نامه اصلاح طلبان

سایت اندیشه روشن،‌  نامه نوشتن عده ای از اصلاح طلبان  را بررسی می کند.

جبهه اصلاحات در سال ۷۶ پدید آمد. علت عمده پیدایش اصلاحات برای اقداماتی بود که دولت سازندگی و هاشمی رفسنجانی انجام داده بود.  هدف عمده تشکیل جبهه اصلاحات و اصلاح طلبان ،‌ سرو سامان دادن به  قوانین و رفتارهایی  بود که در زمان هاشمی انجام شده بود. لذا  جبهه اصلاحات بدونه رفسنجانی  متولد ،‌ سازماندهی و  هویت یافت.  این هویت طی سالها ی ۷۶ تا ۸۴  کاملاً  دست نخورده باقی ماند. به عبارت دیگر بین اصلاح طلبان و هاشمی رفسنجانی اختلاف عمده وجود داشت.  ولی از سال ۸۴ به یک باره اصلاحات  و هاشمی  رفسنجانی  به یک پیکره تبدیل شدند. دلیل عمده اش بخاطر مخالفت اصلاح طلبان و هاشمی رفسنجانی با عملکرد دولت نهم و دهم بود. یعنی هر دو با یک پدیده ای مخالفت می کردند. بعد از فوت آقای  هاشمی رفسنجانی ، جبهه اصلاحات  قصد دارد  به سر ریل اصلی خودش مانند سالهای ۷۶ تا ۸۴  برگردد. این ریل یعنی  با خدمت بیشتر وضعیت جامعه و کشور ایران  بهبود یابد.

وقتی رفسنجانی زنده بود. افکار و عملکردش با رهبری  زاویه داشت . این زاویه موجب شده بود تا  افراد مختلفی در پشت سر آقای هاشمی رفسنجانی قرار بگیرند.  عده ای  می خواستند از این زاویه استفاده کنند. این افراد همه جور آدمی بودند. از مومنین داخلی گرفته تا سلطنت طلب ها و لیبرال های خارج  و گاهی سازمانهای تروریستی مانند مجاهدین خلق هم یک جوری خودش را در آن قالب می کرد. طیف لیبرال ها  و خارج نشینان معتقد به سرنگونی جمهوری اسلامی هستند. عمده  اعتقاد آنها بر جدایی دین از سیاست است. هم آدمهایش مشخص است و هم اعتقاداتشان مشخص است. این آدمها ربطی به اصلاحات ندارند . چون جبهه اصلاحات از افراد متدینی تشکیل شده که می خواهند با خدمت بیشتر به مردم ،‌ مشکلات کشور را حل و فصل کنند. کما اینکه طی سالهایی که قدرت را در دست داشتند این کار را بخوبی انجام دادند. پس خارج نشینان با اصلاحات وجه مشترکی ندارند.

اما  دولت نهم و دهم ،  همه مخالفین و منتقدین دولت  را بی دین و وابسته به خارج تبلیغ  می کردند . در  طرف  جبهه اصلاحات هم  هیچ رسانه ای  وجود نداشت که اصلاح طلبان بتوانند  این تفکیک را انجام بدهند . ویا  بتواند از خود دفاع کند. رسانه های خارجی هم حرف های خودشان را می زنند .

ولی بعد از فوت آقای هاشمی رفسنجانی، همه این افراد باید متکی به شخصیت خودشان باشند. دیگر نمی توانند خود را تابع دیگران  و  جیره خوار خارجی بدانند .خودشان باید برای خودشان تصمیم بگیرند. لذا بسیاری از مومنین اصلاح طلب و میهن پرست که  در طی  ده سال گذشته آنها را با خارج نشینان یکسان فرض کرده اند  باید تکلیف خودشان را معین کنند.  در ضمن  یک اتفاق مهمی  هم افتاده است. اتفاق این است که ترامپ آلان همه ایرانیها را یکسان فرض می کند. همه را راه نمی دهد. پس اگر کسی در ایران حضور داشته باشد،‌دیگر نمی تواند ، دلش را به خارج از کشور خوش کند. چون دیگر در خارج کشور جایی نخواهد داشت. پس عده ای که در داخل کشور هستند،‌ اگر هم طرفدار لیبرال هایی باشند که در خارج هستند،‌ اینها هم نا امید شده اند و مجبورند یک جوری وجهه خود را بازسازی کنند. این در کوتاه مدت به نفع نظام است. چون نظام کشور حداقل برای دو سالی یک دست خواهد شد. این  اقدام زمینه آشتی ملی را فراهم می کند.  اگر کشور بتواند مقداری از مشکلات را حل و فصل کند که دیگر کسی مجبور به مهاجرت به خارج از کشور نباشد و یا اینکه آنهایی که بیشتر برای یافتن کار به خارج از کشور مهاجرت کرده اند ،‌بتوانند در داخل کشور کاری پیدا کنند. و به کشور برگردند، این موضوع باعث تقویت بنیان های اقتصادی کشور در طولانی مدت خواهد شد.
حالا مسئولین کشوری چگونه از این فرصت استفاده کنند. باید منتظر ماند. البته ممکن است مسئولین نتوانند از این فرصت استفاده کنند و یا اینکه این فرصت را به یک تهدید جدیدی تبدیل کنند که این  بستگی به کارکرد و عملکرد گروه های مختلف سیاسی در کشور دارد.  در انتها اصلاح طلب ها که اکثریتی مومن و مسلمان و میهن پرست و اهل خدمت به مردم هستند نمی توانند با چسبیدن مهر طرفدار خارجی خود را از گردونه حضور در اجتماع حذف  کنند پس حق دارند که نامه بنویسند. در ضمن برگشت تعدادی از مومنین خدوم به بدنه جامعه می تواند نوید بخش حل و فصل مشکلات کشور باشد.

 

دسته: سياسي
Web Analytics