ایران و ترامپ

دولت جدید آمریکا در نظر دارد سیاست های متفاوتی را در خصوص ایران به مرحله اجرا بگذارد. اولین سیاست اجرایی او ممانعت از ورود ایرانیان به کشور آمریکا بود. این تصمیم نیاز به ارزیابی ندارد. این یک  تصمیم داخلی کشور  آمریکا است. این تصمیم مشکلات زیادی برای شهروندان ایران بوجود آورده است. در این زمینه وزارت خارجه باید کمک های همه جانبه ای برای کسانی که با این تصمیم به مشکل برخورده اند، اتخاذ کنند. تا آنها بتوانند بگونه ای مشکل پیش روی خود را حل و فصل کنند. از طرف دیگر دولت ترامپ مطالب دیگری در مورد ایران بیان می کند که باید با آن برخورد عاقلانه ای داشت.

    برخورد عاقلانه حکم می کند، که اقدامات مستقل همراه با  احترام  به دیگران اتخاذ گردد.  دوران مرگ بر این و آن گذشته است. اینگونه شعارها راه بجایی نمی برد.  بلکه در اقدامات و موضع گیری ها منافع بین المللی کشور ایران هدف گذاری شود.  یکی از مهمترین منافع  بین المللی کشور  ایران فروش نفت به اندازه سهمیه 6 میلیون بشکه در روز است. اگر تظاهرات موجب  افزایش فروش نفت به سهمیه 6 میلیون بشکه می شود. همه بیایند راهپیمایی و شعار بدهند. ولی اگر از این راه پیمایی  چنین چیزی عاید نمی شود، پس  راه دیگری جستجو شود. یک کشور برای اینکه بتواند منافع مردمش را تأمین کند باید سه چیز را باهم داشته باشد.  پشتیبانی مردمی ، اقتدار نظامی و دیگری انعطاف پذیری بین المللی .  این سه فاکتور با یکدیگر باید بتواند منافع بین المللی کشور را تأمین کند.  منافع بین المللی کشور ایران فروش روزانه 6 میلیون بشکه نفت از خلیج فارس است. اگر ،‌تظاهرات،‌ ساختن موشک  و آزمایش آنها و  گفتگو های بین المللی مثل برجام و یا هر مذاکرات  دیگری منجر به افزایش سهمیه فروش نفت شود. قابل تقدیر است. کلاً هدف نباید گم شود. هدف حفط منافع بین المللی است. 

اگر حفظ منافع بین المللی در کار نباشد. یعنی هدف رسیدن به صادرات 6 میلیون بشکه سهمیه نفت از خلیج فارس مطرح نباشد، هر اقدامی در جهت منافع آمریکا است. چون آمریکا بیشترین منفعت را در سال 1391 و 1392 از کشور ما برد. در این سالها، سهمیه فروش نفت ما به کمتر از 1 میلیون بشکه و عربستان سعودی ، یا همان متحد آمریکا ،سهمیه فروش خود را از 8 میلیون بشکه  به 12 میلیون بشکه رساند. به عبارت دیگر در این زمان ما کلیه منافع بین المللی خود را واگذار کردیم.
حالا  تظاهرات ،‌ آزمایش موشکی  و گفتگوی بین المللی یا مذاکره  باید هدفش مشخص شود. این اقدامات چه تأثیری  بر منافع بین المللی دارد؟ 

اگر تأثیرش  منجر به افزایش سهمیه فروش نفت شود. خیلی عالی است. حتماً این کار را انجام  گیرد. ولی اگر تأثیرش بر سهمیه فروش نفت منفی است. این کارها نباید انجام گیرد.  هر کاری که باعث شود سهمیه فروش نفت ایران کاهش یابد . 

با هدف گذاری فوق حالا اقداماتی که ترامپ در سخنرانی های خود بدان تهدید می کند مورد بررسی قرار می گیرد.

1- حمله نظامی آمریکا به ایران:  این یکی از سخنان ترامپ است. این سخن ترامپ بیشتر یک بلوف است چون کشور آمریکا  هیچ گاه قادر نیست به ایران حمله نظامی کند. اگر  آمریکا می توانست یا می خواست ، در این 40 سال این کار را می کرد. دولت های مقتدری مانند ریگان،‌جرج بوش پدر و یا جرج بوش پسر و حتی کلینتون ها این کار را نکردند.  به هر دلیلی که آنها این کار  را نکردند، پس دولت ترامپ هم قادر نیست کاری انجام بدهد. دولت ترامپ یک دولت ضعیف است.  قطعا این دولت نمی تواند اقدام نظامی و یا اقتصادی بر علیه ایران انجام دهد. از دست دادن متحدان آمریکا ، درگیری های داخلی و کمبود بودجه عملیاتی  کشور آمریکا نشانه ضعف این دولت است. این مسائل باعث می شود ، هیچ گاه ترامپ نتواند، جنگ اقتصادی ،‌ نظامی و ...  را راه اندازی یا اداره کند. حرفی  که خود ترامپ به آنها اذعان کرده است.

 2- مذاکره با آمریکا: شاید گروهی مذاکره با آمریکا را بی فایده قلمداد کنند. با پذیرش این گذاره، باز پیشنهاد می شود، در صورت ضروت با آمریکا مذاکره شود. مذاکره با آمریکا نباید به یک تابو ی  تبدیل شود. بطوریکه کلیه راههای مذاکراتی بسته باشد. راههای مذاکراتی با آمریکا باید باز باشد. اگر خواسته های آمریکا قابل پذیرش نیست. می توان آنرا نپذیرفت.  ولی اصل مذاکره باید همیشه در جریان باشد.

3- تحریم : آمریکا اگر ابزار موثری پیدا کند، همیشه سعی می کند از آن استفاده کند. تحریم ابزاری است که آمریکائیها به این زودی ها آنرا کنار نمی گذارند. در نتیجه،‌ روابط کشور ایران با سایر کشورها باید بگونه ای تنظیم شود که تأثیر گذاری آمریکائیها بر روی آن حداقل شود. مهمترین اقدامی که می توان برای مقابله برداشت، ایجاد بانک های مشترک با کشورهایی است که می خواهند با کشور ایران رابطه تجاری داشته باشند. در اینصورت دریافت وجه فروش کالاهای صادراتی و واردات کشور تسهیل می شود. در ضمن از دخالت کشور آمریکا به دور می ماند.

4- نقض برجام: آمریکائیها نقض برجام را با اقدامات مختلفی شروع کرده اند. این اقدامات تا زمانی که بر روند صادرات نفت و صادرات و واردات سایر کالاهای ایرانی تأثیری نداشته باشد. می تواند نادیده انگاشته شود.  ولی درصورتی که آمریکا الزامات برجام را اجرا نکند. ایران هم می تواند برخی از الزامات را اجرا نکند.  مثلاً اولین اقدام ایران هم می تواند، به عدم ورود بازرسان آژانس انرژی اتمی که تابعیت آمریکایی دارند  و یا در نهایت عدم ورود بازرسانی که در دو سال اخیر به آمریکا سفر داشته اند تسری یابد.  

دسته: سياسي
Web Analytics