کتاب توسعه اقتصادی

سایت اندیشه روشن کتاب توسعه اقتصادی را به شما معرفی می کند . کل کتاب را می توانید از لینک پایین صفحه بصورت رایگان دانلود کنید

هم اکنون همه کشورها بجز کشورهای اسلامی توسعه یافته اند.  53 کشور، که دینشان را  اسلام عنوان  کرده اند، هنوز توسعه نیافته اند. بطور قطع و یقین، مدیران و حاکمان این کشورها همگی مسلمان هستند. این 53 کشور، از نظر،‌ نژاد، فرهنگ، موقعیت جغرافیائی و زبان با یکدیگر متفاوت هستند ولی در فقر، نا امنی، عقب ماندگی، توسعه نیآفتگی و دین اسلام با یکدیگر مشترک هستند. فقیر ترین و عقب افتاده ترین کشور قاره اروپا ،کشور مسلمان آلبانی است. اکثر کشورهای خاور میانه با آنکه دارای ثروتهای هنگفت و منابع طبیعی هستند، جزء کشورهای عقب مانده و جهان سومی هستند. کشورهای ترکیه، امارات متحده عربی و مالزی تنها کشورهای در حال پیشرفت این مجموعه هستند که حکومت آنها سکولار و حاکمانشان قوانین اسلامی را اجرا نمی‌کنند. کشورهای یمن، افغانستان، لیبی،‌ سوریه، عراق، بحرین و سومالی درگیر جنگهای داخلی هستند. مهمترین عامل نا امنی و انفجار، گروه هایی هستند که نام اسلام و مسلمانی را در پرچم خود قرار داده اند. بالاترین آمار جرم و جنایت، کشتار، ترور، خشونت و نقض حقوق بشر در دنیای امروزی، مربوط به کشورهای اسلامی است.

وضعیت توسعه نیآفتگی کشورهای اسلامی بقدر حاد شده است. که در تدریس درس توسعه  اقتصادی و یا هر جایی که بحث توسعه به میان می آید، دانشجویان و غیر دانشجویان فقط یک سوال مشترک دارند. چرا همه کشورهای اسلامی توسعه نیآفته اند. 

اگر اینگونه باشد، پس تئوری های توسعه اقتصادی را باید بگونه ای باز نویسی کرد که راه حل توسعه کشورهای اسلامی را پیشنهاد کنند. لذا بنظر می رسد تئوری های سنتی توسعه اقتصادی نتوانسته است، برای کشورهای اسلامی نظریه ا ی ارائه کند. 

بر همین اساس کلیه یادداشت هایی که در تدریس درس توسعه اقتصادی داشتم، جمع آوری و آنان را با هدف توسعه نیآفتگی در کشورهای اسلامی باز نویسی کردم. این کتاب می تواند، بعنوان کتاب اصلی برای درس توسعه اقتصادی 2 یا 3 واحدی دوره لیسانس و یا بعنوان یکی از کتابهای اصلی و فرعی درس توسعه اقتصادی در دوره کارشناسی ارشد و دکتری مطرح باشد.

 

دانلود کتاب توسعه اقتصادی

ارزشیابی مالی صندوق های غیر دولتی حمایت از توسعه سرمایه گذاری

گذار موفقيت آميز بخش كشاورزي از وضعيت كشاورزي دهقاني و سنتي به كشاورزي تجاري و مدرن، نياز به سرمايه گذاري بيشتر دارد. براي تقويت سرمايه گذاري بخش كشاورزي ، وزارت جهاد كشاورزي و فعالان بخش كشاورزي بصورت مشترك و با حداكثر 49 درصد سهام بخش دولتي و 51 درصد سهام متعلق به بخش خصوصي، صندوق هاي غير دولتي توسعه سرمايه گذاري بخش كشاورزي را پي ريزي كرده اند. براي افزايش سهام بخش دولتي و فعالان بخش كشاورزي در اين صندوق ، ارزشيابي مالي صندوق هاي غير دولتي توسعه سرمايه گذاري بخش كشاورزي ضرورت دارد.، تا از اين طريق كارنامه اي روشن از اين نهاد در دسترس دولت و فعالان بخش كشاورزي براي تصميم گيريهاي بعدي قرار گيرد.

براي ارزشيابي مالي صندوق ها از روش تجزيه و تحليل نسبت هاي مالي ، فرمول ورشكستگي آلتمن و فرمول روش تحليل پوششي داده ها استفاده شده است. آمار و اطلاعات مورد نياز از ترازنامه هاي صندوق هاي غير دولتي توسعه سرمايه گذاري از بخش كشاورزي در سال 1389 بدست آمده است.

نتايج حاصله از نسبت هاي مالي نشان داد كه از 35 صندوق، تنها نسبت نقدينگي 7 صندوق كارآمد ارزيابي شد. نسبت فعاليت 4 صندوق خوب ارزيابي شد. نسبت هاي اهرمي صندوق ها بدليل عدم دسترسي صندوق ها به اعتبارات بانكي و بخش خصوصي كارآمد تلقي نشد. فرمول ورشكستكي آلتمن وضعيت مالي صندوق ها را سالم ارزيابي نكرد. اين فرمول 12 صندوق را با مشكل مالي بالا و 23 صندوق را ورشكسته ارزيابي كرد. فرمول تحليل پوششي داده ها، صندوق ها را با يكديگر مقايسه كرد. در اين مقايسه فعاليت 13 صندوق را كارآمد و 22 صندوق را ناكارآمد ارزيابي كرد. مهمترين علل ناكارآمدي از نظر فرمول تحليل پوششي داده ها پايين بودن سطح تسهيلات اعطايي صندوق به كشاورزان، عدم جذب منابع اعتباري از بانكها و بخش خصوصي، هزينه بالاي صندوق ها و استفاده اضافي از دارايي ثابت بود.

پيشنهاد شد: صندوق ها فعاليت خود را با يكي از نهادهاي واسطه مالي منطبق كنند، بطور مثال صندوق هاي استاني در قالب شركت سرمايه گذاري، صندوق هاي شهرستاني در قالب شركت تعاوني اعتبار و صندوق هاي ملي در قالب موسسه مالي و اعتباري شكل بگيرند تا بتوانند از امكاناتي كه طبق قوانين كشوري براي اين نهادها مانند: دريافت سپرده پس انداز و سرمايه گذاري يا فروش اوراق بهادار، بهره مند شوند، تا از اين طريق بتوانند منابع بيشتري از بخش خصوصي براي سرمايه گذاري بخش كشاورزي جذب كنند. در ضمن نرخ سود تسهيلات و سرمايه گذاري صندوق ها نيز مانند ارگانهاي مشابه خود تنظيم شود، تا اين صندوق ها در بلند مدت به كاهش ارزش سرمايه و دارايي خود دچار نشوند.

كليد واژه ها :

1-  كارآيي ،2- نسبت هاي مالي ،3- فرمول آلتمن ، 4- تحليل پوششي داده ها ، 5- شركت مادر تخصصي حمايت از توسعه سرمايه گداري ،6- صندوق هاي غير دولتي حمايت از توسعه سرمايه گذاري بخش كشاورزي


دانلود گل مقاله

آسيب شناسي توليدات محصولات كشاورزي در گلخانه ها

تاسيس يكواحدگلخانه ا ي استاندارد و مطلوب،منتج به كاهش هزينه ها، منابع آبي و افزايش توليد مي‏گردد. هرچندبه لحاظ اقليمي ا یران يك كشور چهار فصل است، ولي بامحدوديت منابع مختلف مواجه مي باشد. لذا توسعه کشت گلخانه ای در دستور قرار می گیرد.

عدم گسترش لازم در کشت گلخانه ای می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. تئوری های بازار رقابت کامل در علم اقتصاد، کاهش سود دهی را بعنوان عامل عمده توسعه یک فعالیت عنوان می کند. در نتیجه برای توسعه گلخانه ها اول باید هزینه ها و درآمدهای گلخانه داران تحلیل و راههای کاهش هزینه های غیر ضروری شناسایی گردد. از طرف دیگر عواملی که باعث کاهش درآمد گلخانه داران می‌شود نیز استخراج گردد.

برای این منظور از طریق پرسشنامه 42 نمونه به روش خوشه ای از شهرستان پاکدشت انتخاب شد. از آنجایی که فعالیت گلخانه های شهرستان پاکدشت گل و گیاهان زینتی و خیار بود . در نتیجه برای افزایش اطمینان 8 نمونه از شهرستان هشتگرد و 8 نمونه از شهرک آوه در شهرستان ساوه به آن اضافه شد. در این تحقیق نرخ بازدهی متوسط در گلخانه ها محاسبه شد این نرخ بطور متوسط کمتر از 10 درصد برآورد می شود. ولی اگر آسیب ها یعنی عواملی که موجب افزایش هزینه ها و کاهش درآمد می‌گردد ، حذف گردد، نرخ بازدهی متوسط می تواند به 29 درصد هم برسد.

عمده ترین آسیب هایی که به گلخانه ها وارد می شد. عبارتند از عدم دسترسی به پایانه های فروش صادراتی و سردخانه ها، عدم دسترسی به شبکه گاز سراسری ، اخذ مالیات مانند واحدهای تولیدی صنعتی ، مشکل ثبت املاک و اسناد بود.

1- آسیب عدم دسترسی به پایانه صادراتی فروش وسردخانه : این آسیب باعث شده بود که گلخانه داران گل و گیاه زینتی در پاکدشت 17 درصد از درآمد خود را از دست بدهند.

این آسیب برای پرورش دهندگان خیار در شهرستان پاکدشت حدود 3 درصد بود. یعنی گلخانه های تولید خیار حدود 3 درصد از درآمد خود را در نتیجه عدم دسترسی به پایانه فروش صادراتی و سردخانه از دست می دهند.

این آسیب برای گلخانه های شهر هشتگرد صفر بود. چون آنها دارای پایانه صادراتی و سرد خانه بودند

این آسیب باعث شده بود، گلخانه داران شهرک آوه حدود 6 درصد از درآمد آنها کاهش یابد.

گلخانه داران شهر هشتگرد مشکل عدم دسترسی به پایانه صادراتی و فروش و سرد خانه را حل کرده بودند. آنها بصورت جمعی یک پایانه فروش و سرد خانه احداث کرده بودند. لذا آنها ضایعات محصولات و کاهش قیمت محصول در بازار نداشتند. پس اگر گلخانه داران سایر مناطق هم ، دور هم جمع شوند و تشکلی ایجاد کنند که آن تشکل سرد خانه و پایانه فروش صادراتی احداث کند. مشکل گلخانه داران حل می شود

2- آسیب نهاده و بذر نامرغوب : آسیب نهاده های نامرغوب باعث شده بود که حدود 3 درصد هزینه‌های گلخانه داران گل و گیاه زینتی پاکدشت افزایش یابد. این آسیب برای گلخانه داران تولید خیار پاکدشت حدود 3 درصد و برای گلخانه داران شهرک آوه حدود 1 درصد بود.

مشکل نهاده های نامرغوب هم با دسترسی به فروش صادراتی و سردخانه قابل حل است. گلخانه دارانی که به پایانه فروش صادراتی دسترسی داشتند، می توانستند نهاده ها و بذرهای مرغوب را نیز از خارج کشور دریافت کنند. یعنی گلخانه داران شهر هشتگرد مشکل کود، سم و بذر نامرغوب نداشتند ولی این مشکل برای شهرستان پاکدشت و ساوه وجود داشت.

3- عدم دسترسی به شبکه گاز سراسری : گلخانه های شهرستان پاکدشت همگی به گاز شهری متصل بودند. ولی گلخانه های شهرستان، هشتگرد و ساوه به گاز متصل نبودند. عدم دسترسی به گاز سراسری باعث تحمیل هزینه اضافی به گلخانه داران می شود. در یک گلخانه سه هزار متری هزینه سوخت گاز در طی سال حدود 70 الی 100 میلیون ریال است. در صورتیکه گلخانه به شبکه وصل نباشد این هزینه برای خرید گازوئیل حدود 400 میلیون ریال است.

عدم دسترسی به شبکه گاز باعث شده بود که حدود 5 درصد هزینه گلخانه داران شهرک آوه افزایش یابد. این رقم برای گلخانه های شهر هشتگرد. 4 درصد بود.

4- مشکل ثبت :مشکل ثبت به معنی مشکل داشتن اسناد مالکیت گلخانه داران است. این مشکل برای شهرک آوه در شهرستان ساوه وجود داشت که باعث شده بود. حدود 4 درصد هزینه های این گلخانه داران افزایش یابد. البته این مشکل باعث ایجاد مشکل دیگری به نام عدم دسترسی گلخانه داران به وام بانکی هم شده بود. که این امر باعث تعطیلی تعدادی از گلخانه ها شده بود.

5- مالیات و عوارض : در شهر هشتگرد، پرداخت عوارض و مالیات مانند، واحدهای صنعتی باعث شده بود که حدود 3 درصد از هزینه های آنها افزایش یابد.

6- مشکل سازمان نظام مهندسی: همه گلخانه داران عنوان می کردند که برای دریافت مجوز از سازمان نظام مهندسی مجبور به پرداخت هزینه ای بطور متوسط 20 میلیون ریال و مدت انتظار 200 روزه با 20 روز پیگیری بوده اند. اگر این هزینه ها باعث ارتقاء گلخانه ها شود. هزینه محسوب نمی‌شود. ولی اگر تأثیری در گلخانه ها نداشته باشد، به نوعی آسیب و هزینه اضافی محسوب می‌شود. گلخانه داران با دلایل مختلف عنوان می کردند که برخورد سازمان نظام مهندسی به نوعی آسیب محسوب می شود. ولی به هرحال وجود این سازمان برای سامان دهی گلخانه‌ها ضرورت دارد. ولی باید فکری برای کاهش این آسیب ها نمود.

7- این تحقیق در سطح محدودی انجام گرفته است. ولی به نظر می رسد کلیه مشکلات گلخانه داران احصا شده باشد. این مشکلات نشانگر فقدان یک تشکل فراگیر و قدرتمند در بین گلخانه داران است. و نتایج قابلیت تعمیم به کل کشور را دارد. یعنی بنظر می رسد گلخانه داران مشکل دیگری نداشته باشند. که شناسایی نشده باشد.

ولی با مطالعه ای که بصورت کلان انجام شد و در قسمت 2.6.3. بیان شده است. مشکل عدم توسعه گلخانه ها در استانهای لرستان، گیلان، سمنان و ایلام حاد می باشد. هر چند مشکل این گلخانه دارن نمی تواند، مشکلی غیر از مشکلات بر شمرده در این تحقیق باشد ولی پیشنهاد می گرد. اطلاعاتی از استانهای فوق الذکر نیز دریافت گردد.

جمع بندی

کلیه مشکلات فوق الذکر می تواند توسط تشکل های فرا گیر و قوی حل و فصل شود. لذا وزارت جهاد کشاورزی می تواند، با تقویت اتحادیه ها و تعاونی های گلخانه داران این مشکلات را حل کند. در این زمینه با آقای مهندس ذوالفقاری مدیر عامل محترم اتحادیه گلخانه داران مذاکره شده ایشان ، فرمودند. اگر اتحادیه در روند، صدور مجوز و تمدید آن دخالت داشته باشد، این اتحادیه با ارتباط مستمر با گلخانه داران قادر به حل این مشکلات هست.

ولی در حال حاضر صدور مجوز بهره برداری گلخانه ها در دست سازمان نظام مهندسی است و اتحادیه هیچ دخالتی در روند صدور و تمدید آن ندارد. پیشنهاد می‌شود. کلیه گلخانه داران برای دریافت مجوز بهره برداری و تمدید آن ابتدا به اتحادیه مربوطه مراجعه و بقیه روند قانونی دریافت مجوز از طریق اتحادیه انجام گیرد. بطوریکه گلخانه داران ابتدا مدارک خود را، به اتحادیه تحویل و اتحادیه روند قانون صدور مجوز را پیگیری کند.

  دانلود کل مقاله

بررسی، فضای کسب و کار در شرکت های دانش بنیان بخش کشاورزی

شرکت های دانش بنیان بخش کشاورزی در چهار حوزه زیر فعالیت می کنند. الف - شرکت های تولید گیاهان دارویی و داروهای گیاهی، ب - تولید بذر و نهال . ج- تولید سامانه های آبیاری و د- تولید ماشین آلات کشاورزی .

توسعه این فعالیت ها می تواند مشکلات بخش کشاورزی را با ورود فنآوری های جدید حل و فصل کند. چون در حال حاضر مهمترین مشکل بخش کشاورزی، تولید بذر و نهال مناسب آب و هوای ایران، کمبود ماشین آلات کشاورزی و نبود سامانه های مناسب آبیاری است. از آنجایی که کشور ایران وارد کننده محض محصولات کشاورزی است در نتیجه برای خود اتکاتی در زمینه مواد غذایی راه حلی بجز حل وفصل مشکلات شرکت های دانش بنیان بنظر نمی رسد.

به عبارت دیگر حل مشکلات بخش کشاورزی در گرو توسعه فعالیت شرکت های دانش بنیان بخش کشاورزی است. اگر بخش کشاورزی بتواند بذر و نهال مناسب آب و هوای ایران را تولید کند و سامانه آبیاری مناسبی طراحی و به مرحله اجرا بگذارد بگونه ای که مشکلات کمبود آب مدیریت شود، در اینصورت می تواند، تولیدات خود را چند برابر کند.

حل مشکلات درونی شرکتهای دانش بنیان به تحقیق دیگری واگذار و در این تحقیق تنها مشکلاتی که از فضای بیرونی بر شرکتها تحمیل می شود مورد بررسی قرار می گیرد. مشکلاتی که جزو عوامل خارج از اراده و اختیار بنگاه بوده و مدیران و مالکان بنگاه­ها نمی­توانند این عوامل را تغییر یا بهبود بخشند. در ادبیات اقتصادی، بررسی این بخش از مشکلات و ارائه راه حل جهت بهبود آن، تحت عنوان «فضای کسب و کار» شناخته می شود.

هدف از این تحقیق محاسبه 10 شاخص فضای کسب و کار است. برای محاسبه شاخص های کسب و کار ، شرکتهای دانش بنیان به سه گروه تقسیم شدند. گروه الف- شرکت های تولید کننده، گیاهان داروئی و داروهای گیاهی ، گروه ب- شرکت های تولید ماشین آلات کشاورزی و سامانه های آبیاری و گروه ج - شرکت های تولید بذر و نهال که شامل شرکتهایی که در زمینه ژنتیک، کشت بافت، کشت تراریخته، کودهای زیستی و... می شود. از آنجایی که گروه ساخت سامانه های آبیاری و ماشین آلات کشاورزی، ماهیت یک واحد صنعتی را دارند که تمام یا قسمتی از محصولات خود را در اختیار بخش کشاورزی قرار می دهند. لذا این دو گروه در یکدیگر ادغام شدند.

از هر گروه 5 نمونه با روش انتخاب نمونه در دسترس انتخاب شد. میانگین عدد بدست آمده بعنوان شاخص کسب و کار آن گروه در نظر گرفته شد. در مورد انتخاب نمونه ها از آنجایی که فضای کسب و کار در هر گروه از فعالیت شبیه یکدیگر است. لذا، اظهار نظر یک نفر برای تصویر فضای کسب و کار آن فعالیت کفایت می کند. ولی از آنجایی که ممکن است، یک نفر در توصیف فضای کسب و کار بیش از اندازه غلو و یا اینکه مشکل را کمتر از آنچیزی که هست تعریف کند. لذا از هر گروه 5 نفر انتخاب شد. تا با میانگین عددی نظرات آنها، میزان عددی شاخص بتواند گویای وضعیت کسب و کار آنان باشد. در این تحقیق تقریباً هر 5 نمونه انتخابی وضعیت کسب و کار را یکسان بیان می کردند. بطوریکه انتخاب نمونه بیشتر لزومی نداشت و تغییری در نتیجه حاصل نمی شد.

شاخص های کسب کار محاسبه شده می توانست عددی بین صفر تا 100 اختیار کند. عدد صفر به معنی مشکل بودن وضعیت شاخص و عدد 100 به معنی راحت بودن آن شاخص است.

نتایج شاخص های مورد مطالعه در جدول شماره (4-3) آمده است. که نشان می دهد:

جدول (3-4) مقایسه شاخص های کسب کار شرکت های دانش بینان با میانگین کل کشور

ردیف شرح میانگین کشوری* شرکت های ماشین آلات کشاورزی شرکت تولید گیاهان داروئی شرکت های تولید بذر و نهال
1 شروع کسب و کار 61.11 29 72 6
2 اخذ مجوزهای ساختمانی 13.27 21 33 31
3 دسترسی به انرژی الکتریکی 11.32 14 12 0
1-3 نیروی کار - 95 92 94
4 ثبت مالکیت 11.90 45 25 65
5 اخذ اعتبار 51.87 62 66 61
6 حمایت از سرمایه­گذاران 14.79 14 12 0
7 پرداخت مالیات 31.26 30 35 15
8 تجارت برون مرزی 23.69 3 37 0
9 اجرا و الزام­آور بودن قراردادها 72.57 21 12 10
10 توانایی در پرداخت دیون 34.63 0 40 0
1-10 سایر   25 2 0

1- شاخص شروع کسب و کار در شرکت های دانش بنیان تولید ماشین آلات و سامانه ای آبیاری و تولید بذر و نهال نشان می داد که شروع کار در این گروه فعالیت مشکل تر از متوسط شروع کسب و کار در سایر فعالیت های کشور باشد. ولی وضعیت تولید گیاهان داروئی و داروهای گیاهی نسبتاً آسانتر بود. این وضعیت بدلیل شباهت فعالیت گیاهان داروئی و داروهای گیاهی به فعالیت گلخانه‌ها بود. ولی چون این گروه می توانستند، کمک هایی از معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری نیز دریافت کنند. لذا وضعیت کسب و کار آنها در شروع فعالیت آسانتر از متوسط کشور ایران بود.

2- اخذ مجوز های ساختمانی در شرکت های دانش بنیان مناسب تر از وضعیت عمومی کشور بوده است. این بدلیل کمک ها و پشتیبانی های معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری از این گروه است. از طرف دیگر این گروه ها تقریباً کار آزمانیشگاهی انجام می دادند. آنها یک آزمایشگاه کوچک داشتند و برای بعضی از کارهای آزمایشگاهی هم به آزمایشگاه دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی مراجعه می کردند.

3- دسترسی به انرژی الکتریکی : برای شرکت های دانش بنیان موضوع دسترسی به انرژی الکتریسته در قسمت حمایت از سرمایه دیده شده، ولی در محاسبات متوسط جامعه بصورت مجزا در نظر گرفته شده . دسترسی به انرژی الکتریسیته در پرسشنامه وجود داشت. این رقم برای شرکت های دانش بنیان ماشین آلات کشاورزی و سامانه های آبیاری حدوداً 14 و برای شرکتهای گیاهان داروئی حدوداً 12 و برای شرکتهای بذر و نهال صفر بود. یعنی دو گروه شرکت ها تقریباً وضعیتی مانند کل جامعه داشتند، ولی شرکت های بذر و نهال که شامل: کشت بافت، آزمایشگاه ژنتیک و آزمایشگاه کشت تراریخته و ... بود، وضعیت ‌انرژی الکتریکی برای آنها اصلاً مناسب نبود. این آزمایشگاه ها نیاز به برق با کمترین نوسان و بصورت تثبیت شده داشتند . لذا برای این گروه عدد صفر در نظر گرفته شد.

1-3- استخدام و اخراج نیروی کار. هر سه گروه مشکلی بابت استخدام و اخراج نیروی کار عنوان نکردند.

4- ثبت مالکیت و دارائی ها : البته بالا بودن رقم ثبت مالکیت و دارائی ها بدلیل حمایت معاونت، علمی و فنی آوری ریاست جمهوری از این گروه ها بود. در ضمن بدلیل نو پا بودن این گروه از فعالیت‌ها موضوع مالکیت معنوی بین آنها مطرح نشده بود. بنظر می رسد با گذشت زمان و مشکل مالکیت معنوی این رقم در آینده نزول کند.

5- دریافت اعتبار: برای دریافت وام همگی عنوان می کردند که با کمک معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری توانسته اند وام دریافت کنند ولی این وام کافی نیست. و تنها می توانند کار آزمایشگاهی خود را انجام دهند.

6- حمایت از سرمایه گذاری : در این قسمت زیر ساختهای لازم جهت فعالیت را نشان می داد. این زیرساخت ها مانند، آب ، برق ، آسفالت و دسترسی های مختلف بود. دو گروه ماشین الات کشاورزی و تولید گیاهان داروئی وضعیتی مشابه متوسط کشور ایران بود. ولی برای شرکت های کشت بافت،‌ کشت تراریخته، آزمایشگاه ژنیتک و غیره ، امکانات لازم برای آنها در کشور وجود نداشت.

7- وضعیت مالیات و عوارض شرکتهای دانش بنیان مانند متوسط جامعه ایران بود.

8- فروش و تجارت برون مرزی: شرکت های تولید ماشین آلات کشاورزی و سامانه های آبیاری ، اظهار می کردند که برای آنها در بخش کشاورزی مشتری وجود ندارد. ولی چند تای آنها توانسته بودند مشتری غیر کشاورز داشته باشند که تقاضای این مشتریان بیشتر موقتی است. در مورد گیاهان داروئی آنها کالاهای خود را به شرکت های دارو سازی می فروختند و تعدادی هم به خارج از کشور صادر می کردند. ولی هیچ گونه مشتری برای شرکت های کشت بافت، تراریخته و ژنیتک وجود نداشت.

9- الزام آور بودن قرار دادها: در این قسمت معمولاً شرکت ها قرار دادهایی برای خرید نهاده ها، ملزومات و تعمیرات ساختمان و ماشین آلات خود بر قرار می کنند. وضعیت شرکت های دانش بنیان بدلیل خاص بودن نهاده ها و وارداتی بودن این نهادها سخت تر از متوسط کشور ایران بود.

10- در زمینه توان پرداخت دیون، همگی شرکت های دانش بنیانی که در زمینه گیاهان داروئی و داروهای گیاهی فعالیت می کردند، بدلیل فروش محصولات خود قادر به پرداخت دیون خود بودند ولی سایرین بدلیل عدم فروش محصولات خود، قادر به پرداخت دیون خود نبودند. یعنی در کوتاه مدت و بلند مدت ورشکسته بودند.

1-10- در مورد سایر، موضوع حمایت دولت از این بخش مطرح شد. به عبارت دیگر دولت چه حمایت‌هایی می تواند داشته باشد و چه مقدار حمایت می کند. همه آنها از عدم استقبال وزارت جهاد کشاورزی گلایه داشتند. می گفتند که محصولات آنان را کشاورزان قادر به خرید محصولات آنان نیست و وزارت جهاد کشاورزی هم برنامه ای برای خرید محصولات آنها ندارد.

جمع بندی و پیشنهاد

1- مشکل شرکت های گیاهان داروئی و داروهای گیاهی سیاست های وارداتی دارو است. وقتی امکان دارو در داخل کشور فراهم شده است. موضوع حمایت های تجاری برای توسعه آن در داخل لازم است. که این موضوع باید در اولویت های وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی قرار گیرد.

2- شرکت های تولید ماشین آلات و سامانه های آبیاری کشاورزی،‌ بگونه ای است که شروع فعالیت آنان از معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری شروع می شود، ولی ادامه کار آنها مستلزم همکاری و حمایت وزارت جهاد کشاورزی است. این وضعیت باعث شده تا شرکتهایی در معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری تشکیل شود، آنها کارهایی هم انجام دهند ولی وقتی که بخواهند فعالیت های خود را از حالت آزمایشگاهی به انبوه تغییر دهند، وزارت جهاد کشاورزی برنامه خاصی برای حمایت از آنها در دست ندارد. پیشنهاد می شود، برنامه ای در این زمینه تدوین بطوریکه ماشین آلات و سامانه های تولیدی این شرکت ها در مزارع نمونه تست و آزمایش شود. و این تجهیزات تا تولید انبوه توسط دولت خریداری شود.

3- شرکت هایی که به تولید بذر و نهال مشغولند، یعنی شرکتهای کشت بافت، تراریخته، ژنتیک، کودهای زیستی و... این شرکتها توسط معاونت علمی و فن آوری تشکیل می شود. هدف از این گروه تولید بذر و نهال مناسب می باشد. این شرکتها درسطح آزمایشگاهی تولیداتی دارند ولی امکان تولید انبوه برای این گروه فراهم نیست. چون برای تولید بذر و نهال علاوه بر سرمایه کلان، نیاز به خرید تکنولوژی هم هست. بطور مثال برای تولید بذر خیار نیاز به وجود یک مزرعه 50 الی 60 هکتاری و داشتن سالنهای کاملاً بهداشتی و قرنطینه شده جهت، بانک ژن، آزمایشگاه ژنتیک، سالن کشت بافت، سالن پرورش کشت بافت، سالن گرده افشانی ،‌ و در نهایت سالن گلخانه است. برای احداث چنین مزرعه ای علاوه بر زمین حدود 100 میلیارد ریال سرمایه ریالی و 60 میلیون دلار سرمایه ارزی است. در ضمن در این مزرعه باید کلیه متخصصین کشت بافت، ژنتیک، کشت تراریخته، کود زیستی و..... مشغول بکار باشند.

لذا پیشنهاد می شود. کمیته ای مشترک بین وزارت جهاد کشاورزی و معاونت علمی و فن آوری تشکیل شود. شرکت هایی که توانسته اند تولیداتی داشته باشند مورد بررسی قرار گیرند و کسانی که صلاحیت لازم را دارند، در یک شرکت متمرکز شوند. سپس دولت با اعطای وام ریالی ، ارزی و خرید تکنولوژی از خارج کشور، زمینه تولید نهال و بذر را در کشور ایجاد کند.

 

دانلود کل مقاله

عشق موازي در پيچ و خم اداري

 

 

هرچي فكر مي كنم، اين عقل من به جايي قطع نمي دهد. نمي دونم بايد چكار كنم. خلاصه يك جوري بايد اين حرف دلم را بزنم. اگه نزنم كه دق مي كنم.

خلاصه، فكر بكري كردم. راه حل همينه و بس. فكر كنم غفور بتونه كمكم كنه .

تنها دوست من توي اداره همين غفوره ،

غفور توي اداره نظافت چي هست و منم آبدارچي

طفلكي غفور جايي براي نشستن و استراحت نداره ، وقتي خسته مي شه

مي آيد توي آبدار خانه ، من هم يك چاي دبش براش مي ريزم.

اون هم چايي را مي خوره و كمي هم با هم صحبت مي كنيم.

آخر ساعت اداري ، غفور خسته ، به آبدارخانه آمد، يك چايي برايش ريختم ،

توي آبدار خونه يك صندلي بود، رفتم يك صندلي ديگر آوردم و دو نفري نشستيم توي آبدارخانه.

 تا حرف دلم را بزنم. ببينم كمكم مي كند يا نه ؟

سر صحبت را با غفور باز گردم

گفتم: غفور ، اگه كاري نداري مي خواستم يك ساعتي با تو حرف بزنم.

غفور گفت: خيلي خسته ام ولي كاري ندارم. هر چي دلت خواست بگو.

همه چيز را به غفور گفتم

غفور گفت : حالا من بايد چكار كنم؟

گفتم : اگر مي تواني يك نامه برايم بنويس

آخه من كه هيچ سواد ندارم. نه بلدم بنويسم و نه بلدم بخونم

ولي غفور يك كوره سوادي دارد، فكر كنم پنج كلاس درس خونده باشه

غفور گفت: من بلدم بنويسم ولي نمي دانم چه بايد بنويسي، تو بگو ، من برات مي نويسم.

گفتم بنويس :

سيمين خانم سلام

چند وقتي است كه مي خواهم يك چيزي بگويم ، ولي نمي توانستم بگويم. خيلي سعي كردم كه اين حرف را به شما بزنم ولي نشد. امروز دلم را به دريا زدم كه حتماً ، اين حرف را به شما بزنم ولي نشد. چون وقتي صبح برايت چايي آوردم، تا خواستم سر صحبت را باز كنم، يك مرتبه آقاي رئيس اداره شما را صدا كرد و شما رفتيد. ساعت 10 دوباره برايت چايي آوردم كه بگويم ، باز هم نشد. چون يك مرتبه تلفن زنگ زد و شما مشغول صحبت شديد، دم ظهري مي خواستم بگم ، كه ديدم رفتي نهار و نماز،  خلاصه قيد صحبت كردن را زدم،  اصلاً گفتنش سخت است. فكر نكن كه بلد نيستم حرف بزنم، نه اصلاً اينطوري نيست، من توي شهر خودمان سري دارم و سرداري ، براي خودم كسي هستم. ولي از بد روزگار آمدم و اينجا آبدارچي شده ام. ما توي ولايت خودمان كلي گوسفند و گاو داريم ، كلي زمين كشاورزي داريم. براي خودمان بيا و برويي داريم. اين ها را گفتم كه بداني من هم كسي هستم، فكر نكني من آدم بي سر و پايي هستم. حالا از بد روزگار ما هم به مشكل برخورد كرديم. چون سواد نداشتم، دادم غفور بنويسد. همانطوري كه مي داني همه جوانان روزي يك نفر را انتخاب، و با او ازدواج مي كنند، من هم شما را انتخاب كرده ام. اگر مايل باشي من پدر و مادرم را از ده بيآورم خواستگاري تا بقيه كارها به لطف خدا جور شود.    با تشكر مراد

وقتي كه حرفهايم تمام شد، غفور يك مقداري نامه را نگاه كرد و يك چيزهايي نوشت و بعدش نامه را به من داد.

من هم اين نامه را روي ميز سيمين خانم ، منشي اداره گذاشتم تا صبح زود كه آمد آنرا بخواند و جواب بدهد.

صبح فردا، وقتي چايي را براي سيمين خانم بردم

سيمين خانم گفت: نامه شما را گذاشته ام توي كارتابل رئيس.

گفتم : براي چي بايد رئيس آنرا بخواند. لازم نبود.

سيمين خانم گفت: من هيچ نامه اي را نمي خوانم. من منشي اداره هستم . قانون اول منشي گري اين است كه بايد حافظ اسرار اداره باشم. هرچي كمتر بدانم بهتر است. نامه را دادم رئيس حتماً كارت را راه مي اندازد. به رئيس هم گفتم كه آقا مراد،  آبدارچي خوب و مؤدبي است. با نظر مساعد دستور بدهيد.

رنگ از رخسارم پريد، لرزه به بدنم افتاد، نزديك بود ، اين چندتا فنجان چايي از دستم بيافتد و بشكند. خيلي سعي كردم، سيني از دستم نيافتد. دائم اين سيني مي لرزيد ، خلاصه به آبدارخانه رسيدم. سيني را روي ميز گذاشتم و روي صندلي نشستم و محكم زدم توي سرم .

سرم را گذاشتم روي ميز و اصلاً نمي دانستم چه كار كنم. نيم ساعتي اينطوري بودم كه تلفن زنگ زد.

آقاي رئيس بود. گفت : مراد جان سه تا چايي خوش رنگ بيار، مهمون داريم، بعدش با سيمين خانم صحبت كن.

گفتم: اي واي خراب شد. يك كم فكر كردم، با خودم گفتم شايد درست شده است. سه تا چايي خوش رنگ بردم براي رئيس.

در را باز كردم و وارد شدم. رئيس مهمان داشت. سه تا چايي را گذاشتم روي ميز.

رئيس حرف خودش را با مهمانان قطع كرد و به من گفت: دستور دادم،  معاون اداري مشكلت را حل كند.

خيلي ترسيدم ، نمي دانستم چكار كنم. لبخند زوركي زدم و گفتم ، خيلي ممنون آقاي رئيس. هميشه سايه شما بالاي سر ما باشه.

از در بيرون آمدم. سيمين خانم گفت:  آقا مراد اين پول را بگير ، برو شيريني و ميوه بخر، زود برگرد،

گفتم: شرمنده ام . سيمين خانم ، نامه من كجاست؟

سيمين خانم گفت: نامه ات توي كارتابل بود. رئيس نامه را به معاون اداري ارجاع داده، چند دقيقه پيش ، غفور كارتابل نامه ها را برد.

نمي دانستم چكار كنم. ولي بايد دستور رئيس را سريع انجام مي دادم. از اداره خارج شدم و بطرف ميوه فروشي و شيريني فروشي رفتم. يك بار دلم  مي گفت، كه كار تمام شده است. سيمين خانم قبول كرده و رئيس دستور داده ميوه و شيريني بخريم ، رئيس هم آدم خيلي خوبي است. شايد بخواهد در حق من پدري و يا برادري كند. خدا از پدري كمش نكند. خيلي آدم مهرباني است.

يك بار دلم مي گفت: نه شايد اين شيريني و ميوه براي مهمان ها باشد، و آقاي رئيس نامه را خوانده ، حالا بعد از اينكه ميهمانها بروند ، آن وقت مرا تنبيه خواهد كرد.

با اين افكار ميوه و شيريني را خريدم. براي اينكه دلم هزار جا نرود. رفتم پيش سيمين  ميوه و شيريني ها را به به او  دادم. گفتم: سيمين خانم شما نامه را خوانده ايد و رئيس در مورد نامه با شما صحبت كرد.

سيمين خانم  گفت : نه، من نامه را نخوانده ام. فكر نكنم رئيس هم آنرا خوانده باشد. چون رئيس مهمان داشت. دستور داد معاون اداري  مشكل تو را حل كند.

كمي آرام شدم. ولي اگر معاون اداري اين نامه را بخواند چه؟

حتماً مي رود به رئيس مي گويد و تنبيه مي شوم . كمترين تنبيه هم اين است كه از اين اداره من را بيرون مي اندازند، آن موقع براي يك لقمه نان بايد...

خيلي دلواپس بودم. نمي دانستم چكار كنم.

ولي به يكباره فكري به ذهنم رسيد.

نامه ها را غفور اينطرف و آنطرف مي برد. بهتر است از غفور بخواهم كه اگه معاون اين نامه را نخوانده است. آنرا از كارتابل خارج كند.

غفور را پيدا كردم و همه چيز را به او گفتم. به يك باره غفور حالش بد شد. غفور گفت:  اي واي بدبخت شديم.

من كه ديگر توي اين اداره نمي مانم.

به آبدار خانه رفتم . تلفن زنگ زد، تلفن را برداشتم.  معاون اداري بود. پشت تلفن گفت: مراد جان جلسه داريم، چهارتا چايي خوش عطر و خوشبو بريز بياور ،

چايي ريختم و بطرف اتاق معاون اداري رفتم . معاون اداري با چند نفر جلسه داشت. چايي را روي ميز گذاشتم.

در همين حين معاون اداري گفت: مراد جان ، دستور دادم آقاي حسيني  بهت وام بدهد. برو  نامه ات را پي گيري كن.

نفس راحتي كشيدم ، خلاصه اين نامه را رئيس و معاون نخوانده بودند. ولي اداره وام چي ؟

توي همين فكر بودم ، بطرف آبدارخانه برگشتم. بايد به غفور مي گفتم، كه تا اينجا بخير گذشته است. ولي بيا كمك كن  هر جوري شده ، نامه را از كارتابل ها خارج كند. يك مقدار كه توي اداره گشتم. غفور را پيدا نكردم، چون عجله داشتم، در راهرو مي دويدم تا دوباره به آبدار خانه برگردم.  به يك باره آقاي حسيني خودش را جلوي من انداخت، تا محكم با هم برخورد كنيم .

 آقاي حسيني با لحن شوخ طبعي به من گفت: بچه مواظب خودت باش. ما توي آسمانها پي شما مي گشتيم و شما را توي راهرو پيدا كرديم.

سلام كردم

حسيني گفت: عليك سلام پسر خوب. اول برو يك چايي سفارشي براي من بياور، تا در مورد وام با هم صحبت كنيم. چايي ريختم و به اتاق آقاي حسيني رفتم.

وارد اتاق شدم. با خودم گفتم كه تا اينجا  يك جوري فرار كرديم ، ولي اگر آقاي حسيني نامه را خوانده باشد.چه ؟

چايي را روي ميز آقاي حسيني گذاشتم.

آقاي حسيني گفت: بفرماييد بنشينيد.

روي صندلي نشستم.

اقاي حسيني گفت: نامه ات در مورد گاو و گوسفند بود. ما براي گاو و گوسفند وام پرداخت نمي كنيم. لذا دستور دادم نامه ات بايگاني شود. ولي چون رئيس و معاون دستور داده ، اين فرم ها را بگير و آنرا تكميل كن تا در نوبت وام قرار بگيري.

نفس راحتي كشيدم. فرم ها را گرفتم. ولي بايد اين نامه را هر جوري شده گم و گور مي كردم.

 نامه جاي خوبي رفته بود. بايگان آقاي وحيدي بود. وحيدي دوستم بود. بايد مي رفتم با وحيدي صحبت مي كردم كه اين نامه را بايگاني نكند و آنرا يك جوري از بين ببرد.

رفتم آبدار خانه ، تقريباً ساعت 3 بعد از ظهر بود. يك چايي ريختم و بطرف بايگاني رفتم.

وقتي وارد بايگاني شدم. وحيدي داشت نامه مرا مي خواند و دستورات را چك مي كرد.

سلام كردم.

وحيدي گفت: عليك سلام ، پسر گل .

لبخندي زد و گفت نامه قشنگي است. همه آنرا برايت مي خوانم .

ابتدا نامه مرا همانطور كه به غفور گفته بودم ، خواند. بعدش اينطوري ادامه داد

سيمين خانم ، تا اينجاي نامه را آقا مراد گفته و من نوشته ام ، همانطور كه مي دانيد مراد سواد ندارد. در ضمن روي پيشنهاد مراد فكر نكنيد.  اگر اشكالي ندارد روي من هم حساب كنيد. دوست دارم از شما خواستگاري كنم.  با تشكر غفور

سپس رئيس بالاي نامه نوشته بود.

معاون اداري، با نظر مساعد مشكلات آقا مراد حل شود.

معاون در پايين تر نوشته بود:

آقاي حسيني ، آقا مراد را در نوبت وام هاي ضروري قرار دهيد.

آقاي حسيني هم نوشته بود

اقاي وحيدي ، نامه بايگاني شود. در ضمن فرم دريافت وام به آقا مراد اعطا شد. 

دانلود كل كتاب 

Web Analytics