بررسی، فضای کسب و کار در شرکت های دانش بنیان بخش کشاورزی

شرکت های دانش بنیان بخش کشاورزی در چهار حوزه زیر فعالیت می کنند. الف - شرکت های تولید گیاهان دارویی و داروهای گیاهی، ب - تولید بذر و نهال . ج- تولید سامانه های آبیاری و د- تولید ماشین آلات کشاورزی .

توسعه این فعالیت ها می تواند مشکلات بخش کشاورزی را با ورود فنآوری های جدید حل و فصل کند. چون در حال حاضر مهمترین مشکل بخش کشاورزی، تولید بذر و نهال مناسب آب و هوای ایران، کمبود ماشین آلات کشاورزی و نبود سامانه های مناسب آبیاری است. از آنجایی که کشور ایران وارد کننده محض محصولات کشاورزی است در نتیجه برای خود اتکاتی در زمینه مواد غذایی راه حلی بجز حل وفصل مشکلات شرکت های دانش بنیان بنظر نمی رسد.

به عبارت دیگر حل مشکلات بخش کشاورزی در گرو توسعه فعالیت شرکت های دانش بنیان بخش کشاورزی است. اگر بخش کشاورزی بتواند بذر و نهال مناسب آب و هوای ایران را تولید کند و سامانه آبیاری مناسبی طراحی و به مرحله اجرا بگذارد بگونه ای که مشکلات کمبود آب مدیریت شود، در اینصورت می تواند، تولیدات خود را چند برابر کند.

حل مشکلات درونی شرکتهای دانش بنیان به تحقیق دیگری واگذار و در این تحقیق تنها مشکلاتی که از فضای بیرونی بر شرکتها تحمیل می شود مورد بررسی قرار می گیرد. مشکلاتی که جزو عوامل خارج از اراده و اختیار بنگاه بوده و مدیران و مالکان بنگاه­ها نمی­توانند این عوامل را تغییر یا بهبود بخشند. در ادبیات اقتصادی، بررسی این بخش از مشکلات و ارائه راه حل جهت بهبود آن، تحت عنوان «فضای کسب و کار» شناخته می شود.

هدف از این تحقیق محاسبه 10 شاخص فضای کسب و کار است. برای محاسبه شاخص های کسب و کار ، شرکتهای دانش بنیان به سه گروه تقسیم شدند. گروه الف- شرکت های تولید کننده، گیاهان داروئی و داروهای گیاهی ، گروه ب- شرکت های تولید ماشین آلات کشاورزی و سامانه های آبیاری و گروه ج - شرکت های تولید بذر و نهال که شامل شرکتهایی که در زمینه ژنتیک، کشت بافت، کشت تراریخته، کودهای زیستی و... می شود. از آنجایی که گروه ساخت سامانه های آبیاری و ماشین آلات کشاورزی، ماهیت یک واحد صنعتی را دارند که تمام یا قسمتی از محصولات خود را در اختیار بخش کشاورزی قرار می دهند. لذا این دو گروه در یکدیگر ادغام شدند.

از هر گروه 5 نمونه با روش انتخاب نمونه در دسترس انتخاب شد. میانگین عدد بدست آمده بعنوان شاخص کسب و کار آن گروه در نظر گرفته شد. در مورد انتخاب نمونه ها از آنجایی که فضای کسب و کار در هر گروه از فعالیت شبیه یکدیگر است. لذا، اظهار نظر یک نفر برای تصویر فضای کسب و کار آن فعالیت کفایت می کند. ولی از آنجایی که ممکن است، یک نفر در توصیف فضای کسب و کار بیش از اندازه غلو و یا اینکه مشکل را کمتر از آنچیزی که هست تعریف کند. لذا از هر گروه 5 نفر انتخاب شد. تا با میانگین عددی نظرات آنها، میزان عددی شاخص بتواند گویای وضعیت کسب و کار آنان باشد. در این تحقیق تقریباً هر 5 نمونه انتخابی وضعیت کسب و کار را یکسان بیان می کردند. بطوریکه انتخاب نمونه بیشتر لزومی نداشت و تغییری در نتیجه حاصل نمی شد.

شاخص های کسب کار محاسبه شده می توانست عددی بین صفر تا 100 اختیار کند. عدد صفر به معنی مشکل بودن وضعیت شاخص و عدد 100 به معنی راحت بودن آن شاخص است.

نتایج شاخص های مورد مطالعه در جدول شماره (4-3) آمده است. که نشان می دهد:

جدول (3-4) مقایسه شاخص های کسب کار شرکت های دانش بینان با میانگین کل کشور

ردیف شرح میانگین کشوری* شرکت های ماشین آلات کشاورزی شرکت تولید گیاهان داروئی شرکت های تولید بذر و نهال
1 شروع کسب و کار 61.11 29 72 6
2 اخذ مجوزهای ساختمانی 13.27 21 33 31
3 دسترسی به انرژی الکتریکی 11.32 14 12 0
1-3 نیروی کار - 95 92 94
4 ثبت مالکیت 11.90 45 25 65
5 اخذ اعتبار 51.87 62 66 61
6 حمایت از سرمایه­گذاران 14.79 14 12 0
7 پرداخت مالیات 31.26 30 35 15
8 تجارت برون مرزی 23.69 3 37 0
9 اجرا و الزام­آور بودن قراردادها 72.57 21 12 10
10 توانایی در پرداخت دیون 34.63 0 40 0
1-10 سایر   25 2 0

1- شاخص شروع کسب و کار در شرکت های دانش بنیان تولید ماشین آلات و سامانه ای آبیاری و تولید بذر و نهال نشان می داد که شروع کار در این گروه فعالیت مشکل تر از متوسط شروع کسب و کار در سایر فعالیت های کشور باشد. ولی وضعیت تولید گیاهان داروئی و داروهای گیاهی نسبتاً آسانتر بود. این وضعیت بدلیل شباهت فعالیت گیاهان داروئی و داروهای گیاهی به فعالیت گلخانه‌ها بود. ولی چون این گروه می توانستند، کمک هایی از معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری نیز دریافت کنند. لذا وضعیت کسب و کار آنها در شروع فعالیت آسانتر از متوسط کشور ایران بود.

2- اخذ مجوز های ساختمانی در شرکت های دانش بنیان مناسب تر از وضعیت عمومی کشور بوده است. این بدلیل کمک ها و پشتیبانی های معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری از این گروه است. از طرف دیگر این گروه ها تقریباً کار آزمانیشگاهی انجام می دادند. آنها یک آزمایشگاه کوچک داشتند و برای بعضی از کارهای آزمایشگاهی هم به آزمایشگاه دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی مراجعه می کردند.

3- دسترسی به انرژی الکتریکی : برای شرکت های دانش بنیان موضوع دسترسی به انرژی الکتریسته در قسمت حمایت از سرمایه دیده شده، ولی در محاسبات متوسط جامعه بصورت مجزا در نظر گرفته شده . دسترسی به انرژی الکتریسیته در پرسشنامه وجود داشت. این رقم برای شرکت های دانش بنیان ماشین آلات کشاورزی و سامانه های آبیاری حدوداً 14 و برای شرکتهای گیاهان داروئی حدوداً 12 و برای شرکتهای بذر و نهال صفر بود. یعنی دو گروه شرکت ها تقریباً وضعیتی مانند کل جامعه داشتند، ولی شرکت های بذر و نهال که شامل: کشت بافت، آزمایشگاه ژنتیک و آزمایشگاه کشت تراریخته و ... بود، وضعیت ‌انرژی الکتریکی برای آنها اصلاً مناسب نبود. این آزمایشگاه ها نیاز به برق با کمترین نوسان و بصورت تثبیت شده داشتند . لذا برای این گروه عدد صفر در نظر گرفته شد.

1-3- استخدام و اخراج نیروی کار. هر سه گروه مشکلی بابت استخدام و اخراج نیروی کار عنوان نکردند.

4- ثبت مالکیت و دارائی ها : البته بالا بودن رقم ثبت مالکیت و دارائی ها بدلیل حمایت معاونت، علمی و فنی آوری ریاست جمهوری از این گروه ها بود. در ضمن بدلیل نو پا بودن این گروه از فعالیت‌ها موضوع مالکیت معنوی بین آنها مطرح نشده بود. بنظر می رسد با گذشت زمان و مشکل مالکیت معنوی این رقم در آینده نزول کند.

5- دریافت اعتبار: برای دریافت وام همگی عنوان می کردند که با کمک معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری توانسته اند وام دریافت کنند ولی این وام کافی نیست. و تنها می توانند کار آزمایشگاهی خود را انجام دهند.

6- حمایت از سرمایه گذاری : در این قسمت زیر ساختهای لازم جهت فعالیت را نشان می داد. این زیرساخت ها مانند، آب ، برق ، آسفالت و دسترسی های مختلف بود. دو گروه ماشین الات کشاورزی و تولید گیاهان داروئی وضعیتی مشابه متوسط کشور ایران بود. ولی برای شرکت های کشت بافت،‌ کشت تراریخته، آزمایشگاه ژنیتک و غیره ، امکانات لازم برای آنها در کشور وجود نداشت.

7- وضعیت مالیات و عوارض شرکتهای دانش بنیان مانند متوسط جامعه ایران بود.

8- فروش و تجارت برون مرزی: شرکت های تولید ماشین آلات کشاورزی و سامانه های آبیاری ، اظهار می کردند که برای آنها در بخش کشاورزی مشتری وجود ندارد. ولی چند تای آنها توانسته بودند مشتری غیر کشاورز داشته باشند که تقاضای این مشتریان بیشتر موقتی است. در مورد گیاهان داروئی آنها کالاهای خود را به شرکت های دارو سازی می فروختند و تعدادی هم به خارج از کشور صادر می کردند. ولی هیچ گونه مشتری برای شرکت های کشت بافت، تراریخته و ژنیتک وجود نداشت.

9- الزام آور بودن قرار دادها: در این قسمت معمولاً شرکت ها قرار دادهایی برای خرید نهاده ها، ملزومات و تعمیرات ساختمان و ماشین آلات خود بر قرار می کنند. وضعیت شرکت های دانش بنیان بدلیل خاص بودن نهاده ها و وارداتی بودن این نهادها سخت تر از متوسط کشور ایران بود.

10- در زمینه توان پرداخت دیون، همگی شرکت های دانش بنیانی که در زمینه گیاهان داروئی و داروهای گیاهی فعالیت می کردند، بدلیل فروش محصولات خود قادر به پرداخت دیون خود بودند ولی سایرین بدلیل عدم فروش محصولات خود، قادر به پرداخت دیون خود نبودند. یعنی در کوتاه مدت و بلند مدت ورشکسته بودند.

1-10- در مورد سایر، موضوع حمایت دولت از این بخش مطرح شد. به عبارت دیگر دولت چه حمایت‌هایی می تواند داشته باشد و چه مقدار حمایت می کند. همه آنها از عدم استقبال وزارت جهاد کشاورزی گلایه داشتند. می گفتند که محصولات آنان را کشاورزان قادر به خرید محصولات آنان نیست و وزارت جهاد کشاورزی هم برنامه ای برای خرید محصولات آنها ندارد.

جمع بندی و پیشنهاد

1- مشکل شرکت های گیاهان داروئی و داروهای گیاهی سیاست های وارداتی دارو است. وقتی امکان دارو در داخل کشور فراهم شده است. موضوع حمایت های تجاری برای توسعه آن در داخل لازم است. که این موضوع باید در اولویت های وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی قرار گیرد.

2- شرکت های تولید ماشین آلات و سامانه های آبیاری کشاورزی،‌ بگونه ای است که شروع فعالیت آنان از معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری شروع می شود، ولی ادامه کار آنها مستلزم همکاری و حمایت وزارت جهاد کشاورزی است. این وضعیت باعث شده تا شرکتهایی در معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری تشکیل شود، آنها کارهایی هم انجام دهند ولی وقتی که بخواهند فعالیت های خود را از حالت آزمایشگاهی به انبوه تغییر دهند، وزارت جهاد کشاورزی برنامه خاصی برای حمایت از آنها در دست ندارد. پیشنهاد می شود، برنامه ای در این زمینه تدوین بطوریکه ماشین آلات و سامانه های تولیدی این شرکت ها در مزارع نمونه تست و آزمایش شود. و این تجهیزات تا تولید انبوه توسط دولت خریداری شود.

3- شرکت هایی که به تولید بذر و نهال مشغولند، یعنی شرکتهای کشت بافت، تراریخته، ژنتیک، کودهای زیستی و... این شرکتها توسط معاونت علمی و فن آوری تشکیل می شود. هدف از این گروه تولید بذر و نهال مناسب می باشد. این شرکتها درسطح آزمایشگاهی تولیداتی دارند ولی امکان تولید انبوه برای این گروه فراهم نیست. چون برای تولید بذر و نهال علاوه بر سرمایه کلان، نیاز به خرید تکنولوژی هم هست. بطور مثال برای تولید بذر خیار نیاز به وجود یک مزرعه 50 الی 60 هکتاری و داشتن سالنهای کاملاً بهداشتی و قرنطینه شده جهت، بانک ژن، آزمایشگاه ژنتیک، سالن کشت بافت، سالن پرورش کشت بافت، سالن گرده افشانی ،‌ و در نهایت سالن گلخانه است. برای احداث چنین مزرعه ای علاوه بر زمین حدود 100 میلیارد ریال سرمایه ریالی و 60 میلیون دلار سرمایه ارزی است. در ضمن در این مزرعه باید کلیه متخصصین کشت بافت، ژنتیک، کشت تراریخته، کود زیستی و..... مشغول بکار باشند.

لذا پیشنهاد می شود. کمیته ای مشترک بین وزارت جهاد کشاورزی و معاونت علمی و فن آوری تشکیل شود. شرکت هایی که توانسته اند تولیداتی داشته باشند مورد بررسی قرار گیرند و کسانی که صلاحیت لازم را دارند، در یک شرکت متمرکز شوند. سپس دولت با اعطای وام ریالی ، ارزی و خرید تکنولوژی از خارج کشور، زمینه تولید نهال و بذر را در کشور ایجاد کند.

 

دانلود کل مقاله

Web Analytics