چرا دوران گذار از توسعه نیآفتگی ایران طولانی شد؟

سايت انديشه روشن دلايل  توسعه نيآفتگي كشور ايران اينگونه مطرح مي كند 

بصورت تاریخی جوامع درسه حالت قرار دارند. توسعه نیآفتگی ، در حال گذار، و توسعه یافته .
مشخصه کامل توسعه نیآفتگی در کشور ایران این بوده که، در رآس حکومت یک پادشاه مستبد قرار داشته ودر ذیل پادشاه تعدادی خان وجود دارد که آنها بر مناطق مختلف کشور حکومت می کنند. ما بقی مردم هم رعیت هستند. رعیت هم فقط باید کار کند و در این حکومت هیچ ارزشی برای او قائل نیستند.
مشخصه توسعه یافتگی هم این است که در رآس حکومت افرادی قرار دارند که بصورت انتخابی چه مستقیم یا غیر مستقیم مسئولیت را در دست گرفته اند، در میانه این حکومت ، نهادهای مردمی و تشکل های مردمی قرار دارند که کارهای مردم را انجام می دهند. در ذیل هم مردم در احزاب مختلف متشکل شده اند و حرفهای خود را بصورت رآی و نظر ابراز می کنند.
جامعه ای که مانند حکومت توسعه نیآفته نباشد ولی توسعه یافته هم به آن گفته نشود در حال توسعه می گویند و این حکومت در حالت گذار توسعه نیآفتگی قرار دارد.
کشور ایران در حال گذار از توسعه نیآفتگی قرار دارد. حکومت ایران از زمان امیر کبیر یعنی سال ۱۲۶۶ هجری قمری مصادف با ۱۲۲۸ هجری شمسی و ۱۸۴۹ میلادی این دوران گذار را شروع کرده است. اقدام امیر کبیر هم اینگونه بود، که ایشان ارتش کشور را مستقل از خوانین تشکیل داد، مدرسه و روزنامه و غیره را تأسیس کرد. در مشروطه مردم به دنبال این بودند که رآس حکومت را انتخابی کنند. اقدامات رضا خان موجب شد کلیه خوانین خلع سلاح شوند، در دوران اصلاحات ارضی کلیه املاک و زمینها از خوانین گرفته شد و بین روستائیان تقسیم شد. در سال ۱۳۵۷ رأس حکومت ایران انتخابی شد. وزارت جهاد سازندگی تشکیل شد و کلیه علقه های قومی و قبیله ای را در ایران از بین برد.این وزارتخانه با اقدامات توسعه ای در روستاها توانست حداقل امکانات لازم برای توسعه را در مناطق مختلف کشور پایه ریزی کند. در سال ۱۳۷۹ شورای شهر و روستا تشکیل شد.
با همه اقداماتی که انجام شده است باز کشور ایران را جزء کشورهای توسعه یافته قلمداد نمی کنند. چرا؟ چون هنوز نتوانسته است نهادهای مردمی را فعال کند و مردم را در احزاب مختلف متشکل کند.
سوال این است حال چه باید کرد؟
پاسخ این است که باید قانون اساسی ایران بطور کامل اجرا و خواست مقام معظم رهبری که در سخنرانی کرمانشاه خود فرمودند اجرا شود. اگر این دو اجرا شود کشور ایران توسعه یافته می شود. به عبارت دیگر برای رسیدن به توسعه یافتگی، کشور ایران مشکل قانونی ندارد. بلکه مشکلش این است که قانونی که نوشته شده است، اجرا نمی شود. در ضمن مشکل شرعی و اسلامی هم بر سر راه نیست. اگر سخنان مقام معظم رهبری اجرا شود. مشکل حل می شود.
برای اینکه نهادهای مردمی بر کشور مسلط شوند، می بایست قانون شورای استان و تعیین استاندار توسط این شورا در کشور اجرا شود. در حال حاضر برای تعیین یک استاندار ، وزیر کشور مجبور است با تمامی نمایندگان مجلس شورای اسلامی آن استان ، امام جمعه استان و افراد ذی نفوذ در آن استان هماهنگی لازم را بعمل آورد. تا یک نفر را تعیین کند. سپس این فرد، تعیین شده را در هیئت دولت مطرح و با نظر هیئت دولت برای او حکم صادر می شود. اگر این کاری که فعلا وزیر کشور انجام می دهد قانونی و رسمی شود. مسئله حل می شود. یعنی شورای استان متشکل از نمایندگان مجلس شورای اسلامی همان استان ، تعدادی از نمایندگان شهر و روستا با نظر وزیر کشور، بعضافه نماینده محترم ولی فقیه در استان تشکیل شود. این شورا یک نفر را به عنوان استاندار تعیین و پس از تصویب هیئت دولت ، استاندار شود. به عبارت دیگر این موضوع در قانون اساسی هست، وزیر کشور هم بصورت غیر رسمی اینگونه عمل می کند. اگر این فرایند انتخاب استاندار بصورت رسمی باشد. برای کشور مناسب تر است. چون کسانی که استاندار را انتخاب کرده اند، مسئولیت کار خود را نیز بعهده می گیرند. و مردم هم می دانند، این استاندار را چه کسی انتخاب کرده و کارکردش چه بوده است. و اگر استاندار به درستی عمل نکرد، مردم به چه کسی باید رأی بدهند و به چه کسی نباید رأی بدهند.
در ضمن کلیه اقدامات اجرایی مانند، وظایف و اختیاراتی که در حال حاضر مسئولین مناطق آزاد تجاری دارند، استانداران هم داشته باشند. در اینصورت نهادهای مردمی می تواند حاکمیت مناطق مختلف کشور را بعهده گیرد.
موضوع بعدی گسترش احزاب است. که مقام معظم رهبری در کرمانشاه فرمودند. مقام معظم رهبری فرمودند. بهتر است در زمینه انتخاب رئیس جمهور از طریق مجلس انجام گیرد.
این موضوع هم نیاز به تصویب قانونی خاص ندارد. بلکه این قانون را شورای نگهبان هم می تواند برای خودش تصویب کند.
در حال حاضر هر کسی می تواند کاندیدای ریاست جمهوری شود.
اگر شورای محترم نگهبان در قانون داخلی خود عنوان کند که هر کسی که می خواهد کاندیدای ریاست جمهوری شود. حداقل امضای ۲۰ نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی را هم داشته باشد. بطوریکه آن ۲۰ نفر نماینده در تدوین برنامه اجرایی ریاست جمهوری نقش داشته باشند و اجرای آنرا توسط ریاست جمهوری ضمانت کنند.
در اینصورت هر نماینده مجبور است در یکی از احزابی که در مجلس تشکیل شده حضور و شرکت فعال داشته باشد. نماینده مجبور است، برنامه بنویسد و بر اجرای برنامهای که نوشته و در حال حاضر توسط رئیس جمهور اجرا می شود. نظارت کند.
مردم هم از این به بعد سعی می کنند به افرادی رأی دهند که در احزاب فعال هستند و برنامه درستی دارند. اگر کسی برنامه ای نداشته باشد به او رأی نمی دهند. در نتیجه احزاب هم در کشور فعال می شوند.
maskan dar rokod

دسته: سياسي
Web Analytics