نقدی بر الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت2

نوشته احمد قربانی

قسمت دوم : نقد  متن الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت

در ابتدای الگو آمده است.

الف - این الگو با مشارکت گسترده متفکران و صاحب‌نظران ایرانی و بر اساس

جهان‌بینی و اصول اسلامی و ارزش‌های انقلاب اسلامی و با توجه به مقتضیات و

اقلیمی و میراث فرهنگی ایران، بر طبق روش‌های علمی و با استفاده از دستاوردهای

بشری و مطالعه آینده‌پژوهانه تحولات جهانی طراحی شده

سوال این است این الگو با مشارکت کدام متفکر و صاحب نظر نوشته شده است؟ چرا اسمی از آنها نیست؟ چرا پای آنرا امضاء نکرده اند؟ این متفکرین تا بحال در تدوین کدام برنامه مشارکت داشته اند؟

وقتی مشارکت گسترده بوده چرا از این حقیر دعوتی به عمل نیآمده است؟ اینجانب حداقل یک کتاب توسعه اقتصادی نوشته ام . با یک جستجوی سطحی در اینترنت به راحتی می توان به متن کامل آن دست یافت. اتفاقاً شماره تلفن و ایمیل را در ابتدای کتاب نوشته ام. با این مقدمه می خواهم این سوال را مطرح کنم. آیا کسانی که می خواستند الگوی به این مهمی را بنویسند، کتاب بنده را خوانده اند؟ اگر نخوانده اند پس معلوم می شود، تدوین کنندگان معلومات عمیقی نداشته اند. اگر خوانده اند چرا هیچ دعوتی از این حقیر به عمل نیآمد؟

در قسمت بعدی به مبانی اشاره شده است. ابتدا مبانی خداشناسی بحث شده است. در این الگو آمده

مبانی خداشناختی

خدا محوری و توحید، اساس و محور بنیادین حیات فردی و اجتماعی مؤمنان است.

الله معبود یکتا، علیم، حکیم، غنی، رب‌العالمین، رحمن، رحیم، هادی، شارع، تنها مالک

و حاکم مطلق هستی است که

عادل در تکوین، تشریع و سزادهی است؛

واسع، جبران‌کننده، روزی‌دهنده مخلوقات، اجابت‌کننده دعاها و حاجت‌هاست؛

ولی مؤمنان، یاور مجاهدان راه خدا، حامی مظلومان، انتقام‌گیرنده از ظالمان و وفاکننده به وعده خویش است

مطالب بالا مبانی برنامه نویسی و الگو نویسی برای پیشرفت نیست. بلکه مبانی دین اسلام است. که ضرورت به تکرار آن در کتاب برنامه الگوی پیشرفت نیست. چون مبانی خدا شناسی عبارت است از شناخت اسماء و صفات خداوند. اسماء و صفات خداوند هزار صفت می باشد که در دعای جوشن کبیر عناوین هر یک از اسماء و صفات آورده شده است. برای هر اسم و یا صفت هم می توان بصورت تفصیلی مطلب نوشت. اگر بخواهیم این مطالب را بصورت مبسوط در برنامه ها بنویسم، آنگاه موضوع و هدف برنامه نویسی و الگو نویسی گم می شود.

البته این را قبول دارم که در ابتدای هر متنی به چند اسم و صفات خداوند اشاره می شود. این مطالب معمولاً در مقدمه مطلب بیان می شود . که این مطالب، مبانی برنامه الگوی پیشرفت نیست.

در قسمت بعدی آورده شده است

ج - مبانی جهان‌شناختی

جهان با عوالم غیب و شهودش، سرشت توحیدی دارد و مراتب روحانی، مادی،

دنیوی و اخروی‌اش، پیوسته در مسیر تکامل و تعالی به سوی خداوند است

نظام علّی- معلولی بر جهان حاکم است. جهان مادی در طول عالم ماوراست و

عوامل مؤثر در آن منحصر به علل مادی و طبیعی نیست

جهان محل عمل و آزمایش و بستر تکامل و تعالی و یا سقوط معنوی اختیاری

انسان است و بر اساس سنت‌های الهی به کردارهای آدمیان واکنش نشان می‌دهد

خداوند جهان مادی را در خدمت انسان که امانتدار و آبادکننده آن است، قرار داده

که در صورت بهره‌برداری کارآمد و عادلانه، تأمین‌کننده نیازهای او است.

مطالب بالا یکسری جملات خبری و بدیهی است. از وقتی که انسان بر کره خاکی زمین پا نهاده است. وظیفه آبادی آنرا داشته است. سوال این است با این جملات چه باید کرد؟

د - مبانی انسان‌شناختی

هدف از آفرینش انسان، معرفت و عبادت پروردگار و در پرتو آن، دستیابی به مقام قرب و خلیفه‌اللهی است

حقیقت آدمی، مرکب از ابعاد فطری و طبیعی و ساحات جسمانی و روحانی است

بعد فطری او که ناشی از نفخه‌ی الهی است منشأ کرامت ذاتی و نیز برخورداری از اوصاف خداپرستی، دین‌ورزی، کمال‌گرایی، حقیقت‌جویی، خیرخواهی، زیبایی‌گرایی، عدالت‌طلبی، آزادی‌خواهی و دیگر ارزش‌های متعالی استچنان‌که بعد طبیعی او منشأ دیگر اوصاف و نیازهای مادی گوناگون است. انسان در کشاکش مقتضیات این دو دسته صفات و نیازها و تحقق معقول و متعادل آنها به کمالات اکتسابی دست می‌یابد

انسان دارای کمال و سعادت اختیاری است که در صورت انتخاب‌های صحیح و در چارچوب تمسک به هدایت الهی و رشد عقلانی می‌تواند به مرتبه نهایی آن واصل شود

حیات انسان پس از مرگ تداوم می‌یابد و چگونگی حیات اخروی مبتنی بر باور، بینش، منش، اخلاق، کنش و رفتار آدمیان در زندگی دنیوی است

با توجه به مبادی پیش‌گفته، انسان دارای حقوقی از جمله حق حیات معقول، آگاهی، زیست معنوی و اخلاقی، دینداری، آزادی توأم با مسئولیت، تعیین سرنوشت و برخورداری از دادرسی عادلانه است

انسان موجودی اجتماعی است و تأمین بسیاری از نیازها و شکوفایی استعدادهای خود را در بستر تعامل و مشارکت جمعی جستجو می‌کند

مطالب بالا یکسری مطالب بدیهی و محکم است ولی جایگاه آن در نظام برنامه ریزی کجاست؟

ه- مبانی جامعه‌شناختی

جامعه به عنوان بستر تعامل و مشارکت در جهت تأمین انواع نیازها و شکوفایی استعدادها، نافی هویت فردی، اختیار و مسئولیت اعضا نیست ولی می‌تواند به بینش، گرایش، منش، توانش و کنش ارادی آنها جهت دهد و از افراد به ویژه نخبگان اثر پذیرد

ساخت‌یافتگی جامعه عمدتاً مبتنی بر فرهنگ است که به‌مثابه هویت و روح کلی جامعه در اجزاء و عناصر خرد و کلان آن حضور دارد

بنیادی‌ترین واحد تشکیل‌دهنده جامعه، خانواده است که نقشی بی‌بدیل در تولید، حفظ و ارتقای فرهنگ جامعه دارد

جوامع با وجود پاره‌ای تفاوت‌ها، تحت تأثیر سنن الهی و قوانین تکوینی مشترک و فراگیر هستند

شماری از سنت‌های الهی حاکم بر جوامع و تاریخ عبارتند از: پیوند تحولات اجتماعی با نفس و اراده انسان؛ وفور نعمت در اثر تقوی، عدالت و استقامت؛ عذاب و کیفر جامعه در صورت گسترش ظلم، فساد، گناه و ترک امر به معروف و نهی از منکر؛ امهال و استدراج و سلطه مؤمنان بر اهل باطل

تغییرات اجتماعی تحت تأثیر عوامل فرهنگی، جمعیتی و انسانی، جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی، دانشی و فناورانه پدید می‌آید

جامعه دینی مبتنی بر شکل‌گیری مناسبات اجتماعی بر اساس اصول و ارزش‌های دینی است و دینداری فردی آحاد جامعه به تنهایی ضامن تحقق جامعه دینی نیست

جهت‌گیری تاریخ به‌سوی آینده‌ای پیشرفته در تمام ابعاد مادی و معنوی با حاکمیت ایمان و تقوا و رهبری امام معصوم(ع) است

پیشرفت حقیقی با هدایت دین اسلام، رهبریِ پیشوای الهی، مشارکت و اتحاد مردم و توجه به غایت پایدار تحقق کلمه‌ الله حاصل می‌شود

این جملات بالا بدیهی و محکم هستند. جایگاه آن در تدبیر و آرمان برنامه نویسی کجاست؟

و - مبانی ارزش‌شناختی

ارزش‌ها ریشه در واقعیت دارند و اصول آن‌ها ثابت، مطلق و جهان‌شمول است

اصول ارزش‌ها از طریق عقل و فطرت، و تفصیل آن از طریق کتاب و سنت قابل کشف است

ارزش‌ها در ساحت‌های ارتباطی انسان با خدا، خود، خلق و خلقت ساری است

تحقق ارزش‌ها موجب پیشرفت دنیوی و سعادت اخروی است

تحقق کدام ارزش موجب پیشرفت دنیوی و اخروی شده است؟ ابتدا پیشرفت از جهان غرب که ارزش دینی را کنار گذاشت محقق شد. این رابطه را چگونه توجیه می کنید؟

ز - مبنی دین‌شناختی

دین، دستگاه جامع معرفتی- معیشتی است که از سوی خداوند متعال برای تأمین کمال و سعادت دنیوی و اخروی آدمیان نازل شده است

دین کامل، جهان‌شمول و نهایی، اسلام است که بر نبی خاتم(ص) نازل و توسط آن حضرت ابلاغ و تفصیلات آن در سنت پیامبر و اهل بیت(ع) بیان شده است

اسلام با نظام هستی و سرشت انسان، هماهنگی دارد و نقش بدیل‌ناپذیری در تأمین نیازهای نظری و عملی، فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی ایفا می‌کندبه همین جهت استطاعت کامل برای تمدن‌سازی و ارائه‌ی الگوی پیشرفت دارد

اسلام در چارچوب مبانی و اصولی ثابت و پایدار و بر مبنای اجتهاد در عرصه‌های اعتقادی، اخلاقی و شریعت و توجه به عناصر انعطاف‌پذیر فقه اسلامی، توان پاسخگویی به نیازهای نوشونده زمانی و مکانی را دارد

خردورزی و تمسک به دانش بشری و تجارب عقلایی مورد تأکید اسلام است و وحی، مایه شکوفایی عقل محسوب می‌شود. از این رو تمدن‌سازی و پیشرفت اسلامی افزون بر تکیه بر اصول، ارزش‌ها و تعالیم اسلامی، مبتنی بر عقل و دانش بشری نیز هست

شاید یک دین وجود داشته باشد ولی فرقه های مختلف دینی و نحله های مختلف فکری موجب شده تا هر کدام از فرقه ها خود را به صراط مستقیم و مابقی مسلمانان را منحرف بدانند. بعضی از نحله های دینی سایر مسلمان را مرتد و خون مسلمان را مباح می داند . وقتی از دین بحث می شود باید گفت کجای دین و با کدام تفسیر از دین این مطالب قابل پیاده شدن است.

در قسمت بعدی به آرمانها اشاره شده است.

آرمان‌ها

آرمان‌های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ارزش‌های بنیادین فرازمانی و فرامکانی جهت‌دهنده پیشرفت است. مبنایی‌ترین این ارزش‌ها، نیل به خلافت الهی و حیات طیبه است. اهم ارزش‌های تشکیل‌دهنده حیات طیبه عبارتند ازمعرفت به حقایق، ایمان به غیب، سلامت جسمی و روانی، مدارا و همزیستی با هم‌نوعان، رحمت و اخوت با مسلمانان، مقابله مقتدرانه با دشمنان، بهره‌برداری کارآمد و عادلانه از طبیعت، تفکر و عقلانیت، آزادی مسئولانه، انضباط اجتماعی و قانون‌مداری، عدالت همه‌جانبه، تعاون، مسئولیت‌پذیری، صداقت، نیل به کفاف، استقلال، امنیت و فراوانی

این جملات بسیار کلی است. و بطور کلی آرمان نیست. بعضی از این کلمات وظایف انسانها در تمامی اعصار اجتماعی است. لذا آرمان انسانی تلقی نمی شود. مانند انضباط اجتماعی ، قانون مداری ، عدالت همه جانبه ، تعاون ، مسئولیت پذیری، صداقت ، و....

برخی از کلمات اعتقادات انسانی است . به آنها آرمان گفته نمی شود. هر انسانی باید اعتقاد به غیب داشته باشد.

برخی از کلمات وظیفه مستمر دولت ها است و به آنها آرمان برنامه گفته نمی شود. در تمامی زمانها و مکانها است. مانند سلامتی جسمی ، اخوت با مسلمانان و مقابله مقتدرانه با دشمنان

در ضمن این مطالب هیچ کدام ارزش فرا زمانی و فرا مکانی نیستند. بلکه آنها اعتقادات انسانی ، وظایف انسانها در همه زمانها و وظیفه دولتها در همه زمانها است.

در قسمت بعدی به رسالت برنامه اشاره شده است که به شرح زیر است.

رسالت

رسالت ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران حرکت عقلانی، مؤمنانه و متعهدانه در جهت ایجاد تمدن نوین اسلامی متناسب با آرمانها در زیست‌بوم ایران است

نویسندگان این مفهوم  رسالت را چگونه و از کجا پیدا کرده اند؟ این مطلب رسالت مردم ایران است یا رسالت برنامه یا الگوی پیشرفت ؟ قطعاً این مطلب نمی تواند رسالت برنامه و الگوییشرفت باشد. در ضمن مگر تا کنون مردم ایران حرکات غیر عقلایی ، کافرانه و غیر متعهدانه داشته است ؟ که حالا رسالت مردم باید عوض شود و حرکتاش از غیر غقلایی به عقلایی عوض شود؟

در قسمت بعدی به افق برنامه اشاره شده است. بطور طبیعی وقتی به افق برنامه اشاره می شود. یعنی باید آرمانهایی را که در قسمت قبل آورده ایم را بصورت کمی و عددی بیان کنیم در ضمن باید به وضعیت موجود هم اشاره شود.

در متن الگوی پیشرفت در قسمت افق برنامه آورده شده است.

در سال ۱۴۴۴ هجری شمسی مردم ایران دیندار، عموماً پیرو قرآن کریم، سنت پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) و با سبک زندگی و خانواده اسلامی ایرانی و روحیه جهادی، قانون‌مدار، پاسدار ارزش‌ها، هویت ملی و میراث انقلاب اسلامی، تربیت‌یافته به تناسب استعداد و علاقه تا عالی‌ترین مراحل معنوی، علمی و مهارتی و شاغل در حرفه متناسب‌اند و از احساس امنیت، آرامش، آسایش، سلامت و امید زندگی در سطح برتر جهانی برخوردارند

سوال این است مگر در حال حاضر مردم ایران دیندار و پیرو قرآن کریم و سنت پیامبر (ص) نیستند که در 50 سال دیگر این هدف محقق شود؟

در قسمت بعدی آورده است که مردم ایران تا عالی ترین مراحل معنوی، علمی و مهارتی و شاغل در حرفه متناسب اند.

این یک حرفش درست است. چون در حال حاضر مدیران در سطح وزیر هیچکدام در حرفه متناسب با علم و مهارتشان نیستند. گروهی وزیر بدنیا آمده اند. آنها از وزارتخانه ای به وزارتخانه دیگر در گردش هستند. تعدادی از مدیران هم اینگونه هستند. اگر تدبیری بکار گرفته شود که این افراد بگونه ای بازنشسته شوند، همه طرفدار آن هستند. عده ای از آنها حدود 40 سال بعد از انقلاب در شغل های مختلف بوده اند و بازنشسته هم نمی شوند و همچنان به خدمت خود ادامه می دهند.

در قسمت بعدی افق برنامه آورده است.


تا سال ۱۴۴۴ ایران به پیشتاز در تولید علوم انسانی اسلامی و فرهنگ متعالی در سطح بین‌المللی تبدیل شده و در میان پنج کشور پیشرفته جهان در تولید اندیشه، علم و فناوری جای گرفته و از اقتصادی دانش‌بنیان، خوداتکا و مبتنی بر عقلانیت و معنویت اسلامی برخوردار، و دارای یکی از ده اقتصاد بزرگ دنیا است. تا آن زمان، سلامت محیط زیست و پایداری منابع طبیعی، آب، انرژی و امنیت غذایی با حداقل نابرابری فضایی در کشور فراهم شده؛ کشف منابع، خلق مزیت‌ها و فرصت‌های جدید و وفور نعمت برای همگان با رعایت عدالت بین نسلی حاصل شده است. فقر، فساد و تبعیض در کشور ریشه‌کن گردیده و تکافل عمومی و تأمین اجتماعی جامع و فراگیر و دسترسی آسان همگانی به نظام قضایی عادلانه تأمین شده است


متن بالا اگر بعنوان یک آرمان مطرح می شد. قابل قبول بود. ولی بعنوان یک افق برنامه مطلب بی ربطی است. چون مطلبی که در افق برنامه ذکر می شود. باید با عدد و رقم همراه باشد.

در ادامه افق برنامه آورده شده است.

ایران در آن زمان از تداوم رهبری فقیه عادل، شجاع و توانمند و ضمانت کافی برای سیاست‌ها، قوانین و نظامات مبتنی بر اسلام برخوردار است و همچنان با اتکا به آرای عمومی از طریق مشارکت آزادانه مردم در انتخابات به دور از تهدید ثروت و قدرت و با بهره‌گیری نظام‌مند از مشورت جمعی نخبگان اداره می‌شود و قدرت کامل برای دفاع بازدارنده از عزت، حاکمیت ملی و استقلال، امنیت همه‌جانبه و تمامیت ارضی خویش را حفظ کرده و عامل اصلی وحدت و اخوت اسلامی، ثبات منطقه‌ای و عدالت و صلح جهانی است


این متن خلاف عقیده شیعه است. چون شیعه حکومت را متعلق به امام زمان(ع) می داند و همیشه در انتظار ظهور آن حضرت به زندگی خود ادامه می دهد. شاید در 50 سال آینده آقا امام زمان (ع) ظهور نمودند. در اینصورت این جمله بی معنی است.

در ادامه افق برنامه آورده است.

در سال ۱۴۴۴ ایران از نظر سطح کلی پیشرفت و عدالت، در شمار چهار کشور برتر آسیا و هفت کشور برتر دنیا شناخته می‌شود و دارای ویژگی‌های برجسته جامعه اسلامی و خاستگاه تمدن نوین اسلامی ایرانی است

مطالب بالا می توان یک آرمان باشد. نه یک افق برنامه.

در قسمت بعدی به تدابیر برنامه پرداخته است. در برنامه یا یک الگو وقتی بحث از تدبیر می شود. باید راه حل ها نوشته شود.تدبیر در یک الگوی 50 ساله باید ناظر بر کارهایی باشد که در یکسال و دو سال قابلیت اجرایی ندارد. بلکه برای انجام آن، لازم است، چندین برنامه 5 ساله پشت سرهم اجرا شود تا آرمان و اهداف برنامه محقق شود. تدابیر برنامه عبارتند از


تدابیر

۱تبیین و ترویج اسلام ناب محمدی(ص) متناسب با مقتضیات روز
۲تقویت و تعمیق فرهنگ توحیدی و معادباور و ایمان به غیب
۳بسط فرهنگ قرآنی و تعمیق معرفت و تداوم محبت اهل بیت(ع) از طریق زنده نگه داشتن فرهنگ عاشورا و انتظار بدون انحراف و بدعت
۴ترویج آموزه‌های اخلاق اسلامی و هنجارهای مدنی و تبلیغ عملی دین
۵شناساندن علمی و واقع‌بینانۀ ارزش‌ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی
۶گسترش تعلیم‌ و تربیت وحیانی، عقلانی و علمی
۷تربیت نیروی انسانی توانمند، خلاق، مسئولیت‌پذیر و دارای روحیۀ مشارکت جمعی با تأکید بر فرهنگ جهادی و محکم‌کاری
۸ارتقای موقعیت شغلی، کرامت و منزلت اقشار علمی و فرهنگی به ویژه معلمان و استادان
۹تبیین، ترویج و نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی ایرانی سالم و خانواده‌محور با تسهیل ازدواج و تحکیم خانواده و ارتقای فرهنگ سلامت در همه ابعاد
۱۰اهتمام به احیا و توسعه نمادهای اسلامی ایرانی به ویژه در پوشش، معماری و شهرسازی با حفظ تنوع فرهنگی در پهنه سرزمین
۱۱تحقیق و نظریه‌پردازی برای تبیین عدم تعارض‌ دوگانه‌هایی از قبیل عقل و نقل، علم و دین، پیشرفت و عدالت، ایرانی بودن و اسلامیت، و تولید ثروت و معنویت از سوی صاحب‌نظران و نهادهای علمی کشور
۱۲تقویت و گسترش تولید علمی اصیل، بومی و مفید در رشته‌های علوم انسانی با بهره‌گیری از مبانی و منابع اسلامی و دستاوردهای بشری
۱۳توسعه علوم بین‌رشته‌ای و مطالعات و پژوهش‌های چند رشته‌ای بدیع و مفید
۱۴کوشش و تعامل فکری بلندمدت و پایدار نخبگان و مؤسسات علمی برجسته کشور در عرصه بین‌المللی
۱۵حمایت فزاینده و مطالبه متناسب از برجسته‌ترین مؤسسات و شخصیت‌های علمی کشور برای تولید علم در راستای رفع نیازها و حل مسائل اساسی جامعه
۱۶ارزش‌گذاری معلومات و مهارت‌های غیررسمی روزآمد و کارآمد، ارتقای دانش‌های مهارتی و تنوع‌بخشی به شیوه‌های مهارت‌افزایی
۱۷ارتقای دانش پایه و توسعه شبکه‌های علم، فناوری و نوآوری با همکاری متقابل مؤسسات علمی و پژوهشی، صنایع و دولت در فرایند تولید کالا و خدمات
۱۸ارتقای مهارت‌های حرفه‌ای بومی به فنّاوری‌های صنعتی با استفاده از دستاوردهای نوین علمی و تجارب تاریخی و احیای بازارهای تولیدی تخصصی مطابق قابلیت‌های سرزمینی
۱۹پی‌ریزی و گسترش نهضت کسب و کار هنرهای نمایشی و کاربردهای فضای مجازی با استفاده از میراث فرهنگی و ادبی ایرانی اسلامی و قابلیت‌های ملی و محلی مطابق تقاضا و پسند مخاطب منطقه‌ای و جهانی
۲۰التزام به رعایت اصول و قواعد اسلامی در غایت و ساختار تصمیمات، سیاست گذاری ها و نهادسازی های اقتصادی و مالی
۲۱تحقق عدالت مالیاتی و کاهش فاصله‌های جمع درآمد خالص خانوار از طریق ایجاد نظام یکپارچه مالیات ‌ستانی، تأمین اجتماعی و ارائه تسهیلات مالی  با بهره ‌گیری از سامانه جامع اطلاعاتی ملی
۲۲تسهیل ورود کارآفرینان به عرصه های اقتصادی به ویژه اقتصاد دانش بنیان و کاهش هزینه های کسب و کار با تاکید بر اصلاح قوانین، مقررات و رویه های اجرایی کشور
۲۳تحقق عدالت در ساختار قانونی نظام بانکی با ایجاد انضباط پولی، رهایی از ربای قرضی، توزیع عادلانه خلق پول بانکی و بهره‌مند سازی عادلانه آحاد مردم جامعه از خدمات پولی
۲۴استقلال بودجه دولت از درآمد های حاصل از بهره‌برداری از منابع طبیعی و ثروت‌های عمومی و انتقال این درآمد ها به مردم با تأمین عدالت بین نسلی
۲۵توقف خام فروشی منابع طبیعی ظرف ۱۵ سال از زمان شروع اجرای الگو و جایگزینی آن با زنجیره پیش‌رونده تولید ارزش افزوده ملی در داخل و خارج کشور
۲۶مصون ‌سازی و تقویت فرآیندها، سیاست ها، تصمیمات و نهادهای اقتصادی در مقابل تکانه‌ های سیاسی-اقتصادی هدفمند و غیرهدفمند برونزا
۲۷توسعه فعالیت‌های زیربنایی، اقتصادی و اجتماعی و مصرف آب، انرژی و سایر منابع حیاتی متناسب با ظرفیت، حقوق و اخلاق زیستی
۲۸حفظ حقوق مالکیت عمومی بر منابع طبیعی و ثروت های ملی همراه با رعایت ملاحظات صیانتی، زیست محیطی و بین نسلی در بهره برداری از آن‌ها
۲۹کاهش شدت مصرف انرژی و متناسب‌سازی سهم تولید و مصرف انرژی از منابع انرژی پاک
۳۰بسترسازی برای استقرار متعادل جمعیت و توازن منطقه‌ای در پهنۀ سرزمین بر مبنای آمایش ملی و تخصیص امکانات و تسهیل و تشویق سرمایه‌گذاری در بخش‌های اقتصادی و فرهنگی مناطق مختلف و توانمندسازی مناطق محروم با توجه به استعدادهای سرزمینی
۳۱تمرکززدایی در ساختار اقتصادی- مالی کشور با واگذاری برنامه ریزی و تصمیم گیری به استان‌ها و شهرستان‌ها درچارچوب سیاست‌های ملی
۳۲بهره‌گیری از دیپلماسی فعال اقتصادی در کسب فنّاوری‌های پیشرفته و تشویق سرمایه گذاری خارجی برای صادرات و حمایت از صادرات تولیدات داخلی با ارزش افزوده
۳۳فعال کردن قابلیت‌های سرزمینی و موقعیت ارتباطی ایران از طریق ایجاد زیرساخت‌های پیشرفته برای تبدیل ایران به قطب راهبردی فرهنگی، علمی، فناوری و اقتصادی
۳۴گسترش قطب‌های گردشگری طبیعی، فرهنگی، مذهبی و سلامت با محوریت مناطق و مراکز هویت‌ساز
۳۵تأمین امنیت و ایمنی غذا و ترویج تغذیه سالم و ارتقای سازوکارهای نظارت بر تولید و توزیع مواد غذایی و مصرفی
۳۶پوشش همگانی مراقبت‌ها و خدمات و توزیع عادلانۀ منابع حوزۀ سلامت
۳۷همکاری بین‌بخشی و مشارکت نظام‌مند مردمی در ارتقای سلامت با اولویت پیشگیری و کنترل عوامل تهدیدکننده
۳۸تنظیم نرخ باروری در بیش از سطح جانشینی
۳۹اعتلا و تقویت و ترویج دانش بومی در حوزه سلامت مبتنی بر شواهد متقن علمی
۴۰ارتقای توانمندی‌های حوزۀ پزشکی با هدف ارائۀ آموزش، خدمات و تولیدات در سطح ملی و بین‌المللی
۴۱اعتلای منزلت و حقوق زنان و ارتقای جایگاه اجتماعی و فرصت‌های عادلانۀ آنان و تأکید بر نقش مقدس مادری
۴۲ارتقای استقلال، اقتدار، پاسخگویی و تخصصی شدن نظام قضایی و تربیت و جذب قضات عالم و متعهد و دانش‌افزایی مستمر و نظارت بر عملکرد قضات و کارکنان قضایی و اصلاح و الکترونیکی کردن فرایندهای دادرسی
۴۳طراحی و اجرای راه‌های پیشگیری از جرم و افزایش آگاهی و اخلاق اجتماعی و تقوای عمومی

۴۴گسترش فهم عمیق و تحکیم نظریه مردم‌سالاری دینی مبتنی بر ولایت فقیه
۴۵حفظ و تقویت مردم‌سالاری دینی، مشارکت مردمی، عدالت و ثبات سیاسی
۴۶گسترش و تقویت تشکل‌های مردمی به منظور افزایش سرمایه اجتماعی و تحکیم ساختار درونی نظام
۴۷تقویت فضای آزاداندیشی به منظور ارزیابی و نقد علمی سیاست‌ها و عملکردهای گذشته و حال برای تصحیح مستمر آن و حفظ مسیر انقلاب اسلامی
۴۸ارتقای نظارت رسمی، مردمی و رسانه‌ای بر ارکان و اجزای نظام و پیشگیری از تداخل منافع شخصیت حقیقی و حقوقی مسئولان و کارکنان حکومت و برخورد بدون تبعیض با مفسدان به ویژه در سطوح مدیریتی
۴۹اجرای کامل ضمانت‌های پیش‌بینی شده در قانون اساسی در حوزۀ آزادی‌های فردی و اجتماعی و آموزش و ترویج حقوق و تکالیف شهروندی و تقویت احساس آزادی در آحاد جامعه
۵۰تعیین ضوابط عادلانه و شفاف‌سازی فرایندهای تخصیص امکانات و امتیازات دولتی؛ درآمد، ثروت و معیشت مسئولان حکومتی و منابع و هزینه‌های مالی فعالیت سیاستمداران و تشکل‌های سیاسی
۵۱گزینش مسئولان و مدیران بر مبنای التزام عملی آنان به حد کفاف در معیشت و اهتمام ایشان به هنجارهای عدالت، صداقت، راستگویی، اعتماد، فداکاری و پاسخگویی
۵۲تقویت اقتدار حاکمیتی و ارتقای نظام سیاسی و متناسب‌سازی ساختار اداری کشور با روش‌های جدید به گونه‌ای که کمتر از یک درصد جمعیت کشور حقوق‌بگیر دولت باشند
۵۳پیشگیری از شکل‌گیری تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران، گسترش بسیج مردمی و تقویت بنیه دفاعی بازدارنده
۵۴تقریب مذاهب اسلامی و تحکیم اتحاد و انسجام مسلمانان از طریق تأکید بر مشترکات دینی و پرهیز از اهانت به مقدسات مذاهب اسلامی
۵۵ترویج عقلانیت و روحیه جهادی در جهان اسلام و حمایت از حرکت‌های اسلامی و نهضت‌های آزادی‌بخش و استیفای حقوق مردم فلسطین
۵۶تأکید بر چندجانبه‌گرایی، گسترش دیپلماسی عمومی و کمک به حکمیت و صلح بین‌المللی

بعضی از مطالب بالا آرمان هستند. عده ای هدف برنامه و عده ای هم رسالت برنامه است که باید جابجا شود.لذا در اینجا مطلبی بعنوان تدبیر دیده نمی شود.

ادامه در قسمت سوم

دسته: سياسي
Web Analytics