صدور مديريت جهاني

سايت انديشه روشن مطالب فرزین پورمحبی كه بصورت طنز مي باشد به شرح زير منتشر مي كند.
 
در اینکه کشور ما بهترین و پاک ترین مدیران جهان را دارد شکی نیست؛ حتی ما به مرحله ای رسیده‌ام که می توانیم به اقصی نقاط دنیا مدیرانی پاستوریزه همراه با هاله نور صادر کنیم؛ اگر هم نشد حداقل می توانیم بسته های پیشنهادی آنها را برای اداره اقتصاد جهان به عالم و آدم پست پیشتاز کنیم تا شادی هایمان با آنها تقسیم شود و در این همه خوشبختی تک خوری نکنیم.
 
از جمله ویژگی های مدیریتی در کشور ما همچون تولید خودرو های ملی امان، بومی بودن آن است. یعنی ما راه و روش خاص و در عین حال جالب توجه خودمان را داریم. به‌عنوان مثال یکی از کارهایی که مدیران متعهد و متخصص ما معمولا پس از تکیه زدن بر مسند قدرت می کنند تغییر ساختار و چارت تشکیلاتشان است. مشروحش هم می شود به شرح ذیل:
 
1- مرحله شخم زدن : در این مرحله مدیر بسته به شرائط روحی ، دماغی و سلیقه ای خود، تصمیم می گیرد اقدامات زیرساختی انجام دهد و سازمان متبوعش را تفکیک یا ادغام کند. مثلا اگر مدیر صدا وسیما باشد شبکه های تلویزیونی را ادغام می کند، اگر شهردار باشد جنسیت ها را تفکیک می کند، اگر آموزش و پرورشی باشد مقاطع تحصیلی را ادغام و تفکیک می کند، اگر در شرکت سهامی شیر باشد پالم را با شیر ادغام می کند، اگر در بانک باشد اختلاس را از نظام بانکی تفکیک کرده و فساد را ریشه کن می کند و اگر هم در قوه مقننه و مجریه و مقننه باشد، این بلاها را بر سر وزارت خانه ها و سازمان برنامه و بودجه و دادسراها و...می‌آورد و الی آخر.
 
2- مرحله دادن آب و کود: در این مرحله وقت و تمرکز مسئول مربوطه بیشتر صرف این موضوع می شود که به مراکز ادغام شده یا تفکیک شده اش سر و سامان داده و آنها را بارور سازد تا به این و آن ثابت شود چیزی را که مدیران قبلی در آئینه نمی دیدند او در خشت خام می بیند.
 
3- مرحله برداشت: در این مرحله مدیر شروع به بهره برداری از دستاوردهایش می کند اما درست در همین زمان دوره مدیریتی وی به اتمام می رسد و بهره مندی از آنها نصیب مدیر بعدی می شود.
 
4- مرحله خرمن سوزی: در این مرحله مدیر بعدی نه تنها از دستاوردها بهره ای نمی برد، بلکه او نیز مانند مدیر قبلی شروع می کند به شخم زدن و تغییر ساختار و چارت! فقط با این تفاوت که مراحل تفکیک و ادغام این بار عکس مراحل قبلی پی گرفته می شود. یعنی اگر مدیر سابق «تفکیک» کرده بود دستور کار مدیر فعلی «ادغام» می شود و بالعکس!
 
همانطور که اشاره شد این شیوه مبتکرانه در نوع خود منحصر بفرد، جالب و هیجان انگیز است. اما در عین حال مانند همه روشهای نوین دیگر ایراداتی هم دارد. یکی از آنها این است که مدیر وقت، هیچوقت نمی تواند به وظائف تعیین شده اش برسد، چون در اهم و فی الاهم کردن امورات، اثبات نبوغ خود و خرفتی تیم قبلی در الویت قرار می گیرد.
 
البته این مورد به‌نوعی مزیت هم محسوب می شود؛ چراکه اگر مدیر مورد نظر کاری از پیش نبرد کسی نمی تواند از وی متوقع و شاکی شود، چون اگر به اندازه یک سر سیخ هم منصف باشد باید حق دهد که هیچ مدیری با یک دست نمی تواند چند هندوانه بردارد.
 
اما منهای هزینه های صرف شده یکی دیگر از ایرادات این طرح آن است که: وقتی مدیری می خواهد تفکیک و ادغام کند، بعضا چیزهایی را با هم ادغام می کند که هیچ سنخیتی ندارند و ایضا چیزهایی را از هم تفکیک می کند که از سر تا دم با یکدیگر سنخیت دارند.
 
به‌عنوان مثال، هنوز هیچ اندیشمندی نتوانسته تشخیص دهد، چرا روزی روزگاری «وزارت راه و ترابری» با «وزارت مسکن و شهرسازی» ادغام شد. شاید ارتباطشان این باشد که تمامی برنامه ها و راه های صاحب مسکن شدن جوانان، تاکنون به ترکستان ختم شده است.
 
به هر تقدیر طبق چرخه ای که ذکر آن رفت، هم اکنون نوبت به تفکیک این وزرات خانه رسیده و امید است حداقل این بار، همه چیز به سر جای خود برگردد و اگر تفکیکی می شود مثلا این وزارت خانه به وزارت های «راه و مسکن» و «ترابری و شهرسازی» تفکیک نشود؛ تا بلکه برای یک بار هم شده عمر مدیریتی به حدی باشد که سقفی بر سر جوانان و راهی بر سر راه مسافران گسترده شود.
 
آرزو که بر جوانان عیب نیست!

رابطه انسان با مگس

 

رابطه انسان با مگس!
طبق گفته دانشمندان دو نوع بیشتر نمیباشد:
..
رابطه اول مگس روی شما مینشیند:
در این رابطه معلوم میشه که شما چه انسان گوهی هستی!
..
رابطه دوم مگس روی شما نمیشیند:
به خودتان افتخار نکنید در این رابطه نیز معلوم میشود که شما هیچ گوهی نیستی :|
.
.
یار یار یارانه ، اونی که براش میمیرم
یار یار یارانه ، به عشق اون اسیرم
یار یار یارانه ، ماهی یه بار میگیرم
یار یار یارانه ، شاید دیگه نگیرم
یار یار یارانه ، بعد تو من میمیرم
یار یار یارانه
آآآآآآآآآآآآ بیا ماشالا
o
//
/
.
.
تنها موقعی که خانمها با دقت تمام به حرف شوهراشون گوش میدن؛ وقتیه که شوهراشون تو خواب حرف میزنن:)
.
.
به پراید بنزین 1000 تومنی بزنی جفتک میندازه که !!! :|
.
.شما که از 45 هزار تومن نگذشتی
نمی دونم چطور از جونت جلو امریکا میگذری !
.
.
به سراغ من اگر می آیی
چار لیتر بنزینم با خودت بیار :|
.
.
بعضی از حرفارو باید زد و بعضیاشون و باید خورد و اینگونه شد که من زخم معده گرفتم :|
.
.
تصمیم گرفتم توزندگیه خودم دخالت نکنم…
دوستان زحمتشومیکشن!!
 
 نمي دونم اسم بچه ام را چي بگذارم خيلي فكر كردم. خلاصه به اين نتيجه رسيدم كه اسمشو بگذارم  نيو فولدر  تا وقتي كه خودش بزرگ شد اسمشو  ري نيم  كنه هرچي دلش خواست بگذاره
.
ثبت نام ۷۳ میلیون نفر جهت دریافت یارانه؛
ضرب المثل “یک مو از خرس بکنی غنیمته” را جهانی کرد… :)
.
.
شنیــدم این پـسـربـچـه کـوچـیکـا به خـالـه مـهـدشون میگـن
مـهساجون ، پـری جون ، اِلـی جون و …. اینا خیلی خـرشانسن ،
زمان ما اسم مربیمون خانوم عبدالمطلبی بود! :|
.
.
همیشه تو بحث های ایرانی آخرش که میرسه همه برا خودشون تاسف می خورن بعد یهو یکی میگه :آقا اصن هرچی سرمون بیاد حقمونه… بعد میرن شام میخورن!
.
.
حالا اگه کله پاچه یه غذای ایتالیایی بود و اسمش کال پاچینو بود , این روشنفکرای وطنی کلی هم با خوردنش کلاس میزاشتن :|

 

اي بابا اين هم كه تكراريه

 

یه گلدون میخری ۱۰۰هزار تومن، هر روز دمای هوای اطرافشو اندازه می‌گیری

به دقت بهش آب معدنی میدی، بعد دو هفته خراب میشه!
اونوقت پیاز، تو سردترین و تاریکترین قسمت خونه درختچه میشه
 


سرعت نت ایران اینقدر کمه که تا بخوای مخ یکی رو بزنی از یکی دیگه خوشت میاد ...
خلاصه ملت عوضی نیستنااا سرعت نت کمه !!!
 


 گشت ارشاد به يك  پسري  گیر داد که این خانوم چه نسبتی باهات داره ؟

سرشو بالا گرفت و گفت :
ایـــــــن بیژن دوستمه
زیر ابروهاشو برداشته و یکمم موهاشو بلند کرده
 



گشت یه خانومیو بدون مانتو روسری گرفته
سوار ون کردن :|
شاهدا میگفتن :
دختره می‌خواست یه چیزی بگه نمی‌ذاشتن 
:|
آخر سر که ون راه افتاده
رو شیشه ون نوشته
.
.
.
من پسرم!
 



به نظرم رتبه کنکورتون روبرای این که دروغ نگید تو فامیل به ریال نگید به تومن بگید
19000
1900 :))))



من لازم نیست پست بذارم
.
.
.
همین که سایه ام بالا سرتون باشه خیلیه


یارو اومده تو پیج سهراب سپهری پست گذاشته:
"آقای سپهری من عاشق شما و شعراتونم شب ها با شعرهای شما و چشم خیس به خواب میروم، چشم‌ها را باید شست جور دیگر باید دید…"
حالا تا اینجاش اشکال نداره ، دو روز بعدش کامنت گذاشته زیر پست خودش که:
"آقای سپهری تورو خدااااااااااا جواب مرا بدهید حتی یک سلام"
 



ميگن تو جهنم وقتي خدا عذاب الهي رو نازل ميکنه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ايرانى‌ها يه گوشه لم ميدن و ميگن: اي بابا! اينم که تکراريه!



هر وقت زندگی یه ضربه بهت زد ، آروم لبخند بزن و بهش بگو :
" جوجه ! همه زورت همین بود !؟ "
 



بابام تا یه جایی بیشتر ساعتو بلد نیست
وقتی میرم بیرون از یه ساعتی به بعد هی زنگ میزنه میگه میدونی ساعت چنده؟؟؟



ﺯﻧﺪﮔﯽ‌ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎﯾﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻩ ﮐﻪ ﺗﺎﻭﺍﻧﺶ ﺭﺍ من ندهم
.
.
.
.
.
.
.
امضا:ﻋــﻤــﻪ ﺍﺕ



شما یادتون نمیاد منم یادم نمیاد، ولی میگن قدیما یه کسی بوده بهش میگفتن :خواستگار!!!!!
به حق چیزای ندیده و نشنیده....يعني كي بوده؟



داییم رفته واسه باغش سگ خریده که دزد نیاد
.
.
.
.
.
خود سگه رو دزدیدن!
.
.
.
.
.
ایران مهد دلیران، ایران سرای شیران، ایران همیشه جاویداااان!!!


آقا خروسه ضمن اظهار خوشنودی از افزایش قیمت مرغ ادامه داد،
خیلی خوشحالیم که به بالاخره نوامیس عریان ما از پشت ویترن ها جمع آوری شد !


گل افتابگردان را گفتند :
چرا شبها سرت را پایین میندازی ؟؟؟؟
گفت : ستاره چشمک میزنه نمی‌خواهم به خورشید خیانت کنم...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
به سلامتی همه ادمای اسکول که فک میکنن افتابگردون حرف میزنه
 


بعضی از حرفا تو دل آدم می مونه مثل تیکه آخرهلو تو قوطی رانی!
 


کنــارت هستند ؛ تا کـــی !؟
تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند …
از پیشــت میروند یک روز ؛ کدام روز ؟!
وقتی کســی جایت آمد …
دوستت دارند ؛ تا چه موقع !؟
تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند ….
میگویــند : عاشــقت هســتند برای همیشه نه ……
فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود !
و این است بازی باهــم بودن … !!!
 


وقتی که ما ایرانیا میخوایم کسی رو ستایش کنیم؛
عجب نقاشیه نکبت…
چه دست فرمون داره توله سگ…
چه صدایی داره کثافت …
چه گیتاری میزنه ناکس…
استاده کامپیوتره لامصب…
عجب گلی زد بی وجدان…
بی شرف کارش خیلی درسته…
دوستت دارم وحشتنـــــاک…
وقتی که میخوایم ناسزا بگیم یا نیش و کنایه بزنیم ؛
برو شازده…؟
چی میگی بامعرفت …؟
آخه آدم حســـابی…؟
چطوری آی کیو…؟
به به استاد معظــــم…؟
کجایی با مرام…؟
آقای محترم…؟
برو دکتـــر برو…؟
.
.
.
بیاندیش … نخند
 


دیـروز داشـتـم بـا فـراریـم 250تـا مـیـرفـتـم
کـه یـدفـعـه پـلـیـس افـتـاد دنـبـالم :| کـم کـم تـعـداد پـلـیـسـا زیـاد شـد
نـامـردا زورشـون بـهـم نـرسـیـد هـلـیـکـوپـتـر خـبـر کـردن :|
پـیـچ اولـی رو کـه رد کـردم دیـدم جـاده رو بـسـتـن
یـه دسـتـی کـشـیـدم مـاشـیـن 360 درجـه چـرخـیـد پـلیـسـا محـاصـره‌ام کـرده بـودن
خـواسـتـم فـرار کـنـم کـه بـرق رفـت سیـسـتـمــم خـامـــوش شــــد :| ^__^
 



ﺑﭽﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﻣﻬﺪ ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺒﺎﺯﯾﺶ ﻣﯿﺎﺩ. ﻣﻦ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻬﺶ می‌گم: ﻭﻗﺘﻰ ﺑﺎ ﯾﺎﺭﻯ، ﭘﺲ ﭼﻰ ﻛﻢ ﺩﺍﺭﻯ؟
ﮐﺮﻩ ﺧﺮ می گه: ﺧﻮﻧﻪ‌ﻯ ﺧﺎﻟﻰ!
اون وقت من هم سن اون بودم، برای هواپیما باى باى می كردم برام بوق بزنه



به نظرم می تونن دیوارای حموم رو از جنس لیف درست کنن
که آدم راحت مثل خرس کمرشو بکشه به دیوار دیگه !
اینهمه مشقّت برای لیف کشیدن کمر نکشه !
بابا یه ذرم مارو درک کنید خوب شاید حال نداشته باشیم



اول خط سوار تاکسی شدم 1نفر مونده بود تاکسی پر شه بعد نیم ساعت یه دختره اومد راننده به شوخی گفت: خانوم ما 1ساعته منتظر شماییم..
دختره هول شد گفت: ببخشید خواب موندم..
.
.
.
.
ینی ما 4نفر که ترکیدیم. خود تاکسیه از شدت خنده استارت نمیخورده…


خانمه پشت فرمون بود، چراغ سبز شد نرفت
زرد شد نرفت ! قرمز شد نرفت!
افسر رفت پهلوش گفت خانوم شرمنده ما همین 3 رنگ و بیشتر نداریم پسندتون نشد؟


کاشکی میشُد با وسایلم صحبت کنم و
براشون توضیح بدم که من خیلی خسته‌ام …
.
.
.
.
.
خودشون رعایت کنن و پخش و پَلا نشن !!!



بعضــیا انگار خدا تو صداشون کدئــین تزریق کرده
با آدم که حرف میــزنن دردت تســکین پیــدا میکنه
.
.
.
حالا هر کی درد داره
خیــلی منظم تو صف وایسه باش حرف بزنم


ﻋﺎﺷﻖ ﺍﻭﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﺍ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ:
ﺑﻪ ﻳﻪ ﺩﺧﺘﺮﻱ ﻣﻴﮕﻦ:
ﮐﺴﻲ ﺍﺫﻳﻴﺘﺖ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﮕﻮ!
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻫﻢ ﻣﻴﮕﻪ:
ﻋﺰﻳﺰﻡ ﻳﮑﻲ ﺍﺫﻳﺘﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻓﺤﺸﻢ ﺩﺍﺩﻩ!
ﭘﺴﺮﻩ ﻣﻴﮕﻪ:
ﻭﻟﺸﻮﻥ ﮐﻦ ﮔﻠﻢ، ﻣﺮﻳﻀﻦ…!!!


آقا ما یه بار میخواستیم حس خرپولی بهمون دست بده.
عین تو فیلما یه ده تومنی به تاکسی دادیم گفتیم بقیه اش مال خودت از ماشین پیاده شدیم.
راننده ی عزیز لطف کرد زد تو ذوقمون گفت :آقا کجا؟ کرایه تون ۱۱تومنه



پسره ﻗﯿﺎﻓﺶ ﺑﺎ ﺩﻓﺘﺮﭼﻪ ﺑﯿﻤﻪ ۹۰ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺧﺮج ﺩﺍﺭﻩ،
ﻧﯿﻤﺮﺧﺶ ﺷﺒﻴﻪ ﻭﺍﺷﺮ ﺳﺮﺳﻴﻠﻨﺪﺭ ﻭﺍﻧﺖ ﭘﻴﻜﺎﻧﻪ،
ﻫﯿﮑﻠﺶ ﻣﺜﻞ ﻣﺘﮑﺎ ﻟﻮﻟﻪ ﺍﯼ؛ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ پست ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ:
ﻛﺴﻰ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻛﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﻓﺮﻳﺒﻨﺪﻩ‌ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ
ﻗﻠﺐ ﺷﻜﻨﻨﺪﻩ‌ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﺭﻳﺎﺑﺪ،
آﻧﻮﻗﺖ ﻇﺎﻫﺮ ﺯﻳﺒﺎﻳﻢ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻳﺮ ﮔﺎﻣﻬﺎﻳﺶ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﻳﺨﺖ…
ﻳﻌﻨﻰ ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺘﻤﺎاااا
ﺑﺎ ﻣﮕﺲ ﻛﺶ ﺑﻪ ﺍﺳﺮﺍﻳﻴﻞ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ!

با لبخند وارد شويد

 

www.ROZANEHONLINE.com
از این به بعد علاوه بر میوه و شیرینی باید چند گیگ اینترنت هم برا پذیرایی از مهمونامون بگیریم !

زندگی یعنی این

www.ROZANEHONLINE.com

گروه سرگرمی ROZANEH


ﺗﺮﮎ ﺁﺳﺎﻥ ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ ، ﻭﺍﻳﺒﺮ , واتس اﭖ , ﻻﻳﻦ ، ﺗﺎﻧﮕﻮ 
ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺧﻤﺎﺭﻱ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ۱۰۰ % ﺗﻀﻤﻴﻨﻲ
ﮐﺎﻣﻼً ﮔﻴﺎﻫﻲ
ﺑﺪﻭﻥ ﻋﻮﺍﺭﺽ ﺟﺎﻧﺒﻲ
ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ
ﺑﺎ ﮔﻮﺷﻲ ﻫﺎﻱ ﻧﻮﮐﻴﺎ۱۱۰۰ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﻮﻩ ﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﻏﻮﺵ ﮔﺮﻡ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﺪ !

روزنه آنلاین


حالم بد بود رفتم درمانگاه فشارم رو 8 بود
سرمو پایین انداختم اوووووه دیدم کفشامو با وضعی میبینین پام کردم

گروه سرگرمی روزنه


خاطره یکی از اساتید قدیمی دانشگاه شریف- دانشکده متالوژی
.
.
یک بار داشتم برگه هارو تصحیح میکردم..
به برگه ای رسیدم که نام و نام خانوادگی نداشت؛ با خودم گفتم ایرادی ندارد. بعید است که بیش از یک برگه نام نداشته باشد.
از تطابق برگه ها با لیست دانشجویان صاحبش را پیدا میکنم.
تصحیح کردم و 17/5 گرفت. احساس کردم زیاد است؛ کمتر پیش می‌آید کسی از من این نمره را بگیرد..
دوباره تصحیح کردم 15 گرفت...
برگه ها تمام شد؛ با لیست دانشجویان تطابق دادم اما هیچ دانشجویی نمانده بود ...
تازه فهمیدم "کلید" آزمون را که خودم نوشته بودم تصحیح کردم :v
.
.
.
نکته :
اغلب ما نسبت به دیگران سخت گیر تریم تا نسبت به خودمان


آقا اينا كه پرايد وانت ميخرن دلشون مياد توش بار بريزن؟؟؟

من هر وقت با بار ميبينم جيگرم براش كباب ميشه!

http://www.rozanehonline.com 
شبیه دمپایی جلو بستس


میگن گروه خودرو سازی سایپا بعد از گروه داعش دومین گروه تروریست جهان شناخته شده


به 4 چیز اعتماد نکن
.
.
.
.
.
.
.
اول به حرف دختری که وعده میده سر جلسه بهت تقلب برسونه
دوم به استاد و معلمی که در طول ترم نیشش تا بناگوش بازه
سوم به حرف دختری که میگه هفته اخر ترم رو تعطیل کنیم
چهارم به حرف رفیقت که میگه واسه امتحان هیچی نخوندم


گزارشگر: دوست خوبم ارزیابی شما از سال‌های ریاست مهندس ضرغامی بر صداوسیما چیه؟
- این ١٠ سال، دهه طلایی زندگی من بود... (گریه) من در این ١٠‌سال معنی زندگی رو فهمیدم.خونه خریدم، زن گرفتم، ماشین خریدم...
گزارشگر: از مدیر جدید چه انتظاری دارید؟
- همین فرمونو برن. آقا بهشون بگید همین فرمونو ادامه بدن. سنگرو خالی نکنن.
گزارشگر: ببخشید میشه شغل شما رو بپرسم؟
-بله بنده نصاب ماهواره هستم!


یادگاری های ضرغامی

گروه سرگرمی ROZANEH


ﺗﻮﻱ همه ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﻱ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎ ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻬﺖ ﻣﻴﻔﻬﻤﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﺪﻩ !!!
.
.
ﺍﻣﺎ ﺗﻮﻱ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺗﻮ ﺧﻴﺎﺑﻮﻥ ﻳﻪ ﺟﻮﺭﻱ ﻧﮕﺎﺕ ﻣﻴﮑﻨﻦ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﭘﭻ‌ﭘﭻ ﻣﻴﮑﻨﻦ ﻭ ﻣﻴﺨﻨﺪﻥ ﮐﻪ
ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﻲ ﺧﻮﺷﮕﻠﻲ، ﺯﻳﭗ ﺷﻠﻮﺍﺭﺕ ﺑﺎﺯﻩ، خشتکت پاره است .....


پليس اومده بود توو خيابون و به ماشينایی که خلاف پارک کرده بودن توي بلندگو تذکر ميداد :

پيکان !!! .... 
راننده پيکان !!! ... 
حيف گواهينامه که به تو دادن!!!!!

پرايد !!!!!! 
پرايد زود حرکت کن ، آخه تو توي کدوم آموزشگاهی گواهينامه گرفتي؟!؟!؟

راننده ميني بوس!!!اينجا جاي پارک کردنه؟!؟!

وتا اينکه رسيد به يه پورشه!!!!
تن صداش رو آورد پايين و با يه لحن خيلي مهربون گفت: 
پورشه......!!!!! تو ديگه چرا گلم ؟!


فرمون دادن پسرا:
بیا بیا بشکون...
برگردون...
حله دادا..

فرمون دادن دخترا:
بیا بیا...
نه ! اینطوری نیا....
بروجلوو ! 
بیا بیا بیا بیا نه ! 
برو جلو از اول بیا...
بیا بیا بیا 
وای کصافططط نیا نیا لهم کردی نیا....


دقت کردین وقتی کباب با برنج میخوریم ۹۰%حواسمون به اینه که هر دوتاش باهم تموم شه !


در ظرف ماست موسیرو قبلا به خاطر لذتش لیس می زدم، الان به خاطر قیمتش



تحریم ها اثر کنه
لوازم آرایشی وارد نشه
چه بخندیما !


پنج تا داداش پولاشونو رو هم میذارند تاکسی می خرند بعد از چند وقت ورشکست می شند اگه گفتی چرا ؟ آخه پنج تایی با هم می رفتن مسافرکشی ...


ﺷﺎﻧﺲ ﺁﻭﺭﺩﯾﻢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﺷﺪ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﻢ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﺑﺎ چی ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ !


سال ۱۳۶۰ :
پسر : من عاشقتم 
دختر : من با یکی دیگه رابطه دارم!
پسر : میکشــــــمت! (قتل)

سال ۱۳۷۰ :
پسر : من عاشقتم
دختر : من با یکی دیگه رابطه دارم!
پسر : باشه . ( خودکشی )

سال ۱۳۸۰ :
پسر : من عاشقتم 
دختر : من با یکی دیگه رابطه دارم!
پسر : باشه منم میرم یکی دیگه پیدا میکنم :دی

سال ۱۳۹۰ :
پسر : من عاشقتم 
دختر : من با یکی دیگه رابطه دارم!
پسر : اوکی. صبر میکنم تا باهم بهم بزنین


رفتم وام دانشجویی بگیرم از امور مالی دانشگاه
میگم اگه ضامن نداشته باشم چی میشه ؟
میگه منفجر میشی

اینم از نظام آموزشی


به سلامتی دلم که، مثل کلم خالیه... 
ینی هیچی توش نیست...


اینترنتم شده مثله آب حموم باید یا دم صبح بری یا آخر شب که فشار زیاده


«مموتی» اومد از هواپیما پیاده بشه شلوارش افتاد
زود کشیدش بالا و داد زد
کجاست اون زنه که گفت کمربنداتونو باز کنین
همینو میخواستی ؟


پری شب به بابام گفتم خواب دیدم زلزله اومده! ظهرش زاهدان زلزله اومد به بابام گفتم دیدی بهم الهام شده بود ؟
میگه خب بعضی از جانوران این ویژگی‌ها رو دارن !!


دوستم رفته خواستگاری
دختره ازش پرسیده واسه تشکیل خونواده میخوای زن بگیری ؟
گفته :بله
دختر:خودت خواستی زن بگیری؟
دوستم بله
دختر:من قبول کنم شما خوشحال میشی؟
دوستم :بله
دختر: شرمند من با کسی ک سه بار فرصت پ ن پ رو از دست بده ازدواج نمیکنم


این روزا به بچه ها میگن "برو گم شو"
میره تو اتاقش ، بعد بابا مامانه خودشون میرن منت کشی !
قدیما به ما میگفتن برو گم شو ، جا نداشتیم همینطوری مجهول بودیم الان کجا باید بریم !؟


مهمونی نمیریم چون دوستی نداریم ...
دوستی نداریم چون مهمونی نمیریم ...


ینی درگیر این دخترایی هستم که با شلوار لی تو باشگاه ورزش میکنن!!
اینا همونایی هستن که کوه رو هم با کفش پاشنه بلند میرن که سیستمشون بهم نخوره..!


همه نیمکتهای پارک ۲ نفره‌اند...
.
.
.
بیخیال رو چمن میشینم


این اول لپ بوده بعد دست و پا درآورده

گروه سرگرمی روزنه


بلاخره همسایه فقیر ما هم خانه دار شد ...

www.ROZANEHONLINE.com 
مشکل اینجاست که بابت اینم باید پول بدی :(


ﭘﺴﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺭﻓﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺷﺮﻃﯽ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺑﻪ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﻧﯿﺎﯾﺪ . ﺁﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻓﮑﺮ ﭘﯿﺶ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭ ﺳﻦ ﯾﮏ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﭘﺪﺭﻡ ﻣﺮﺩ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺮﺍ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﺮﺝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺧﺖ ﻭ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﯿﺸﺴﺖ. ﺣﺎﻻ ﺩﺧﺘﺮی ﺮﺍ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺷﺮﻁ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻦ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﺍ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺯﺩﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﺎﻥ ﭼﯽ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﺯ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺑﺮﻭ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺭﺍ ﺑﺸﻮﺭ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﻣﻦ ﺑﯿﺎ ﻭ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﯽ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺭﺍ ﮐﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﺷﮏ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺷﺴﺖ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺷﺴﺘﻦ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﭼﺮﮎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﻤﺎﻣﺎ ﺗﺎﻭﻝ ﺯﺩﻩ ﻭ ﺗﺮﮎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺑﻪ ﻟﺮﺯ ﻩ ﻣﯿﻔﺘﺎﺩ.

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﺴﺘﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﯼ ﻣﻦ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻡ ﻧﻤﯿﻔﺮﻭﺷﻢ ...

گروه سرگرمی ROZANEH

 

اومديم ارشاد كنيم كه ارشاد شديم

يك حاج آقا از خاطرات خود تعريف مي كرد 
او گفت يك بار براي ارشاد كردن مردم به يك روستا رفته  که مردمش زیاد اهل مسجدونماز این چیزا نبودن  روز اولی که رفتم مسجد واسه نماز صبح خودم بودم و موذن مسجد..گفتم حالا
مردم کم کم پیداشون میشه روز دوم که رفتم .واسه نماز صبح موذن اومد پیشم گفت ببخشید حاج آقا میخواستم این کلید مسجد رو بهت بدم از فردا صبح خودت یه زحمتی بکش اذون
هم بگو نمازت هم بخون بعد برو چون من باید برم سرکار نمیتونم بیام اذون بگم..گفتم خدایا اینا دیگه کی هستن اینجا کجاست؟
 
با خودم فکری کردم که باید کاری کنم که جوونترها روبا خودم رفیق کنم و اونا رو تشویق کنم و  بکشونم طرف مسجد و این حرفا..رفتم پیش یه عده از اونها و طرح دوستی ریختم.یه روز اومدن پیش من که حاج آقا میای امروز بریم تفریح..گفتم آره میام.مارو سوار موتور کرده و بردند سر یه زمین وسیعی که هندونه کاشته بودن گفتن حاج آقا بفرما هندونه هرچی دلت خواست بچین درشت هاش رو سوا کن..ما هم خوشحال که چه مردم خوبی مشغول پیدا کردن هندونه های درشت و آبدار بودیم که یهو کسی از دور پیدا شد و اون جوون ها  همگي سوار موتور شدند و فرار كردند من هم فرار كردم. رفتم به سمت خيابان اصلي و ايستادم يك ماشين آمد دست بلند كردم و از آن روستا بيرون آمدم . با خودم گفتم عجب ما آمده بوديم اينها را ارشاد كنيم ولي خودمان ارشاد شديم.
Web Analytics