و مسئولین ایرانی برای عمران کشور خواه ناخواه دست خود را بسوی آمریکا دراز خواهند کرد. ولی این اتفاق نیافتاد و کشور با اجرای برنامه هایی به سمت ثبات و آبادانی حرکت کرد.لذا آمریکائیها به فکر حمله نظامی و تحریم اقتصادی افتادند. هدف از تحریم اقتصادی و خواسته هایی که آمریکائیها عنوان می کنند همگی نشانگر براندازی است. روی این موضوع این دو کتاب را نوشتم و آینده مذاکرات را پیش بینی کردم. که پیش بینی آن درست بود.
اقتصاد دان:سوال اول این است آیا نفس مذاکره با آمریکا سود مند است یا نه؟ اگر نیست چرا باید مذاکره کنیم.
احمد قربانی : مذاکرات را سودمند می دانم. و طرفدار این هستم که مذاکرات ادامه یابد. ولی به نتایج آن اطمینان ندارم. یعنی پیش بینی ام این است که این مذاکرات به نتیجه نمی رسد. سودمندی مذاکره به این نیست که ما فکر کنیم از مذاکرات چیزی نصیب ایران می شود. اینطور نیست. اگر امتیازی هم از طریق مذاکرات بگیریم خیلی قابل توجه نیست. ولی مذاکره باعث شده فضای بین المللی بر علیه ایران تغییر کند. تا قبل از مذاکره از ایران به عنوان کشوری که در آینده نزدیک بمب اتم می سازد و آنرا حتماً به جایی می اندازد، یاد می کردند. بر همین اساس آنها توانسته بودند یک اجماع بین المللی بر علیه ایران تشکیل بدهند. مذاکره باید انجام می شد تا این فضای بین المللی شکسته شود. باید اثبات می کردیم تأسیسات هسته ای ایران صلح آمیز است. و ایران قصد جنگ و درگیری و کشتار ندارد. سود مندی مذاکرات این است که ما در این چند وقت توانستیم این فضا منفی بین المللی را بر علیه خود خنثی کنیم.

اقتصاد دان: هدف مذاکرات از طرف ایران برداشته شدن تحریم ها است. آیا با مذاکره می توان تحریم ها را برداشت؟

قربانی : با مذاکره صرف نمی شود تحریم ها را برداشت. ولی هر کاری که می خواهیم انجام دهیم تا تحریم ها برداشته شود، باید در کنار آن مذاکره هم داشته باشیم. لذا نظرم این است که برای برداشتن تحریم ها ابتدا باید ما اثر تحریم ها را در کشور خنثی کنیم. اگر بتوانیم اثر تحریم ها را خنثی کنیم. آن موقع طرف مقابل مجبور می شود، تحریم ها را بردارد. چون اعمال تحریم ها برای آنها هزینه بر خواهد بود .

اقتصاد دان: مذاکرات تا هفت ماه دیگر تمدید شده است. برای سبک شدن تحریم ها کشور ایران چه کارهایی می تواند انجام دهد.
قربانی : ابتدا باید اثر تحریم ها بر کشور کم شود. در حال حاضر بانک مرکزی ایران تحریم شده است. به عبارت دیگر مبادلات پولی با سایر کشورها با مشکلات زیادی روبرو است. برای خنثی سازی می توانیم از راه حل های جایگزین استفاده کینم. مثلا می توانیم بانکهای دو جانبه تشکیل بدهیم. مثل بانک ایران و چین ، یا بانک ایران و هند یا بانک ایران و عراق . وقتی بانکهای دو جانبه تشکیل شود بطوریکه مبادلات پولی بین دو کشور انجام گیرد. در آن صورت اثر تحریم بانک مرکزی کاهش می یابد.
یکی دیگر از آثار تحریم ها، مبادلات بین المللی کشور با دلار است. آمریکا به راحتی می تواند دلارهایی که در بازار جهانی مبادله می شود، کنترل کند. برای اینکه از کنترل آمریکائیها خارج شویم. نباید معاملات بین المللی خود را با دلار انجام دهیم. وقتی بانکهای دو جانبه تشکیل شد. مبادلات پولی هم می تواند با دلار نباشد.
اثر سومی که تحریم ها دارد این است که آمریکائیها هر کسی که با ایران وارد معامله شود. تحریم می کنند و او را جریمه می کنند. اگر بتوانیم با کسانی وارد معامله شویم که آمریکائیها بر آنها تسلط نداشته باشند. این موضوع هم حل می شود.
برای اینکه به این سه هدف برسیم پیشنهاد مشخص من این است که بورس نفت ، بورس کالا و بانکهای دو جانبه را در منطقه آزاد تجاری کیش و قشم راه اندازی کنیم. با این اقدام هر کسی که آمریکا بر او تسلط ندارد، می تواند وارد این مناطق شود، و کالای های مورد نیاز ایران را عرضه کند. و در مقابل کالاهای ایرانی را خریداری کند. در نتیجه آمریکائیها هیچ گاه نمی توانند بر این معاملات نظارت کنند. این امر باعث می شود. تا اثر تحریم تجاری بر علیه ایران کم شود.

اقتصاد دان: یکی از دلایل عدم توافق زیاده خواهی های طرف غربی است در این مورد نظر شما چیست؟

قربانی : بطور منطقی هر مذاکره ای که انجام می شود. دو طرف می خواهند منافعی را بین خود تقسیم کنند. ولی در مذاکرات ایران و آمریکا این گونه نیست. طرف ایرانی می خواهد تحریم ها برداشته شود. به عبارت دیگر طرف ایرانی می خواهد، منافع ناشی از اقتصاد بین الملل را برای ایران هموار کند. ولی طرف آمریکائی چه خواسته ای دارد؟ اگر به گفته های آنها توجه کنید. آنها را بسیار مضحک می بینید. طرف آمریکائی از ایران می خواهد پیچ و مهره تأسیسات هسته ای را از هم باز کنیم. توان نظامی خود را کاهش دهیم، موضوع حقوق بشر آنها هم این است که به گروه های تروریسیتی مانند سازمان مجاهدین خلق اجازه فعالیت داده شود. حالا با این سه خواسته ما باید نگاه کنیم. منافع آمریکا در اجرای این خواسته ها چیست؟ آیا آمریکا منافع کوتاه مدت و بلند مدتی از اجرای این خواسته ها بدست می آورد؟ قطعاً جواب منفی است. پس هدف آمریکا از طرح این خواسته ها چیست؟ فقط یک پاسخ باقی می ماند و آن هم براندازی نظام است. شما توجه کنید. یک نفر مانند احمد شهید دائم با سازمان تروریستی مجاهدین خلق نشست و برخواست دارد. این نشست و برخاست با سازمان تروریستی برای چیست؟ چرا گفته های سازمان های تروریستی برای آمریکا و سازمان ملل به حقوق بشر بر علیه ایران تبدیل می شود؟ چرا آمریکائیها هیچ گاه اقدامات تروریستی سازمای تروریستی بر علیه ایران را محکوم نمی کند؟ این سوالها یک پاسخ می تواند داشته باشد. و پاسخش این است که آنها می خواهند این سازمانها به ایران برگردند و دوباره نا امنی را در کشور تشدید کنند.

اقتصاد دان : آیا فعالیت های هسته ای ایران واقعا یک نگرانی برای غربی ها است یا بهانه ای بیش نیست.

قربانی : بنظر می رسد ، موضوع فعالیت هسته ای ایران بهانه ای بیش نباشد. اولین بار نیست که اینجور بهانه هایی را بر علیه کشور ایران، می تراشند. قبلاً هم اینگونه بوده است. توجه کنید . زمان ناصرالدین شاه قاجار یعنی حدود ۱۳۰ سال پیش آن موقع انگلیسی ها آمدند و پیشنهاد دادند که می خواهند در ایران راه آهن احداث کنند. برای همین منظور امتیازات گوناگونی گرفتند. چند وقتی در ایران چرخیدند و گفتند دارند مطالعه می کنند. چند تا قطعه هم آوردند. بعد گفتند اگر ایران راه آهن داشته باشد به هندوستان حمله می کند. با همین بهانه پروژه احداث راه آهن در ایران را رها کردند. ولی هزینه هایی که ملت ایران تحمل کرده بود را نپرداختند. در زمان رضا خان هم پیشنهاد دادند که کارخانه ذوب آهن را در کرج احداث کنند. پولش را گرفتند و هزینه کردند ولی در آخر سر گفتند اگر ایران کارخانه ذوب آهن داشته باشد، می تواند توپ جنگی درست کند و لندن را به توپ ببندد. لذا این پروژه هم رها شد. این جور پروژه ها برای کشور هزینه بر بوده است. حالا هم خود آمریکائیها در قبل از انقلاب پروژه های اتمی در ایران را پیشنهاد دادند. هزینه اش را هم گرفتند و بعد رها کردند و رفتند. این یک خسارت که بر ما تحمیل کردند. حالا تأسیساتی که خودمان توانسته ایم بسازیم ، می گویند نداشته باشید. که این هم باعث خسارت اقتصادی برای کشور می شود.
اگر این سه واقعه را در کنار هم بگذاریم می بینیم که آنها نمی خواهند کشور پیشرفت کند. لذا بنظر من پذیرش هر گونه تعلیق یا تعطیلی فعالیت های هسته ای برای کشور خسارت بار است و در مذاکرات نباید زیر بار آن رفت. مذاکرات باید ادامه یابد. ولی برای کشور نباید خسارت داشته باشد.
اقتصاد دان: در پایان اگر پیشنهاد خاصی دارید بفرمایید.

قربانی : پیشنهاد مشخص من این است که در این هفت ماه آینده ، وزیر خارجه بهتر است به فکر تأسیس و راه اندازی بانکهای دو جانبه با کشورهای طرف معامله باشد. این بانکها باید راه اندازی شود. لازم نیست وزیر خارجه انرژی خود را در مذاکرات هدر بدهد. مذاکرات می تواند توسط یک مدیر کل وزارت خارجه هم ادامه یابد. ولی وجود بورس کالایی بین المللی و تشکیل بانکهای دو جانبه ضرورت اصلی کشور است. اگر اینها تشکیل شود. آنها مجبور می شوند تمام تحریم ها را بردارند.
اقتصاد دان: با تشکر از شما

 

Web Analytics